نویسنده
عبدالوهاب بن ابراهیم بن عبدالوهاب، زنجانی، خزرجی، شافعی، عزالدین، الزنجانی بعد از ۶۵۵.
نویسنده اورجینال
عبدالوهاب بن إبراهيم بن عبدالوهاب، الزَّنْجَاني، الخزرجي، الشافعي، عز الدين ، الزَّنْجَاني بعد
محل انتشار
-
خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع
مبادله
نوع
كتاب
زبان
عربی
دیجیتال
خیر
نسخه خطی
بله
تعداد صفحات
18
ابعاد فیزیکی
18 11 سم.13.3 5.5 سم
کتابخانه
دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت
20191921
محل کتابخانه
1104 / مجموع
تاریخ
1126 هجری قمری، قرن دوازدهم هجری قمری
یادداشتها
حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و درود بر سرور خلق محمد و آل او و همه یارانش باد. بدانید که ریخت شناسی در زبان به معنای تغییر است و در صنعت: تبدیل یک اصل واحد به نمونه های مختلف با معانی مورد نظر که بدون آن به دست نمی آید. سپس فعل: یا سه یا چهار و هر یک از آنها: یا مجرد یا اضافی در آن، و هر یک از آنها: یا صوت یا بی صدا. منظور از سلیم: کسانی که حروف اصلی آنها مطابق با فا و عین و لام حفظ شده است مانند حروف مصوت و حمزه و حروف ضعیف. و اما ثلاث انتزاعی: اگر مضارع آن فعل باز باشد، زمان حال آن انجام دادن یا انجام دادن با افزودن یا شکستن چشم است، مانند: پیروزی برای دادن پیروزی، و ضربه زدن برای ضربه زدن. حرف یاما با فتحان العین می آید، هر چند حرف عین برای فعل او یا لما یکی از حروف حلق باشد که عبارتند از: همزه، ها، عین، ها، غان و خا، مانند: درخواست می کند، می خواهد، مانع می شود و رد می کند، شاه است. اگر مبنی بر فعل چشم شکسته باشد: حال آن فعل با چشم باز است مانند: می دانست، می دانست مگر استثنایی مانند: حساب کرد و خواهرانش. و اگر بر فعل چشم بسته باشد: فاعل آن با چشم بسته انجام می شود مانند: حسن بهبود می بخشد .... فصلی در ساخت اسم الزمان و مکان که با کسری چشم انجام می دهد در موضوع چشم شکسته: مانند نشستن و شب نشینی و آن که با گشایش چشم مانند فربه و وصول به آن عمل کند و انجام دهد. قتلگاه و شرب و محل و دباغی و مفرد: مسجد و مشرق و مغرب و طلوع و قتلگاه و تأسیسات و محل تلاقی و مسکن و آرامگاه و مبدأ و محل پیدایش و گشایش در برخی از آنها ذکر شده است. در همه آنها در صورت صحت فعل، فاء و لم جایز است. و اما از حرف نامنظم «ف» که همیشه در همان کسری است: مانند «محل»، «قرار»، «فصل» و «المجل» و از حرف نامنظم «ل» که همیشه باز است: مانند «پناه»، «هدف»، «آبیار»، «سخت شده» و «معله». برخی از آنها ممکن است شامل تاء مؤنث باشد: مانند المزانه، مکبریه و مشرقه و شاد: مشرقه و مکبریه با دمام. و از آنچه علاوه بر سه است: مانند مضارع، مانند مدخل و مقام، و اگر در محل چیزی زیاد باشد، از ثلاث مجرد مفعت گفته می شود، پس گفته می شود: «زمین مصبعه»، «مصادعه»، «مضحبه»، «مبتحق» و «مبتحق» و «مبتحق» و «مَبْتَحْتَهُ». و اما اسم ساز: آن چیزی است که فاعل در معالجه شیء به کار می برد تا اثر به آن برسد، پس به صورت: مفائل و مفاعله و مفائل مانند محلاب و رفتگر و کلید و صافی می آید و می گفتند: مرقعه بر این اساس و هر که می خواست محل را باز کرد. و آنچه عجیب است: مسح و مسات و مداق و غربال و سرمه و محارده با میم و عین ترکیب شده و آمده است: مدق و پستال به قیاس. اخطار بنای مره از اسم ثلاث مجرد: روی فعل با فتح است پس می گوید: ضربه ای زدم و برخاستم. از جمله چیزهایی که با ضمیمه یک «ها» به آن سه اضافه می شود، عبارتند از: «بخشیدن» و «ابتداء»، به جز آنچه در هر دو «تا» مؤنث است، پس یکی وصف کردن آن مانند این است که می گویید: رحمت او یک رحمت است و غلتش یک غلت زدن. ساختن صورت و فعل با شکستن نوع فعل می گویید: خوش ذوق و نشستن است و الله اعلم.
Kaynaklar ve Referanslar
كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون مصطفى بن عبد الله حاجي خليفة (1067) ( 2
/ 1138 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 4
/ 179 )
Mecmua İçindeki Sıra No
2
Satır Sayısı
11