اخلاق متعالی

عنوان اخلاق متعالی
نویسنده اکتار، سیبل
تاریخ انتشار: 2011
محل انتشار - اسپرینگر
نوع كتاب
زبان انگلیسی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: دانشگاه اوزیغین
شناسه دارایی کتابخانه 978-94-007-0624-8
شماره ثبت 7e40699a-abcd-4353-8ee8-32179d35369b
محل کتابخانه علوم انسانی و اجتماعی
تاریخ 2011
یادداشت‌ها با توجه به محدودیت های کپی رایت، دسترسی به متن کامل این مقاله تنها از طریق اشتراک امکان پذیر است.
متن نمونه دیدگاه هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و متافیزیکی ما تعیین‌کننده‌ی بسیار مهمی در چگونگی درک ما از اخلاق و امکان گفتمان اخلاقی است. کانت، جی.ای. مور و ویتگنشتاین گفتمانی کاملاً شیوا در مورد اخلاق داشتند، اگرچه در ابتدا با هم ناسازگار بودند. کانت اخلاق را متعلق به واقعیت مافوق محسوس می داند، مور به ما می گوید که «خوبی» مفهومی غیرطبیعی و شهودی شناخته شده است. ویتگنشتاین می‌گوید که «عملاً به چیزی احترام می‌گذاشت» که خودش نمی‌توانست در مورد آن صحبت کند. هر دو کانت و ویتگنشتاین ممکن است حداقل یک نقطه مشترک در مورد ایده ماورایی بودن اخلاق پیدا کنند، در حالی که مور به شدت مخالف است. من سعی خواهم کرد نشان دهم که تصور مور از «خوب» به عنوان یک شیء غیرطبیعی که در زمان وجود ندارد، بدون فرض یک «ابژه متعالی» و وجود یک واقعیت فوق محسوس، همانطور که کانت انجام می دهد، دشوار است. من نقش فراتر رفتن از محدودیت های زبان را در برداشت ویتگنشتاین از اخلاق در جایی که خود را در نگرش ما نسبت به جهان نشان می دهد، بررسی خواهم کرد. من استدلال خواهم کرد که ویتگنشتاین اخلاقی استعلایی را با شرحی از نگریستن به گونه‌های فرعی جهان، بدون نیاز به واقعیتی فوق محسوس پیشنهاد می‌کند.
Cilt 108
مشاهده در منبع دانشگاه اوزیغین دانشگاه اوزیغین - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه اوزیغین - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دانشگاه اوزیغین

اخلاق متعالی

نویسنده اکتار، سیبل
تاریخ انتشار 2011
محل انتشار - اسپرینگر
نوع كتاب
زبان انگلیسی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه دانشگاه اوزیغین
شناسه دارایی کتابخانه 978-94-007-0624-8
شماره ثبت 7e40699a-abcd-4353-8ee8-32179d35369b
محل کتابخانه علوم انسانی و اجتماعی
تاریخ 2011
یادداشت‌ها با توجه به محدودیت های کپی رایت، دسترسی به متن کامل این مقاله تنها از طریق اشتراک امکان پذیر است.
متن نمونه دیدگاه هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و متافیزیکی ما تعیین‌کننده‌ی بسیار مهمی در چگونگی درک ما از اخلاق و امکان گفتمان اخلاقی است. کانت، جی.ای. مور و ویتگنشتاین گفتمانی کاملاً شیوا در مورد اخلاق داشتند، اگرچه در ابتدا با هم ناسازگار بودند. کانت اخلاق را متعلق به واقعیت مافوق محسوس می داند، مور به ما می گوید که «خوبی» مفهومی غیرطبیعی و شهودی شناخته شده است. ویتگنشتاین می‌گوید که «عملاً به چیزی احترام می‌گذاشت» که خودش نمی‌توانست در مورد آن صحبت کند. هر دو کانت و ویتگنشتاین ممکن است حداقل یک نقطه مشترک در مورد ایده ماورایی بودن اخلاق پیدا کنند، در حالی که مور به شدت مخالف است. من سعی خواهم کرد نشان دهم که تصور مور از «خوب» به عنوان یک شیء غیرطبیعی که در زمان وجود ندارد، بدون فرض یک «ابژه متعالی» و وجود یک واقعیت فوق محسوس، همانطور که کانت انجام می دهد، دشوار است. من نقش فراتر رفتن از محدودیت های زبان را در برداشت ویتگنشتاین از اخلاق در جایی که خود را در نگرش ما نسبت به جهان نشان می دهد، بررسی خواهم کرد. من استدلال خواهم کرد که ویتگنشتاین اخلاقی استعلایی را با شرحی از نگریستن به گونه‌های فرعی جهان، بدون نیاز به واقعیتی فوق محسوس پیشنهاد می‌کند.
Cilt 108
دانشگاه اوزیغین - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه اوزیغین شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید