رساله ای در قافیه
(رسالة في علم القافية)
| عنوان | رساله ای در قافیه |
|---|---|
| عنوان اورجینال | رسالة في علم القافية |
| محل انتشار | - خانه نسخ خطی اسلامی |
| موضوع | ارائه می دهد |
| نوع | كتاب |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | خیر |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 3 |
| ابعاد فیزیکی | 29.8 19.2 سم.21.4 14.2 سم |
| کتابخانه: | دارالمختوتات - دار المخطوطات |
| شماره ثبت | 20192060 |
| محل کتابخانه | 1097 / مجموع |
| یادداشتها | حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و صلوات و درود بر سرورمان محمد و آل او و همه یارانش باد. و اما آنچه در ادامه می آید: این کتاب قافیه است. بدان که علم قافیه نسبت به عروض علم شریفی است مانند نسبت صرف به نحو. رسم اکثر علمای عروضی است که علم قافیه را بعد از علم عروض ذکر می کنند، ولی بعضی از آنان گفته اند که علم قافیه از علم ارجمندی است که علاوه بر علم ساختن آن مناسب نیست. شیخ ابوالفتح غثمان بن جنی، صرف و نحو الموسلی، در ابتدای کتاب المعرب گفته است: علم قافیه به طور کلی، اگر چه متصل به عروض و مانند جزء آن باشد، اما از آن لطیف تر و لطیف تر باشد، و کسی که آن را بررسی کند، به مهارت و زبان و استنتاج آن نیاز دارد. نسبی درک آن دشوار است، سمیع المطلع، وار الممالک. و بدانید که در تعریف قافیه بین علما اختلاف است. شیخ ابوالحسن سعید بن مسعد الاخفش می گوید: «قافیه» آخرین کلمه آیه است، مانند جواد سود عماد، اما چنین نیست، زیرا از جمله قافیه ها، «المتکوا» است که چهار مصوت بین دو صامت است و در یک کلمه عرب چنین چیزی نیست. محمد بن المستین نحوی معروف به قطرب القافیه می گوید: حرف رویی که قصیده بر آن ساخته شده است می گوید: اگر چنین بود جمع قال با ول جایز بود زیرا آخر آنها لام است و جایز نیست زیرا پسوند الف با الف جایز نیست با الف جمع شود. حما یا با کسران، و مستحب است که حما با کسری واقع شود، و این نیز عیب نیست، زیرا پرهیز از عیب، عیب نیست، توجه: اگر این عیوب به ترتیبی جمع شوند، معمولاً فضیلت هایی وجود دارد، مانند ساختن کل شعر بر روی یک کلمه در قافیه، خوب در ساختن آن. نون، لام، میم، نون تا آخرش در پسوند، یا مثل ساختن آن روی دمام، بعد فتحه، و بعد کسری و پایبندی به آن تا آخرش، و همچنین در سلسله پسوندها، دستورها و چیزهای دیگر، و شاید تمام شعر را بر روی تعبیه ساختند، پس این باعث شد که برخی از آنها بگویند: به خدا اگر از یکی از غزال های نرم ما حمل شده بودم از او آبستن شده بودم، عشق را سرزنش کردم، پس من را رها نکرد و آن را پرتاب نکرد، نمی دانم چه بلایی سرم آمده بود، جز این که در حالی که در قصر بودم به نحوی *** حاجتشان را می خواستم، که او چیزی شبیه به غزال شلیک کرد، و هر بار با غزال شلیک می کرد. فلش ها، بیشتر اتفاق می افتاد، و این آخرین چیزی بود که می شد جمع آوری کرد. |
| Ayırt Edici Özellikler | بها تعقيبة, مؤطرة (مجدولة), بحواشي (شروح، هوامش), في المخطوط خطوط عرضية وطولية |
| Mecmua İçindeki Sıra No | 50 |
| Satır Sayısı | 21 |
| Yazı Türü | النسخ |