نویسنده
احمد بن الحسن بن یوسف، بن اردوون، مالکی، ابوالعباس، ابن اردون (۹۹۲ق). عبدالله کنون در النبوغ المغربی (1/257) ذکر کرده است که در سال 993 هَ. و اما ابن القاضی در جدوت المقطصات (1/160) و درة الحجال (1/172) ذکر کرده است که او بعد از سال نهصد و هفتاد از دنیا رفته است. ابن عجیبه به دنبال او وارد گلهای باغ شد
نویسنده اورجینال
أحمد بن الحسن بن يوسف، بن عرضون، المالكي، أبو العباس ، ابن عرضون هــ ذكر عبدالله كنون في النبوغ المغربي أنه توفي سنة هـ أما ابن القاضي في جذوة الاقتباس ودرة الحجال فذكر أنه توفي بعد السبعين وتسعمائة وتبعه ابن عجيبة في أزهار البستان
محل انتشار
-
خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع
قوه قضائیه و اسناد
نوع
kitap
زبان
عربی
دیجیتال
خیر
نسخه خطی
بله
تعداد صفحات
102
ابعاد فیزیکی
22.9 17.5 سم.16.3 10.9 سم
کتابخانه
دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت
20191993
محل کتابخانه
1099 / مجموع
یادداشتها
... پس از حمد و ثنای خداوند متعال و صلوات و صلوات کامل بر مولایمان محمد و آل و اصحابش صلی الله علیه و آله و سلم... و ادامه دارد، این خلاصه رضایت بخشی است در روش اسنادی، گزیده ای از کتب متأخر در این مورد، رضی الله عنهم از همه آنها، و این مطلب در مورد گروهی از باب الثناء و مدارک و مسؤولان و مسؤولان باب است. و موفقیت در رسیدن به هدف درست. فصلی در حکم تحریر و شهادت و شرف علم سند و شرح سردفتر و آداب مورد نیاز او. مؤلف منهاج الفائق می گوید: بدان که خداوند توفیق اطاعت خود را نصیب ما کند که علما رضی الله عنهم در حکم نوشتن و شهادت اختلاف کردند. اکثریت آنان بر این نظر بودند که امر به آن امری توصیه و راهنمایی برای حفظ مال و رفع شبهه است. قاضی ابومحمد بن عطیه رحمه الله گفت: صحیح است. طبری معتقد بود که امر به نوشتن واجب است. ابن عمر و ابوموسی رضی الله عنه معتقد بودند که اگر به قرض بفروشد، نوشتن واجب است. ربیع معتقد است که نوشتن بدهی واجب است. سپس خداوند متعال آن را نرم کرد و فرمود: (اگر بعضی از شما به یکدیگر اعتماد کنند)، شافعی گفت: قائل شدند که قول او: (اگر ایمان آورد) امر او را به نوشتن نسخ کرد، و مانند آن را ابن جریج روایت کرده و ابن جریج گفته است. زید، و نیز از ابوسعید خدری نقل شده است. تجدید سنگ. فلانی شهادت داد که بر پسرش فلانی که اکنون در سن بلوغ است، یا بر دخترش فلانی که اکنون خویشاوند است، با او عهد کرد که باکره بسازد، و او را مکلف کرد، یا فرهنگ ولایت او را مکلف کرد، و مانع از آن شد که قاضی او را زیر پا بگذارد... هزينه استرداد مي گويد: وقتي منع مذكور نزد فلان قاضي كه خداوند متعال او را محفوظ و نگهباني كرده است، برقرار شد و از او خواسته شد كه به بند مذكور رسيدگي كند، لذا حكم كرد. نظر موفق و متقن ایشان این است که اگر فلان عنایت فوق را به طور مطلق و کلی و بدون هیچ باب و معنایی استثناء به محکوم شده ارائه کرد و از مفقود شدن اصل یا چیزی که منجر به مفقود شدن آن می شد نهی کرد، این کار را برای او ممکن نمی ساخت مگر به اذن خود یا اجازه یکی از متعهدین و قبل از آن که به طور کامل به آن متعهد بوده است. با تلاش خود به شهادت شخص مذکور در مورد آنچه در آن بود از طرف او شهادت داد و رسم بالا نزد او کاملاً صحیح بود و به وظیفه او ثابت شد و باید چنین باشد.
Kaynaklar ve Referanslar
شجرة النور الزكية في طبقات المالكية محمد بن محمد بن عمر قاسم مخلوف (1360) ( 1
/ 415 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 1
/ 112 )
Mecmua İçindeki Sıra No
1
Satır Sayısı
25
Yazı Türü
المجوهر