زیدیه به عنوان یک بازیگر سیاسی در روابط عثمانی و یمن - قرائتی در مورد محمد ممدوح و مفتاح یمن
| عنوان | زیدیه به عنوان یک بازیگر سیاسی در روابط عثمانی و یمن - قرائتی در مورد محمد ممدوح و مفتاح یمن |
|---|---|
| نویسنده | یوسف گوکالپ |
| محل انتشار | دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید |
| موضوع | امپراتوری عثمانی، یمن |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1074268 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_b13edd5c8c1342cc9affc38fceb51bb4 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | مشاهده می شود که یک ساختار مذهبی-اجتماعی فرقه محور در میان مسلمانان از دوران اولیه تاریخ اسلام شکل گرفته و فرقه ها جزء تعیین کننده هویت مسلمانان شده اند. در این جریان، فرقه ها به عنوان عاملی مؤثر در زندگی اجتماعی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و نیز تأثیرگذار در عرصه دینی آغاز به کار کردند. فرقه هایی که در ابتدا حول محور مشکلات دینی شکل گرفتند، به مرور زمان وارد ابعاد مختلف اجتماعی شدند و این فرقه ها را بحث برانگیز کرد. 3/9. از قرن نوزدهم، فرقهها اغلب به یک جنبش سیاسی تبدیل شدهاند و بهجای اینکه یک انتخاب فردی یا اجتماعی از نظر درک و دین زنده باشند، به دنبال تشکیل دولت بودهاند. موضوع این مقاله تعیین جایگاه زیدیه به عنوان یک فرقه در شکل گیری روابط عثمانی و یمن و ارزیابی تأثیر آن بر روابط به عنوان یک بازیگر سیاسی است. موضوع به اثر محمد ممدوح به نام «مفتاح یمن» محدود خواهد شد. دلیل محدود شدن موضوع به این صورت این است که محمد ممدوح در آثار خود از منظر سیاسی، جامعه شناختی و اقتصادی به موضوع می نگرد و تسلطش بر پیشینه تاریخی و مذهبی موضوع است. از آثار او دریافته می شود که وی اطلاعات دقیقی درباره جغرافیای یمن، تاریخ اسلام، شیعه و زیدیه داشته است. وقتی به دو اثر موجود او درباره یمن نگاه می کنیم، می توان دریافت که ممدوح که اطلاعاتی در مورد جغرافیای یمن، وضعیت مذهبی منطقه جاهلی و روند اسلامی شدن ارائه می دهد، توجه را به ساختار مذهبی و اجتماعی منطقه جلب می کند و به ویژه بر عامل فرقه ای و دلایل جغرافیایی و اقتصادی تمرکز می کند. زیدیه پیوسته در این منطقه مدعی قدرت بوده و برای کسب قدرت تلاش کرده است. به عنوان لازمه اعتقاد امامیه زیدیه که به عنوان یک جنبش سیاسی برای به دست گرفتن قدرت در سال 122/740 ظهور کرد، یحیی بن. این کشور از زمان عزیمت حسین به یمن تا امروز به حیات خود در ساختار دولتی خود ادامه داده است. درست مانند قبل از امپراتوری عثمانی، پس از تسلط امپراتوری عثمانی بر یمن، زیدیان در هر فرصتی که پیدا کردند، حاکمیت خود را اعلام کردند. علیرغم همه تلاش های امپراتوری عثمانی، به نظر نمی رسد که بتوان گفت به ویژه یمن شمالی تحت سلطه عثمانی قرار گرفت. مشاهده می شود که عنصر فرقه در میان عوامل تعیین کننده روند روابط عثمانی و یمن جایگاه مهمی دارد. هدف این پژوهش تبیین جایگاه زیدیه به عنوان یک فرقه در روابط عثمانی و یمن است. هدف این مطالعه کمک به درک این است که آیا فرقه ها یک عنصر سیاسی در روابط بین الملل و زندگی اجتماعی هستند یا اینکه چگونه نقش سیاسی ایفا می کنند. بیشتر مطالعاتی که تاکنون در زمینه مذاهب اسلامی انجام شده، در زمینه تعیین پیشینه تاریخی و آموزه های فرقه ها بوده است. روند جهانی شدن، وضعیت کنونی جهان اسلام و... با توجه به دلایل آن، به نظر میرسد که امروزه توجه به ابعاد سیاسی، فرهنگی و فولکلور فرقهها مناسب و ضروری است. نتیجه نهایی که در چنین مطالعاتی به دست می آید، ایجاد چارچوبی نظری از جایگاه فرقه ها به عنوان بازیگران سیاسی در زندگی اجتماعی و روابط بین الملل با پشتیبانی از داده های به دست آمده از مطالعات دیگر است. بررسی روابط عثمانی و یمن نشان می دهد که این موضوع بیشتر از نظر اقتصادی و علوم سیاسی مورد بحث قرار می گیرد. از سوی دیگر، مشاهده میشود که بررسیهای مربوط به زیدیه درباره پیدایش فرقه، تاریخ، دیدگاهها و جایگاه آن در درون شیعه است. از نظر موضوع ما، نمی توان گفت که هم در مورد زیدیه و هم در سایر فرقه ها کار کافی وجود دارد. ما معتقدیم که فرقه ها باید به عنوان یک پدیده سیاسی، جامعه شناختی و تاریخی و همچنین تمایز مذهبی مورد توجه قرار گیرند. ادعای ما در اینجا این است که فرقه ها علاوه بر مواضع مذهبی خود به عنوان بازیگران سیاسی در روابط بین المللی یا اجتماعی نیز حضور دارند. در این پژوهش سعی می شود به روش توصیفی و به دور از رویکرد حذفی به موضوع پرداخته شود. مطالعه ای که در مورد مفتاح یمن انجام دادیم به ما نشان می دهد که سه عامل اساساً در شکل دادن به روابط عثمانی و یمن مؤثر بوده است. اول دلایل جغرافیایی است. منطقه یمن شمالی که زیدیان در آن زندگی می کردند، گرچه برای عثمانی ها مشکلاتی را به همراه داشت، پناهگاه زیدیان شد. دوم سیاست های نادرست دولت عثمانی و اعمال بد کارمندان دولتی شاغل در منطقه است. سومین عامل فرقه است. مطابق با پیشبینی ما، زیدیه، فرقهای واجد شرایط سیاسی، تمایلی به قرار گرفتن تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی نداشت تا فرصت تبدیل شدن به قدرت در منطقه را آنطور که درک خود از دین میطلبد از دست ندهد. می توان گفت نگرش زیدیه در شکل گیری روابط سیاسی عثمانی و یمن تعیین کننده بود. |
| Detaylı Başlık | Osmanlı-Yemen İlişkilerinde Siyasi Bir Aktör Olarak Zeydiyye -Mehmed Memduh ve Miftah-ı Yemen Üzerinden Bir Okuma |