زاهدان سیاسی در تاریخ اولیه اسلام
| عنوان | زاهدان سیاسی در تاریخ اولیه اسلام |
|---|---|
| نویسنده | ثروتمند، فاتح |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.873056 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_9a998815b83d4522a80cc007ac813185 |
| محل کتابخانه | جستجوی آکادمیک EBSCOhost کامل شد |
| یادداشتها | هرتز با رحلت پیامبر اسلام، مانند بسیاری از عرصههای دیگر، رهبری و مرجعیت او در عرصه سیاسی سلب شد. بنابراین، اختلاف نظر در مورد چگونگی هدایت زندگی سیاسی اجتناب ناپذیر بود. هرتز رهبري سياسي كه در شخص پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نمايندگي مي شد، قدرت رفع بسياري از درگيري ها را داشت. اما پس از آن مسلمانان این فرصت را از دست دادند. نهاد خلافت که برای جبران این کمبود پدید آمد، تلاش کرد جامعه اسلامی را در کنار هم نگه دارد و وحدت را برقرار کند. در دو دوره خلفای اول، این وحدت تا حد زیادی به استثنای برخی موارد حاصل شد. هرتز ابوبکر و حز. با وجود آرامش نسبی در سیاست داخلی در زمان حکومت عمر، سعد ب. اوباده خط مخالفی کشیده است. با این حال، مخالفت او نظری باقی ماند. هرتز در نتیجه تغییراتی که پس از دوران آرامش سیاسی تا دوره عثمانی رخ داد، طبیعتاً دیدگاه ها و صداهای متفاوتی در عرصه سیاست مطرح شد. این تفاوت ها گاهی سیاسی و حتی هرتز هستند. همچنین دیده شده است که به درگیری واقعی تبدیل شده است، همانطور که در شهادت عثمان دیده می شود. در چنین مواقعی که دوره فتنه نیز نامیده می شود، در میان اصحاب نام هایی وجود داشت که رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دادند. برخی از آنها هرتز هستند. در حالی که برخی از آنها به شدت با اقدامات عثمان مخالف بودند، برخی دیگر ترجیح دادند سکوت کنند. از جمله هرتز است. افرادی هم بودند که از عثمان حمایت کردند. هرتز در دوران خلافت على، اصحاب عموماً نگرش سياسى خود را آشكار مى كردند. بارزترین گروه در این میان، کسانی هستند که بدون انتخاب جنبه سیاسی، دوری از رویدادها را انتخاب می کنند. در این مقاله به اصحابی پرداخته می شود که به احزاب قدرت یا مخالفان تمایل نداشتند و در زمان اختلاف و اختلاف سیاسی، صلح را ترجیح می دادند. این اصحاب معتقد بودند که شرایطی که در آن قرار داشتند، پتانسیل ایجاد راه حل سیاسی را ندارد و از سیاست فعال کناره گیری کردند. در حالی که افرادی بودند که به دلایل صرفاً سیاسی و اداری از دولت انتقاد می کردند، کسانی نیز به دلیل افکار مختلف قبیله ای، دغدغه های اقتصادی یا دلایل کاملاً شخصی با آن مخالفت کردند. واضح بود که سردرگمی و هرج و مرج ایجاد شده توسط همه اینها راه حل سیاسی را نشان نمی دهد. در واقع سیر تاریخی وقایع حق این اصحاب را ثابت کرد. یکی از اصحاب مورد بحث، سعد بن. اوباده، هرتز. در اوایل خلافت عمر در حوران نزدیک دمشق سکنی گزید و تا زمان مرگ در آنجا ماند. هرتز ابوذر الجیفاری که مدتها با حکومت عثمان مبارزه سیاسی کرد، اما چون نتیجه نگرفت به کلی از زندگی سیاسی کناره گرفت، در روستای ربزه در جاده مدینه-عراق ساکن شد و دوباره خدمتگزار حز. در زمان خلافت عثمان در آنجا درگذشت. محمد ب. مسلما و هرتز. او به عنوان یک دولتمرد و سیاستمدار مؤثر هم در دوره پیامبر (ص) و هم در دوره خلافت راشدین به میدان آمد. با این حال، به ویژه هرتز. در زمان سلطنت عثمان و هرتز آغاز شد. پس از تلاش برای یافتن راه حلی برای مشکلات داخلی که در دوره علی وجود داشت، کاملاً به میل خود صحنه سیاسی را ترک کرد. آخرین نام مورد بحث در این مطالعه Seleme b است. اکوا همچنین هرتز. او از اولین مسلمانان مدینه است که مورد ستایش پیامبر قرار گرفت. هرتز او در غزوه ها و سریال های زیادی در دوران پیامبر اکرم (ص) شرکت کرد. هرتز در جریانات فتنه در دوره عثمان در ربزه مستقر شد و ترجیح داد از فضای سیاسی دوری کند. این اصحاب تا زمان مرگ، بار دیگر در اداره دولتی شرکت نکردند و در هیچ جنبش مخالفی شرکت نکردند. با وجود اینکه تعداد آنها در مقایسه با مجموع اصحاب کم بود، اما در تاریخ اسلام بسیار معنادار است که آنها ترجیح دادند یکی از طرف های موجود را انتخاب نکنند و به انزوای سیاسی عقب نشینی کنند. از این رو، این مقاله به این گروه کوچک توجه می کند که رویکردی متفاوت به زندگی سیاسی تاریخ اسلام ارائه می دهد که از نظر گروه هایی که با یکدیگر می جنگند ارزیابی می شود. بنابراین، به عنوان اولین مطالعه با تمرکز بر این موضوع، امیدواریم که این مقاله، مطالعات آینده را روشن کند. زیرا در مورد اصحاب منصرف شده از حوادث سیاسی مطالعه مستقلی وجود ندارد. در مقاله ای که از روش تحقیق کیفی استفاده شده است، از مرور ادبیات استفاده شده است، زیرا یک مطالعه تاریخی است. پس از رحلت پیامبر اسلام، مسلمانان مانند بسیاری از عرصههای دیگر از رهبری و اختیار در عرصه سیاسی محروم شدند. به همین دلیل، اجتناب ناپذیر بود که در مورد چگونگی هدایت زندگی سیاسی و همچنین در مورد راه های درک دین اختلاف نظر ایجاد شود. رهبری سیاسی به نمایندگی از پیامبر قدرت حل بسیاری از منازعات را داشت. اما پس از آن مسلمانان این فرصت را از دست دادند. دستگاه خلافت که برای جبران این کمبود تأسیس شده بود، تلاش کرد جامعه اسلامی را در کنار هم نگه دارد و بین مسلمانان وحدت ایجاد کند. در زمان دو خلیفه اول، این وحدت تا حد زیادی با استثناهایی حاصل شد. با وجود سیاست داخلی نسبی دوران ابوبکر و عمر، مثلاً سعد بن. اوباده خط مخالفی کشیده است. با وجود این، سعد ب. مخالفت عباد در طرح نظری باقی ماند. سعد در دوره عمر از مدینه خارج شد و در حوران ساکن شد. با این حال، همانطور که می توان انتظار داشت، ایده ها و نظرات متفاوتی در سیاست ظاهر شد. هر از چند گاهی این اختلافات نیز به درگیری تبدیل می شد. در چنین مواردی که به آن دوران نزاع نیز می گویند، اصحاب برخوردهای متفاوتی با این درگیری ها از خود نشان می دادند. در حالی که برخی به شدت با اقدامات عثمان مخالفت کردند، برخی دیگر ترجیح دادند سکوت کنند. صحابه در مدتی که علی به خلافت رسید، عموماً نگرش سیاسی خود را نشان دادند. بارزترین گروه در این میان کسانی هستند که بدون انتخاب جناح سیاسی، دوری از رویدادها را انتخاب کردند. این تحقیق درباره صحابه بحث می کند که در حوادث و اختلافات سیاسی، مصالحه را به نفع احزاب قدرت یا مخالف ترجیح می دادند. این اصحاب چون شرایط موجود توانایی ایجاد راه حل سیاسی را ندارد از سیاست فعال کناره گیری کردند. چرا که افرادی بودند که با انگیزه های صرفا سیاسی و اداری به انتقاد از مدیریت می پرداختند و مخالفانی با افکار مختلف قبیله ای، دغدغه های اقتصادی و یا دلایل کاملا شخصی وجود داشتند. واضح بود که هرج و مرج و آشفتگی که همه اینها ایجاد کرد، راه برون رفت سیاسی را نشان نخواهد داد. در واقع سیر تاریخی حوادث این صحابه را توجیه می کرد. سعد بن عباده از اصحاب مورد بحث در نخستین روزهای خلافت عمر در حوران نزدیک دمشق اقامت گزید و تا زمان رحلت در آنجا ماند. ابوذر گیفاری که مدت ها با حکومت عثمان از لحاظ سیاسی مبارزه کرد، اما چون نتیجه ای نگرفت از زندگی سیاسی کناره گرفت، در روستای الربده در مسیر راه مدینه و عراق ساکن شد. در زمان خلافت عثمان در آنجا درگذشت. محمد ب. مسلمه به عنوان یک دولتمرد و سیاستمدار مؤثر در زمان پیامبر و خلفا به میدان آمد. اما پس از تلاش برای حل مشکلات داخلی که از دوره عثمانی شروع شد و در دوره علی ادامه یافت، به میل خود صحنه سیاسی را ترک کرد. آخرین نمونه مقاله سلمه بن العکوه از اولین مسلمانان مدینه بود که مورد ستایش پیامبر قرار گرفت. او در زمان پیامبر در بسیاری از گزوه ها و سریه ها یافت شد. او ترجیح داد با استقرار در ربزه در جریان نزاع های دوره عثمان، از فضای سیاسی دور بماند. این صحابه تا زمان مرگشان در حکومت ایالتی یا هیچ جنبش مخالفی شرکت نداشتند. اگرچه تعداد آنها در مقایسه با تعداد صحابه کمتر است، اما این که از نظر سیاسی با انتخاب نکردن یکی از احزاب حاضر در تاریخ اسلام کناره گیری کردند، بسیار معنادار است. این مقاله توجه را به این گروه کوچک از مردم جلب میکند که رویکرد متفاوتی به زندگی سیاسی تاریخ اسلام دارند، آنگونه که از منظر گروههایی که با یکدیگر درگیر هستند، نگاه میکنند. بنابراین، به عنوان اولین مطالعه با تمرکز بر این موضوع، امیدواریم که این مقاله، مطالعات آینده را روشن کند. زیرا در مورد صحابه انصراف دهندگان از حوادث سیاسی مطالعه مستقلی وجود ندارد. در مقاله ای که از روش تحقیق کیفی استفاده شده است، به دلیل اینکه یک مطالعه تاریخی است، از مرور ادبیات استفاده شده است. |
| Görüntüle | Hitit İlahiyat Dergisi, 2021-06, Vol.20 (1), p.433-458 |