نویسنده
M. Ayaz Ishaki Idilli (زاده 23 فوریه 1878 - درگذشته 22 ژوئیه 1954)
تاریخ انتشار
29/08/2022
موضوع
ادبیات ترکی در دوره نوسازی - داستان
نوع
كتاب
زبان
نامشخص
دیجیتال
خیر
نسخه خطی
خیر
کتابخانه
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت
taallumde-saadet-m-ayaz-ishaki-idilli-tees-1839
تاریخ
1899
یادداشتها
داستانی از آیاز ایشاکی. این اثر اولین بار در سال 1899 در کازان منتشر شد. موضوع اصلی داستان آموزش به سبک جدید است که یکی از موضوعات مهم دوره ماریفتچیلیک در ادبیات تاتار است. شخصیت اصلی داستان حلیم است. فاطما که در روستایی زندگی می کند، می خواهد پسرش حلیم را به یکی از مدارس بزرگ کازان بفرستد. پدر حلیم، گبدورحمن، به فکر فرستادن پسرش به آموزش و پرورش نیست و می گوید حتی اگر بخواهد، پولی نداشت که او را به مدرسه ای در کازان بفرستد. فاطما مصمم است حلیم را به آموزش و پرورش بفرستد، اوضاع را به همسایگانش اسما هانیم و کریم افندی می گوید و درخواست وام می کند. کریم افندی که برای تحصیل ارزش قائل است، 50 تنگه از 60 تنگه شهریه سالانه مدرسه را به عنوان زکات مجانی می دهد. می گوید گبدورحمن به عنوان پدر 10 تنگه باقی مانده را برای پسرش بدهد. اسما همسر کریم افندی 10 تنگه باقی مانده را می دهد. فاطمه و پسرش حلیم که هزینه سالانه مدرسه را می پردازند به قازان می روند. حلیم اگرچه در امتحان ورودی مدرسه ای که آموزش به سبک جدید را در کازان ارائه می دهد موفقیت چندانی از خود نشان نداد، اما به دلیل امیدواری پذیرفته شد. طلبهای که هر سال در مدرسه اول میشود، حق دارد سال بعد به عنوان پاداش به تحصیل رایگان بپردازد. امید فاطما این است که پسرش هر سال اول شود تا بتواند تحصیلاتش را بدون نیاز به پولی دوباره برای هفت سال باقی مانده تمام کند. حلیم سخت کار می کند و هر سال در مدرسه اول می شود. در مراسم ختم هشت سال، قرآن کریم و ساعت نقره به وی اهدا می شود. حلیم سخنرانی می کند و توضیح می دهد که می خواهد مانند معلمانی که او را آموزش داده اند معلم شود و به بچه های تاتار آنچه می داند بیاموزد. او در نوزده سالگی در مدرسه ای در کازان به عنوان معلم شروع به کار می کند. موضوع دیگری که در داستان به آن پرداخته می شود، موضوع دادن حق انتخاب همسر به دختران است. رشیت افندی، یکی از ثروتمندان کازان، از شخصیت باسواد و با اخلاق حلیم خوشش می آید و به ازدواج او با دخترش می اندیشد. از آنجایی که نمی تواند مستقیماً قصد خود را به حلیم بگوید، سعی می کند با فرستادن شخصی که در این گونه امور به عنوان سفیر عمل می کند حلیم را به خواستگاری دخترش وادار کند. قاصد فرستاده شده توسط رشیت افندی حلیم را اغوا می کند و می گوید که همسر مناسب حلیم، دختر رشیت افندی، ماهیر است. اگرچه رشیت افندی فکر می کند که دخترش را به دلیل ثروتمند بودن به او نمی دهد، اما سفیر او را متقاعد می کند. سفیر دختر رشیت افندی را برای حلیم می خواهد. ماهیر وقتی می شنود حلیم او را می خواهد و خانواده اش آن را می پذیرند بسیار ناراحت می شود. ماهیر عاشق مرد جوانی به نام فاتح است. او نمی داند چگونه به خانواده اش بگوید که حلیم را نمی خواهد. او نامه ای به فاتح می فرستد و از پدر و مادرش می خواهد که او را به حلیم بدهند و فاتح برای او سفیری بفرستد. فاتح می گوید که در جواب نامه اشک می نویسد، اما آن روز امکان نداشت فوراً سفیر بفرستد و ماهیر باید چاره ای بیابد که با حلیم ازدواج نکند. ماهیر مخفیانه از خانواده اش برای حلیم نامه می نویسد. در نامه ای که به عنوان شاگردی دلسوز آغاز می کند، از حلیم به خاطر فرستادن رسولی برای او تشکر می کند. اما می گوید یکی هست که یک سال است دوستش دارد، بنابراین امکان ازدواج با او وجود ندارد. حلیم از ازدواج با او منصرف می شود. حلیم می خواهد با دختری به نام علیه ازدواج کند. قبل از فرستادن فرستاده ای نزد خانواده، نامه ای برای دختر می نویسد و قصد خود را توضیح می دهد و ابتدا نظر دختر را در مورد ازدواج می پرسد. پس از دریافت پاسخ مثبت از سوی علی، فرستاده ای را نزد پدرش گبدورحیم افندی می فرستد. در داستان اگرچه خانواده ها نظر دختران را در مورد ازدواج نپرسیدند، اما مهم این است که ماهییر بی اختیار تسلیم نشد و از طریق نامه ای تصمیم خود را به او اطلاع داد و وارد ازدواجی نشد که نمی خواست. قابل ذکر است که حلیم در اقدام بعدی خود از علیه که می خواست با او ازدواج کند، نظر خواست و تنها زمانی که از او پاسخ مثبت گرفت، برای خانواده او فرستاده ای فرستاد. در داستان تعلمده سعادت، زنان نقش زیادی در تربیت حلیم در مدرسه دارند. مادر حلیم، فاطمه، برای یافتن شهریه مدرسه تلاش می کند. همسایه اسما حنیم شوهرش کریم افندی را متقاعد می کند و او را وادار می کند تا یک سال شهریه مدرسه حلیم را بپردازد. مادر حلیم، نه پدرش، به کازان می رود تا حلیم را در مدرسه کازان ثبت نام کند. رحیم هنیم، صاحب خانه ای که فاطما و پسرش حلیم در کازان در آن اقامت داشتند، به خانه معلم مدرسه جدید می رود و از ثبت نام در مدرسه اطلاعاتی به دست می آورد. در داستان، زنان تاتار به عنوان شخصیت هایی نشان داده می شوند که به آموزش به شیوه جدید اعتقاد دارند و برای آن تلاش می کنند. اگرچه در زمان انتشار «تعلم سعادت» از نظر فنی ضعیف بود، اما از نظر جلب توجه و تشویق آموزش به شیوه جدید، اثری قابل توجه به حساب می آمد. برای بیوگرافی نویسنده رجوع کنید به “Ayaz İshaki”.فرهنگ نامهای ادبیات ترکی.
ISBN
978-9944-237-87-1
Madde Yazarı
Dr. Öğr. Üyesi Ayşen Uslu
Alfabesi
Kiril
Yapısı
Mensur
Niteliği
Telif
Kaynakça
Hesenov, M. H., Musin, F., Gaynanova, L. (1998).Gayaz İshaki: Eserler: Povéstlar hem Hikeyeler (1899-1908).Kazan: Tatarstan Kitap Neşriyatı.
Sehanov, A. (1997).İshakiy İcatı.Kazan: Tatar Miras Kitap Neşriyatı.
Atıf Bilgileri
Uslu, Ayşen. "TAALLÜMDE SAADET (M. AYAZ İSHAKİ İDİLLİ)".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/taallumde-saadet-m-ayaz-ishaki-idilli-tees-1839. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].