هنرمند در آغاز قرن به عنوان "شهروندی در مسیر اشتباه": مدرنیسم مونیخی در آثار اولیه توماس مان در جستجوی هویت خود
| عنوان | هنرمند در آغاز قرن به عنوان "شهروندی در مسیر اشتباه": مدرنیسم مونیخی در آثار اولیه توماس مان در جستجوی هویت خود |
|---|---|
| نویسنده | آکوچ، پینار |
| تاریخ انتشار: | 2018 |
| موضوع | توماس مان، جنبش مدرنیستی مونیخ، انحطاط، بحران هویت، مدرنیته مونیخ، گلادیوس دی، انحطاط، بحران هویت |
| نوع | دوره ای |
| زبان | آلمانی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | دانشگاه اوزیغین |
| شناسه دارایی کتابخانه | 1303-9407 |
| شماره ثبت | e72fd76e-1fa9-4743-bf06-ccc391e78b3d |
| محل کتابخانه | برنامه های زبان های مدرن |
| تاریخ | 2018 |
| متن نمونه | دوره تحولات در پایان قرن نوزدهم که با بحرانها مشخص شد، تغییرات اجتماعی و اقتصادی را به همراه داشت. تحولات فرهنگی زیر سوال بردن بلوک های اساسی سازنده جامعه مدنی بر اساس آن بورژوازی به عمق خود و در نتیجه ماهیت خود رسید سعی کرد روشن کند این پرسشگری که میتوان آن را بحران هویت بورژوازی نیز توصیف کرد، در آن منعکس شده است آثار ادبی که بهویژه بین سالهای 1870 و 1914 خلق شدند. آثار اولیه توماس مان شامل بحران هویت بورژوازی و تمرکز بر هنرمند. رمان او گلادیوس دی (1902) به برخورد یک شهروند و یک اثر هنری غیر معمول می پردازد و وضعیت غم انگیز هنرمند را منعکس می کند. هنرمندی که خود جزئی از بورژوازی است، دست خود را عمیقاً امتحان می کند تا حد امکان از روابط اجتماعی در جریان تحولات جدا شود. این هنرمند همچنین عضوی از بورژوازی که او آن را مذموم می داند. این مقاله به رمان گلادیوس دی با این نیت می پردازد بر اساس موقعیت متناقض هنرمند در اثر، وضعیت مدرنیسم مونیخ در بالا توضیح داده شد نگاهی دقیق تر به اتصال بیندازید. هدف این مقاله نشان دادن این است که گلادیوس دی یک انتقاد پنهان است صحنه هنری در مونیخ و اطراف آن. بدین منظور در این مقاله به معرفی هنرمند و به اصطلاح مدرنیسم مونیخ در Gladius Dei با تمرکز بر رابطه بین هنرمند و از جامعهای که اثر هنری به آن معطوف میشود، چرخش قرن بیستم تحت تأثیر فرآیند مدرنسازی قرار گرفت: حوزههای جدیدی از تولید ظهور کردند که همزمان با عمیقتر شدن بحرانهای مالی بود. این امر به ویژه بر ماهیت زندگی بورژوازی در آن زمان تأثیر گذاشت و باعث دگرگونی اجتماعی و فرهنگی منحصر به فردی شد. این روند تغییر عمیق منجر به زیر سوال رفتن عناصر اساسی جامعه بورژوایی شد. در واقع، این دوره با تلاش «برگر» برای روشن کردن ماهیت خود و بازتعریف خود به پایان رسید. از این وضعیت به عنوان «بحران هویت فردی شهروند» نیز یاد میشود که میتوان آن را به عنوان یک موضوع اصلی در آثار ادبی منتشر شده از 1870 تا 1914 مشاهده کرد. داستانهای اولیه توماس مان به بررسی مسائل ناشی از این بحرانهای هویتی، بهویژه در مورد انسان جدید بورژوا میپردازد. در این زمینه، مهمتر از همه، مان بیشتر بر زندگی و مشکلات هنرمندان متمرکز شد. رمان گلادیوس دی (1902) او شامل این مضامین مهم مانند رویارویی بورگرها، آثار هنری خارقالعاده است و بدین وسیله موقعیت تراژیک یک هنرمند را نیز آشکار میکند. هنرمندی که خود بخشی از زندگی بورژوازی است، سعی می کند از طریق هنر از زندگی روزمره خود فراتر رود و با این کار قصد دارد از پیش پا افتاده های زندگی اجتماعی رهایی یابد. با این حال، در آن زمان، هنرمند به عنوان عضوی از جامعه بورژوایی نیز ناگزیر درگیر روند انحطاطی بود که جامعه طی می کرد. با این پیشزمینه، این مقاله به تحلیل گلادیوس دیو میپردازد تا وضعیت جنبش مدرنیستی مونیخ را در fin-de-siècle نشان دهد. در زمینه توصیف شده در بالا - با شروع از موضع متناقض هنرمند - هدف اصلی این مطالعه نشان دادن این است که گلادیوس دیکان به عنوان نقدی ضمنی از محافل مدرنیستی مونیخ تلقی می شود. |
| Cilt | 1 |