پاسخ النداء به توضیح الندای قطر
(مجيب الندا إلى شرح قطر الندى)
| عنوان | پاسخ النداء به توضیح الندای قطر |
|---|---|
| عنوان اورجینال | مجيب الندا إلى شرح قطر الندى |
| نویسنده | عبدالله بن احمد بن عبدالله، الفاکیهی، مکی، شافعی، جمال الدین، الفاکیهی (972ق) |
| نویسنده اورجینال | عبد الله بن أحمد بن عبد الله، الفاكهي، المكي، الشافعي، جمال الدين ، الفاكهي هــ |
| محل انتشار | - خانه نسخ خطی اسلامی |
| موضوع | گرامر |
| نوع | كتاب |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | خیر |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 111 |
| ابعاد فیزیکی | 21 15 سم.12.8 8.6 سم |
| کتابخانه: | دارالمختوتات - دار المخطوطات |
| شماره ثبت | 20192137 |
| محل کتابخانه | 1032 / مفرد |
| یادداشتها | گفت... عبدالله الفاکیهی... خداوند او را به رحمت خود بپوشاند... الحمدلله برانگیخت کسانی را که جلالت و اقتدارشان پست است و ابرهای آمرزش و مغفرت را بر کسانی که به سوی او متمایل می شوند و او را می جویند فرو می ریزد و به فضل وسیع کسانی که از حسنات او بی بهره اند و آنچه را که می خواهد و مشابه او را نمی خواهد و با او مخالفت نمی کند و با او مخالفت نمی کند و با او مخالفت نمی کند. صلوات و درود بر مولایمان محمد که خداوند او را از مظهر عرب با نشانه ها و معجزات بزرگ فرستاد و او را بر احوال بندگان و تبیین احکام حلال و نهی منصوب کرد و او را به صفات کمال توصیف کرد و با بیان سوره کلام و حکمتش آن گونه که عموم مردم به او گفت و حکمت می فرستاد تأیید کرد. عوالم رحمت است و هر کس را به او ایمان آورد از خود جدا کرد، پس ده برابر آن را به او ثواب کرد. راه ها، امامان هدایت، دعا و سلامت جاوید، دانه های زمین به اندازه قطره های شبنم. در مورد آنچه در ادامه میآید: این توضیح خوبی است که در مقدمه علم عربی به نام «قطره شبنم و طنین پژواک» برای محقق، تصدیقکننده، امام، داور، امام اهل این مسلک، عالم آن، قاضی شریعت آن، و حاکم آن ابوعبدالله المحمّد بنعبدالله بنعبداللّهعلیهالسّلام و حاکم آن، ابوعبدالله بنعبداللّهعلیهالسّلام ارائه کردم. خدا رحمتش کند. او متعهد می شود که کلمات آن را باز کند و معانی آن را روشن کند و با الفاظ آن آمیخته شود و در بیشتر موارد دلیل بر مسائل و استدلال آنها بیاورد... یا از سه مورد عبور کند، اما اصل آن یاء بوده است، چه در فعل سخاوت و ارشاد و چه در اسمی مانند سنگ آسیاب و پسر باشد. اگر با ضمیر متصل به الف وصل شود، منتخب آن را به عنوان سخاوت خود به صورت الف می کشد و احضار می کند و برگزیده می شود و الف به صورت الف که به تعبیر دیگر است به صورت الف رسم می شود، یعنی غیر از آنچه ذکر شد، ثلث از واو وارونه بوده، خواه با ضمیر متصل به آن متصل شده باشد یا نه، و خواه مانند ضمیر متصل به آن اعم از اعظم ساخته شده باشد یا نه، و خواه مانند آن اعم از اعظم ساخته شده باشد. قفا و چوب سپس به آنچه واوی از یائی تشخیص می دهد اشاره کرد و گفت: و نازل می شود. فرمان فعل به تاء، یعنی با اتصال تا فاعل به آن، پس هر چه ظاهر شود، منشأ آن کارمیت و افوت است، پس از اولی معلوم می شود که الف رامات از یاء معکوس می شود و دومی که الف واو را عفو کرده است. اگر آن را با ضمیر اسمی متحرک می گفت، به دلیل درج چیزی مانند رامیت و افوت، کلی تر می شد. چون در گفتارشان کلمه ای نیست که مصوت واو داشته باشد، پس عین واو کشو است، زیرا لام پس یاء است نه واو، چون در گفتارشان واو نیست، چنانکه در گفتارشان واو نیست. الف دستور داده که اسم دوتایی باشد، پس هر چه در آن آمده است اصل آن است |
| Kayıtlar ve Mülkiyet | عليه تملكات في الأول أقدمها لمحمد بن عبد الرحمن الحنفي سنة 1085 هـ وتملك آخر لعلي بن إسماعيل الحنفي سنة 1087 هـ، وتملك آخر لعبداللطيف الذهبي، وعبدالله السكري، وعبدالهادي الهلالي |
| Kaynaklar ve Referanslar | كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون مصطفى بن عبد الله حاجي خليفة (1067) ( 2 / 1352 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 4 / 79 ) |
| Satır Sayısı | 21 |
| Yazı Türü | النسخ |