چراغ نورانی در کمک به شناخت برخی از معانی کلام پروردگار حکیم و دانا
(السراج المنير في الإعانة على معرفة بعض معاني كلام ربنا الحكيم الخبير)

عنوان چراغ نورانی در کمک به شناخت برخی از معانی کلام پروردگار حکیم و دانا
عنوان اورجینال السراج المنير في الإعانة على معرفة بعض معاني كلام ربنا الحكيم الخبير
نویسنده محمد بن احمد، الخطیب، الشیربینی، المصری، شافعی، شمس الدین، الخطیب الشربینی (۹۷۷ق).
نویسنده اورجینال محمد بن أحمد، الخطيب، الشِّربيني، المصري، الشافعي، شمس الدين ، الخطيب الشربيني هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع هرمنوتیک
نوع كتاب
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 247
ابعاد فیزیکی 22.9 16 سم.17 11 سم
کتابخانه: دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20191996
محل کتابخانه 1137 / مفرد
یادداشت‌ها و هارون علیه السلام و بدان که اگر خوب نبود آن را برای خود انتخاب نمی کردم و می دانی که من آن را برگزیدم و آن مردی که از دورترین شهر آمده بود نمی دانست که از آنها پیروی می کند. و چون به آنان گفت: از رسولان پیروی کنید، گویا از رسول بودن منع شده اند، پس درجه ای نازل شد و فرمود: (از کسانی که از شما ثواب نمی خواهند پیروی کنید) یعنی: ثواب. زیرا مردم در دنیا راه حق را می روند و اگر راه دلیل دارد باید دنبال شود و گوش نکردن به دلیل خوب نیست مگر در یکی از این دو مورد: یا دلیل طلبیدن برای ثواب، یا تکیه نکردن به هدایت آن و علم راه، اما اینها با علم به صراط مستقیم که به حقیقت هدایت نمی شوند، ثواب نمی خواهند. پس از آنان پیروی کردند و فرموده خداوند متعال: (وَ مَا یَعْبُدُونَ الَّذِی خَلَقَکمْ؟) اصلش این است: و شما را که نمی پرستید؟ ولى گفتار را از آن منحرف كرد تا اين سخن زودتر پذيرفته شود، زيرا آنچه را كه براى خود مى‏خواست براى آنان مى‏خواست، و مقصود اين است: سرزنش آنها به خاطر اينكه عبادت خالق خود را براى عبادت ديگران رها كرده‏اند، و به همين جهت فرمود: (و به سوى او بازگردانده مى‏شويد) بدون و به سوى او، تهديد و غلو و غلو از مردم را باز مى‏گردانم. خود حکمتی دارد که اگر گفت: تو را چه شده؟ آیا کسی را می پرستید که شما را آفرید؟ هیچ توضیحی مانند فرموده ی حق تعالی نبود: زیرا وقتی فرمود: من به حال کسی کاری ندارم، همه می دانستند که از کسی دلیل و توضیح آن را نمی خواهد. زیرا حال خود را می داند و قول او (الذین خلق) دلالت بر وجود مقتضا دارد، زیرا گفتار او: (من کاری ندارم) دلالت بر عدم مانع است و در صورت عدم وجود، فعل وجود ندارد مگر اینکه مقتضی باشد. پس قول او (الذین خلق) دلیل بر لازمه است، زیرا آفریدگار در ابتدا مالک است و مالک موظف به تکریم و تسبیح نزد متصرف است و برکت ایمان دارد. مستحب است آنچه را که لازم است عرضه کنید، زیرا آنچه برای ظهور آن لازم بود، بدون شرح بود، پس چیزی کمتر از بیان آنچه که به دلیل نیاز به آن سزاوارتر است، نیست... (پس بندگانم را بگیرید.) یعنی: بنی اسرائیل را که تو را فرستادیم تا شادشان کنی و آنها را از دست ستمگران نجات دهی و آنها را برای عبادت من خالی کنیم. و قول حق تعالی: (لیل) در مصداق است و الاسراء به معنای سفر شب است، پس شب را به تأیید غیر از لفظ ذکر کرد، ولی فقط به او دستور داد که در شب راه برود زیرا واقع شد. برای قبطیان مرگ اولزاده در شب بود، پس موسی علیه السلام به قوم خود دستور داد که در آن وقت از ترس اینکه با قبطیان بمیرد بیرون بروند و چون خدای تعالی دانست که اگر تأخیر بیندازند تا طلوع فجر و مرگ آنها را بلند کند، آنها را از خروج باز می دارند و اگر تا پایان شب تأخیر می اندازند، آنها را می کشند و این را می گویند. او آن را تأیید کرد، زیرا وضعیت قبطیان هنگامی که دستور خروج آنها را داد، وضعیت کسی بود که او را باور نمی کرد که به قول او رجوع کند: (از تو پیروی می کنند)، یعنی: آنها با نهایت تلاش دشمنت تحت تعقیب هستند، پس فریب آنچه را که در آن هستند مباش که از ترس ماندن تو در میان آنها دستور خروج بدهند، و از ترس ماندن تو در میان آنها، و درخواست آنها از مرگ در میان آنها است. دست خداوند متعال او پس از دیدن این نشانه‌ها، قلب فرعون را سخت می‌کند، هنگامی که مرگ از آن‌ها برمی‌خیزد و مردگان خود را به خاک می‌سپارند، پس از تو می‌خواهد آنچه را که در گذشته به خاطر غرق کردن همه آنها در نظر گرفته‌ام، تا شکوه و عظمت من با آن آشکار شود و وحشت تو را زنده کنم. از آنها دفاع کن، زیرا می‌دانم که تو هیچ نیرو و توانی نداری، پس تو را به انجام هیچ یک از امور آنها مأمور نکرد. نافع و ابن کثیر فصیر با وصل همزه بعد از فا و بقیه را با قطع کردن... (و ترک دریا) می خوانند یعنی: اگر با آنها لشکر کشید و دشمن دنبالت آمد و به آن رسیدی و به تو امر می کنیم که آن را بزن تا در آن وارد شوی و داخل شوی و نجات پیدا کنی... (آنها غرق شده اند، حتی اگر وصف سربازان غرق شوند). که ایستگاه آنهاست یاری مستلزم پیشرفت در کارهاست و وقتی خداوند متعال از غرق شدنشان خبر داد، از عقب افتادنشان در گفتار حق تعالی خبر داد: (چه قدر آنها را ترک کردند)، یعنی: بسیار.
Kaynaklar ve Referanslar إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون إسماعيل باشا بن محمد أمين بن مير سليم الباباني البغدادي (1339) ( 2 / 448 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 6 / 6 )
Satır Sayısı 25
Yazı Türü النسخ
مشاهده در منبع دارالمختوتات - دار المخطوطات دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دارالمختوتات - دار المخطوطات

چراغ نورانی در کمک به شناخت برخی از معانی کلام پروردگار حکیم و دانا

(السراج المنير في الإعانة على معرفة بعض معاني كلام ربنا الحكيم الخبير)
نویسنده محمد بن احمد، الخطیب، الشیربینی، المصری، شافعی، شمس الدین، الخطیب الشربینی (۹۷۷ق).
نویسنده اورجینال محمد بن أحمد، الخطيب، الشِّربيني، المصري، الشافعي، شمس الدين ، الخطيب الشربيني هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع هرمنوتیک
نوع كتاب
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 247
ابعاد فیزیکی 22.9 16 سم.17 11 سم
کتابخانه دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20191996
محل کتابخانه 1137 / مفرد
یادداشت‌ها و هارون علیه السلام و بدان که اگر خوب نبود آن را برای خود انتخاب نمی کردم و می دانی که من آن را برگزیدم و آن مردی که از دورترین شهر آمده بود نمی دانست که از آنها پیروی می کند. و چون به آنان گفت: از رسولان پیروی کنید، گویا از رسول بودن منع شده اند، پس درجه ای نازل شد و فرمود: (از کسانی که از شما ثواب نمی خواهند پیروی کنید) یعنی: ثواب. زیرا مردم در دنیا راه حق را می روند و اگر راه دلیل دارد باید دنبال شود و گوش نکردن به دلیل خوب نیست مگر در یکی از این دو مورد: یا دلیل طلبیدن برای ثواب، یا تکیه نکردن به هدایت آن و علم راه، اما اینها با علم به صراط مستقیم که به حقیقت هدایت نمی شوند، ثواب نمی خواهند. پس از آنان پیروی کردند و فرموده خداوند متعال: (وَ مَا یَعْبُدُونَ الَّذِی خَلَقَکمْ؟) اصلش این است: و شما را که نمی پرستید؟ ولى گفتار را از آن منحرف كرد تا اين سخن زودتر پذيرفته شود، زيرا آنچه را كه براى خود مى‏خواست براى آنان مى‏خواست، و مقصود اين است: سرزنش آنها به خاطر اينكه عبادت خالق خود را براى عبادت ديگران رها كرده‏اند، و به همين جهت فرمود: (و به سوى او بازگردانده مى‏شويد) بدون و به سوى او، تهديد و غلو و غلو از مردم را باز مى‏گردانم. خود حکمتی دارد که اگر گفت: تو را چه شده؟ آیا کسی را می پرستید که شما را آفرید؟ هیچ توضیحی مانند فرموده ی حق تعالی نبود: زیرا وقتی فرمود: من به حال کسی کاری ندارم، همه می دانستند که از کسی دلیل و توضیح آن را نمی خواهد. زیرا حال خود را می داند و قول او (الذین خلق) دلالت بر وجود مقتضا دارد، زیرا گفتار او: (من کاری ندارم) دلالت بر عدم مانع است و در صورت عدم وجود، فعل وجود ندارد مگر اینکه مقتضی باشد. پس قول او (الذین خلق) دلیل بر لازمه است، زیرا آفریدگار در ابتدا مالک است و مالک موظف به تکریم و تسبیح نزد متصرف است و برکت ایمان دارد. مستحب است آنچه را که لازم است عرضه کنید، زیرا آنچه برای ظهور آن لازم بود، بدون شرح بود، پس چیزی کمتر از بیان آنچه که به دلیل نیاز به آن سزاوارتر است، نیست... (پس بندگانم را بگیرید.) یعنی: بنی اسرائیل را که تو را فرستادیم تا شادشان کنی و آنها را از دست ستمگران نجات دهی و آنها را برای عبادت من خالی کنیم. و قول حق تعالی: (لیل) در مصداق است و الاسراء به معنای سفر شب است، پس شب را به تأیید غیر از لفظ ذکر کرد، ولی فقط به او دستور داد که در شب راه برود زیرا واقع شد. برای قبطیان مرگ اولزاده در شب بود، پس موسی علیه السلام به قوم خود دستور داد که در آن وقت از ترس اینکه با قبطیان بمیرد بیرون بروند و چون خدای تعالی دانست که اگر تأخیر بیندازند تا طلوع فجر و مرگ آنها را بلند کند، آنها را از خروج باز می دارند و اگر تا پایان شب تأخیر می اندازند، آنها را می کشند و این را می گویند. او آن را تأیید کرد، زیرا وضعیت قبطیان هنگامی که دستور خروج آنها را داد، وضعیت کسی بود که او را باور نمی کرد که به قول او رجوع کند: (از تو پیروی می کنند)، یعنی: آنها با نهایت تلاش دشمنت تحت تعقیب هستند، پس فریب آنچه را که در آن هستند مباش که از ترس ماندن تو در میان آنها دستور خروج بدهند، و از ترس ماندن تو در میان آنها، و درخواست آنها از مرگ در میان آنها است. دست خداوند متعال او پس از دیدن این نشانه‌ها، قلب فرعون را سخت می‌کند، هنگامی که مرگ از آن‌ها برمی‌خیزد و مردگان خود را به خاک می‌سپارند، پس از تو می‌خواهد آنچه را که در گذشته به خاطر غرق کردن همه آنها در نظر گرفته‌ام، تا شکوه و عظمت من با آن آشکار شود و وحشت تو را زنده کنم. از آنها دفاع کن، زیرا می‌دانم که تو هیچ نیرو و توانی نداری، پس تو را به انجام هیچ یک از امور آنها مأمور نکرد. نافع و ابن کثیر فصیر با وصل همزه بعد از فا و بقیه را با قطع کردن... (و ترک دریا) می خوانند یعنی: اگر با آنها لشکر کشید و دشمن دنبالت آمد و به آن رسیدی و به تو امر می کنیم که آن را بزن تا در آن وارد شوی و داخل شوی و نجات پیدا کنی... (آنها غرق شده اند، حتی اگر وصف سربازان غرق شوند). که ایستگاه آنهاست یاری مستلزم پیشرفت در کارهاست و وقتی خداوند متعال از غرق شدنشان خبر داد، از عقب افتادنشان در گفتار حق تعالی خبر داد: (چه قدر آنها را ترک کردند)، یعنی: بسیار.
Kaynaklar ve Referanslar إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون إسماعيل باشا بن محمد أمين بن مير سليم الباباني البغدادي (1339) ( 2 / 448 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 6 / 6 )
Satır Sayısı 25
Yazı Türü النسخ
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید