ساخت و ساز در زهکشی
(البناء في الصرف)
| عنوان | ساخت و ساز در زهکشی |
|---|---|
| عنوان اورجینال | البناء في الصرف |
| محل انتشار | - خانه نسخ خطی اسلامی |
| موضوع | مبادله کنید |
| نوع | kitap |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | خیر |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 11 |
| ابعاد فیزیکی | 18 11 سم.13.3 5.4 سم |
| کتابخانه: | دارالمختوتات - دار المخطوطات |
| شماره ثبت | 20191910 |
| محل کتابخانه | 1104 / مجموع |
| تاریخ | 1126 هجری قمری، قرن دوازدهم هجری قمری |
| یادداشتها | بسم الله الرحمن الرحیم. بدانید که باب های انحطاط سی و پنج باب است که شش باب آن برای ثلاث مجرد است. باب اول فعل انجام دادن، متر آن نصرت یاری شدن است، و نشانه آن این است که مفعول فعل آن در ماضی مفتوح و زمان حال است و ساختار آن غالباً متعدی است، و ممکن است ناگذر باشد، مانند: نصر زید امرا. مصداق مجهول مانند: زید بیرون آمد. متعدی: چیزی است که از فعل فاعل به مفعول فراتر می رود. مجهول: چیزی است که فعل فاعل از مفعول فراتر نمی رود; بلکه بر خودش افتاد. باب دوم: فعل انجام دادن که متر آن ضربه زدن است و علامت آن این است که مفعول فعل آن در گذشته مفتوح و در حال شکسته است و ساختمان آن نیز غالبا متعدی است و ممکن است ناگذر باشد. مثال گذرا: زید عمر را زد. مصداق مجهول مانند: زید نشست. باب سوم: فعل انجام دادن، متر آن فتح، فتح، و علامت آن این است که مفعول فعل آن فعل ماضی و حال باشد، مشروط بر اینکه مفعول فعل یا لام آن یکی از حروف حلق باشد که شش عبارتند از: ها، خا، عین، غان، ها و هـا. همچنین اغلب برای گذر ساخته می شود و ممکن است لازم باشد. مثال جمله متعدی: زید در را باز کرد. مصداق مجهول مانند: زید رفت. باب چهارم: فعل انجام دادن، متر آن معلوم است و علامت آن این است که مفعول فعل آن در گذشته شکسته و در حال باز شود و ساختمان آن نیز غالباً متعدی است و ممکن است ناگذر باشد. مثال مثال متعدی: زید مسئله را آموزش داد. مصداق غیر متعدی این است: «سبحان زید...» و هضم عبارت است از وارد کردن یک هموافون در دیگری. بر سه قسم است: اولی: واجب، یعنی دو حرف متجانس باید صوت شود یا حرف اول ساکت و حرف دوم صوت شود مانند: لجن. دوم: جایز است که حرف اول از حروف متجانس صوت شود و حرف دوم با سکون گاه به گاه ساکت شود، مانند: مبدأ خود را امتداد نداد، امتداد نداد، پس حرکت دال اول آن چیزی را که پیش از آن بود می رساند، سپس دال دوم را با فتح أحرام یا فتح أحرام حرکت می داد. تصادفی بودن سکون و سومی: غیرممکن است که حرف اول حروف همگن صدادار شود و حرف دوم با صکون اصلی ساکت شود مانند: امتداد یافته. یا هموز که یکی از حروف اصلی آن حمزه است مانند: گرفت، پرسید و خواند. اگر حمزه در مقابل فاء باشد، آن را فاء و اگر در مقابل همان باشد، آن را عین می گویند. اگر در مخالفت با لام او باشد به آن لام لام گفته می شود. به این بخشها می گویند: هفت بخش که با این آیه متحد شده اند: صحیحیست، متالیست و دو... حرفی ناقص، توخالی و توخالی که کتاب را کامل کرده است. |
| Kaynaklar ve Referanslar | كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون مصطفى بن عبد الله حاجي خليفة (1067) ( 1 / 255 ) |
| Mecmua İçindeki Sıra No | 4 |
| Satır Sayısı | 11 |
| Yazı Türü | نستعليق |