نقد تقلیل گرایی دینی در زمینه رابطه دین و طبیعت
| عنوان | نقد تقلیل گرایی دینی در زمینه رابطه دین و طبیعت |
|---|---|
| نویسنده | اونوردی، مصطفی، باغجی، اوکان |
| محل انتشار | دانشگاه غازیانتپ - دانشگاه غازیانتپ |
| موضوع | تفسیر، اسلام، فطرت، تقلیل گرایی، دین |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2149-3979, EISSN: 2651-2718, DOI: 10.52886/ilak.1025578 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_005c62e5ddcf46849bb1892f49170188 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | هدف از این پژوهش، اثبات سازگاری دین با فطرت انسان از نظر اعتقادی و عبادی و پرداختن انتقادی به تقلیل گرایی دینی است. دین ابزاری برای معنا بخشیدن به زندگی و ساختن آن است. رابطه آن با زندگی آن را به یک مفهوم ممکن تبدیل می کند. به عبارت دیگر، دین با اعتقادات و مناسکی که دارد، کیفیتی فراتر از فطرت انسان ندارد، بلکه مطابق با توانایی انسان در تفکر و عمل است. تعریف اسلام از خود به عنوان دین طبیعت، رابطه آن را با فطرت انسان توصیف می کند. فطره فطرت انسان است. هر انسانی با طبیعتی از جمله ساختار جسمانی و روحی خود متولد می شود. هرتز پیامبر بر این حقیقت تأکید کردند و فرمودند که همه با فطرت طبیعی متولد می شوند. هر بچه ای مستعد اسلام به دنیا می آید. اسلام دین حنیف و نام رایج دعوت الهی است که در تاریخ نزد پیامبران گوشت و استخوان شد و مبتنی بر توحید و قانون اخلاقی است که بر این اساس توسعه می یابد. برای اینکه ایمان کارکردی داشته باشد و ارزش های اخلاقی زنده بماند، اسلام به عبادت دستور می دهد و به ما می گوید در جامعه چه باید کرد و از چه کارهایی پرهیز کرد. این قوانین ممکن است بسته به تاریخ و جامعه متفاوت باشد. اما این تغییر هرگز از طبیعت انسان فراتر نمی رود و آن را تغییر نمی دهد. برعکس، اسلام میخواهد فطرت انسان را بالغ کند و آن را از چیزهایی که احتمال نابودی آن وجود دارد، حفظ کند. بنابراین مذهب حنیف به معنای روی آوردن به خالق برتر است. رویکردی که اصول دین را که به معنای هماهنگی با طبیعت است، کنار می گذارد و آن را به تشریفات و قوانین عینی تقلیل می دهد، عموماً حقیقت را محدود به فرقه یا گروه خاصی می کند. دین را به نصوص - به استثنای عقل - و حقیقت را به فرقه ای تقلیل می دهد و دیگری را به بدعت یا کفر متهم می کند. بنابراین به طرف مقابل حق حیات نمی دهد. این یعنی بیگانگی دین از حقیقت انسان. در مقاله ما این مشکل با روش تحقیق کیفی بر اساس تکنیک مرور منبع مورد نقد قرار گرفته است. |
| Detaylı Başlık | Din ve fıtrat ilişkisi bağlamında dinî indirgemeciliğin eleştirisi |