راوی معتبر روایت «غیر قابل اعتماد»: در مورد حقیقت واقعی داستان زن بدوی ناشناس در روایتی از صحح البوهاری
| عنوان | راوی معتبر روایت «غیر قابل اعتماد»: در مورد حقیقت واقعی داستان زن بدوی ناشناس در روایتی از صحح البوهاری |
|---|---|
| نویسنده | یوکسل چامور، فاطما |
| محل انتشار | دانشگاه آنکارا - دانشگاه آنکارا |
| موضوع | نقد، متن |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 1301-0522, DOI: 10.33227/auifd.1091108 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_887b677f9ca448e1ac447fa389648552 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | روایت غیرقابل اعتماد در روایت شناسی به عنوان مشکل ناهماهنگی متنی ناشی از بیان ناقص یا نادرست یا تفسیر نادرست ظاهر می شود. این نقص را که تنها از عناصر درون متنی در روایت ادبی تشخیص می دهد، با در نظر گرفتن عناصر برون متنی در متون توصیف کننده رویدادهای واقعی قابل تشخیص است. وقتی صحبت از احادیث میشود، معلوم میشود که علمای سرحد و تعدیل در مورد متن و نیز انتساب در احکام سیحات ارزیابی میکنند. با وجود این، در برخی از روایات، تناقضات درون متنی و تناقض با دیگر متون حدیثی به چشم می خورد. در آخرین قسمت از روایت صحح البوهاری که در این مقاله بررسی کردیم، تناقضات درون و بین متنی کشف شد. راوی صحابی عمران بن. هرتز حسین در قسمت آخر حدیث که وقایعی را که در غزوه با پیامبر شاهد بوده بیان می کند، وقایعی که ایشان شاهد آن نبوده از زبان خودش بیان شده است. در قسمت مربوطه هرتز. هویت زن بادیهنشینی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آب میداد و منبع داستان وقایع پس از بازگشت او به قبیلهاش مشخص نیست. اما اینکه روایت با انتساب استوار آمده و در بسیاری از کتب حدیثی اساسی جای می گیرد، تبیین تناقض در قسمت مربوط را مشکل می کند. در اين مقاله، حديث عمران از نظر مضمون و انتساب به همراه طريقه هاي اصلي آن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و تفاوت هاي بيان آن ها مشخص شد. بر اساس بیوگرافی، تاریخ و داده های جغرافیایی، مکان و زمان احتمالی رویداد مشخص شد. بحث شده است که روایت ابوحاتده همان واقعه را بیان می کند یا واقعه دیگری را که مضامین مشترکی با روایت عمران دارد. با توجه به اطلاعات موجود سعی شده است هویت زن بادیه نشین و منبع داستان توضیح داده شود. اگرچه داده های کافی برای رسیدن به نتیجه قطعی وجود ندارد، اما به این نتیجه رسیده است که قسمت آخر داستان توسط راوی در حلقه دوم یا سوم روایت در متن گنجانده شده و حاوی عناصر ناشناس است. در روایت شناسی، غیرقابل اعتماد بودن یک مشکل ناسازگاری متنی است که از گزارش نادرست، گزارش نادرست یا ارزیابی نادرست ناشی می شود. عدم اعتماد را می توان تنها از ویژگی های درون متنی برای روایت ادبی به دست آورد، با این حال، ویژگی های بینامتنی و برون متنی باید برای همتای واقعی آن در نظر گرفته شود. در چارچوب حديث، مشهور است كه جرح و تعديل، متون حديثي و نيز اسناد آنها را براي تعيين صحّه / اعتبار يك روايت حديثي معين ارزيابي مي كردند. با وجود این، در برخی از روایات حدیثی، تناقضات درون متنی و برون متنی گوناگونی یافت می شود. چنین مشکل ناسازگاری در حدیث احیح بخاری مشاهده شده است. در این حدیث، راوی صحابی عمران بن. حسین وقایعی را که همراه با حضرت محمد (ص) دیده بود، گزارش می کند. اما در قسمت آخر، وقایعی که عمران شاهد آن نبوده، از قول او نقل می شود. در این بخش، دو عنصر اصلی مشخص نیست: 1) هویت زن بادیه نشینی که برای حضرت محمد (ص) آب میدهد و 2) منبع داستان حکایت از وقایع پس از بازگشت او به قبیلهاش رخ داده است. از آنجایی که روایت حدیثی مذكور دارای انتساب قوی است و در منابع عمده حدیثی آمده است، توضیح این ابهامات و تناقضات با سایر روایات حدیثی دشوار به نظر می رسد. در این مقاله، حدیث عمران مذکور همراه با انواع آن از نظر جنبه موضوعی و شبکه روایی مورد تحلیل قرار می گیرد، بنابراین تفاوت در محتوا و سبک آنها مشخص می شود. بسته به داده های بیوگرافی، تاریخی و جغرافیایی، فضا و زمانی احتمالی که رویدادها در آن رخ داده است، استنباط می شود. ضمناً در مقايسه با حديث ابوقتاده كه مضامين مشترك دارند، اين بحث مطرح مي شود كه آيا هر دو روايات، حوادث واحدي را بيان مي كنند يا متفاوت؟ با توجه به داده های موجود، هویت زن بادیه نشین و منبع داستان او توضیح داده می شود. اگرچه دادههای کافی برای نتیجه نهایی در دست نیست، اما نتیجه میگیریم که قسمت آخر روایت عمران حاوی عناصر ناشناس است که راوی دوم یا سوم حدیث در متن حدیث وارد کرده است. |
| Detaylı Başlık | Güvenilir Ravi ‘Güvenilmez’ Rivayet: Bir Ṣaḥīḥu’l-Buḫārī Rivayetindeki Meçhul Bedevi Kadın Kıssasının Olgusal Gerçekliği Üzerine |