دیدگاه های متافیزیکی و اثبات خدا ابوحمید اسفیظری

عنوان دیدگاه های متافیزیکی و اثبات خدا ابوحمید اسفیظری
نویسنده YİĞİT، فوزی
محل انتشار دانشگاه فیرات - دانشگاه فیرات
موضوع خدا، فلسفه اسلامی، متافیزیک
نوع كتاب
زبان ara,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 1304-639X, EISSN: 2791-951X, DOI: 10.58568/firatilahiyat.1263823
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_6f0086d4ce9045f3952f981995957dac
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها موضوع این مقاله، دیدگاه‌های متافیزیکی ابوحامد اسفیساری و برهان خدا در کتاب پایانی او به نام فی مسیله الاموری‌الإلهیه است. تا آنجا که می دانیم در ترکیه هیچ مطالعه آکادمیک درباره فیلسوف وجود ندارد و در دایره المعارف امور دینی اسلام عنوان مقاله ای وجود ندارد. هدف مقاله تلاشی برای شناخت فیلسوف در کشورمان است. با وجود اینکه او یکی از فیلسوفان مهم زمان خود بود، اما تقریباً هیچ اطلاعی از زندگی او در دست نیست. ابن سینا را نام برد و برخی از نظرات او را در باب اخلاق نقد کرد. از سوی دیگر، ابوالیوسر پزدوی، متکلم حنفی، نام کندی را ذکر کرده و با نظرات کلی فیلسوفان در مورد توحید به شدت مخالفت کرده است. اسفیزاری، ریاضیدان و فیزیکدان توانا، نام فیلسوفان باستانی مانند افلاطون، ارسطو، بطلمیوس، جالینوس، پروکلوس و یحیی النحوی را در اثر پیش گفته خود ذکر می کند، اما اساساً در خط مشائی و نوافلاطونی به فلسفه می پردازد. از نظر ارزش، علوم عبارتند از الهیات، ریاضیات و فیزیک; از نظر تحصیلات، آنها آن را به عنوان - از شناخته شده ترین تا ناشناخته ترین - فیزیک، ریاضیات و الهیات فهرست می کنند. از نظر ایصفیذری مباحث کلام/حکمت به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود و هدف هر دو رسیدن به خیر است. اسفیزاری علم متافیزیک را علم توحید می داند و موضوع اصلی آن را اثبات وجود و وحدت خداوند می داند. خداوند به عنوان حال و نور واقعی علت و واقعیت غایی است که همه چیز در آن پایان می یابد. به نظر می رسد اسفیزاری در مورد اینکه آیا خدا یک جوهر است یا نه، سردرگم است. علاوه بر این، هیچ رابطه ای بین خدا و جهان وجود ندارد، مانند رابطه بین ساختمان و صاحب آن; در مقابل، خداوند فاعل کاملی است که ماده و صورت را یکی می کند. وجود خدا تنها از طریق جهان هستی و ضرورت هستی شناختی قابل اثبات است. اما از آنجایی که خداوند را نمی توان با نشانه ها نشان داد و انسان ها محدود هستند، ذات خداوند خارج از حوزه معرفت بشری است. به عبارت دیگر، هیچ دلیلی برای خدا نمی توان آورد و تنها با روش نفی می توان او را معرفی کرد. اسفیظری خدا را با ادله حرکت اثبات می کند. یعنی تمام حرکات افقی و عمودی وابسته و وابسته به علل و حرکات دیگر است. حرکات آسمان ها در نهایت در بعد عمودی به خدا بستگی دارد. به عبارت دیگر - همانطور که ارسطو اعتراف کرد - کره ها به این دلیل عمل می کنند که می خواهند به علت اول برسند. این میل برخلاف میل ناشی از شهوت و غضب و اراده در جهت کسب سهم الهی و ابدیت رشد می کند. ایصفیزاری سعی می کند بطلان جانشینی را نشان دهد تا ثابت کند تمام حرکات در جهت عمودی بر اساس حرکت اول است و این کار را با ذکر ادله معروف طرف/انتها انجام می دهد. بر این اساس، یک زنجیره منظم از علل باید ابتدا، پایان و میانه داشته باشد. علت اول در ابتدا از یک جهت علت است و آنهایی که در وسط قرار دارند از جهت دیگر علت هستند و آنهایی که در انتهای زنجیره قرار دارند فقط علت هستند. اسفیزاری اندیشه خلقت از هیچ را «وجود چیزهای معدوم در علم الهی قبل از وجودشان» تفسیر می کند. بر این اساس، خداوند مانند هنرمندی است که اشکال پنهان را در حضور خود آشکار می کند. با این ایده، او با افلاطون، که این ایده را داشت که اشیا از «اشکال و گونه‌هایی مجرد که با ذات خود زنده می‌شوند» و با ارسطو، که استدلال می‌کرد «اشیا با اشخاص خود در جهان خارج وجود دارند» متفاوت است. آفرینش، بیشتر واقعه ای است که از غیب تا شهادت رخ می دهد که فیلسوفان مسلمان آن را با مفهوم ابدا توصیف می کنند. علاوه بر این، آفرینش محصول اراده الهی مشابه اراده انسان نیست، بلکه حاصل سخاوت ازلی خداوند است، اما این امر مستلزم ابدی بودن جهان نیست. در این مرحله او؛ او از یحیی نحوی به دلیل سوءتفاهم پروکلوس انتقاد می کند. روح در پایان جهان فیزیکی که به مرور زمان رخ می دهد ظهور می کند و با شکل گیری روح انسان، ذهن از بیرون به آن داده می شود. اسفیزاری همه دانش را بر دانش پیشینی استوار می کند. او نور ذهن را به نور تشبیه می کند، می گوید که همه چیزهای قابل اندیشیدن را می توان از طریق خدا شناخت و روح انسان را به عنوان رابط بین جهان مجرد و عینی می پذیرد. به طور خلاصه، اسفیظری اگرچه از پیروان قوی ارسطو است، اما محرق اول را به وجود می بخشد و می آفریند. مفهوم مقاله حاضر نظریه متافیزیکی و برهان وجود خدا در کتاب فی مسایل العمریالالهیه ابوحامد عصفیذری است که کتاب نهایی وی در دست است. تا جایی که ما می دانیم، از آنجایی که هیچ مطالعه آکادمیک در ترکیه در مورد این فیلسوف وجود ندارد، هیچ عنوان مقاله ای در مورد او در DIA وجود ندارد. هدف مقاله تلاش برای شناخت فیلسوف است. اگرچه او یکی از برجسته ترین فیلسوفان عصر خود است، اما اطلاعات کمی در مورد زندگی اسفیظاری داریم. ابن سینا با بیان نام خود برخی از نظرات او را در زمینه اخلاق مورد انتقاد قرار داد. ابواليسر پزوي متكلم حنفي به شدت با آراء عمومي اسفيظاري و كندي در مورد توحيد مخالفت كرد. اسفیظاری که ریاضیدان و فیزیکدانی تواناست، علاوه بر ذکر فیلسوفان باستانی چون افلاطون، ارسطو، بطلمیوس، جالینوس، پروکلوس و جان فیلوپونوس، اساساً در امتداد فلسفه مشاء و نوافلاطونی در اثر پیش گفته خود به فلسفه پرداخته است. او رشته ها را از نظر ارزش مرتب می کند. الهیات، ریاضیات و فیزیک و از نظر یادگیری؛ -از شناخته شده ترین تا کمتر شناخته شده- فیزیک، ریاضیات و الهیات. از نظر اسفیظاری، موضوعات الهیات به دو دسته تقسیم می شوند. دروس نظری و عملی و هدف هر دوی آنها رسیدن به خیر است. اسفیظاری رشته مابعدالطبیعه را به عنوان رشته توحید توصیف می کند و موضوع اساسی آن را دلیل بر وجود و یگانگی خداوند می داند. خدا عقل و حقیقت غایی است که همه چیز در آن می میرد و وجود اصیل و نور الهی است. به نظر می رسد که اسفیظاری در مورد اینکه آیا خدا جوهر است یا نه، پشمالو است. علاوه بر این، رابطه بین خدا و جهان مانند رابطه بین یک ساختمان و سازنده آن نیست، بلکه خدا عاملی است که همه اشیاء و اشکال را ترکیب می کند. وجود خدا صرفاً از طریق جهان هستی و الزام هستی شناختی قابل اثبات است. با این حال، نمی توان به خدا اشاره کرد و انسان محدود است، بنابراین وجود خداوند متعالی است. به عبارت دیگر نمی توان درباره خدا دلیلی نشان داد و تنها با روش نفی می توان او را شناخت. اسفیظاری با استفاده از شواهد حرکتی وجود خدا را اثبات می کند. یعنی تمام حرکات افقی و عمود بر دلایل و حرکات دیگر وابسته و مرتبط هستند. در نهایت، حرکت مدارها، در اندازه عمودی، متکی به خود خداست. به قول دیگر - همانطور که ارسطو نیز پذیرفته است - مدارها به این دلیل حرکت می کنند که می خواهند به علت اول برسند. این آرزو با آرزویی که حاوی شهوت و غضب و اراده است متفاوت است و در جهت رسیدن به جزء الهی و ابدیت رشد می کند. اسفیظاری می کوشد بی اعتباری پسرفت نامتناهی را نشان دهد تا ثابت کند در اندازه عمودی، هر حرکتی متکی به اولین نیروی محرکه است. و او از شواهد بسیار خوبی به نام "دو جانبه" یاد می کند. با توجه به این شواهد، زنجیره دلایل منظم باید دارای جنبه های اولیه، نهایی و مرکزی باشد. دلیل اول اولیه و دلایل اصلی عبارتند از; از یک جهت دلیل و از جهت دیگر دلایل. اسفیظاری ایده آفرینش از هیچ را «حضور چیزهای ناموجود در علم الهی حتی قبل از وجود آنها» توصیف می کند. بر این اساس، خداوند شبیه هنرمندی است که اشکال پنهان را آشکار می کند. او از افلاطون که فکر می‌کند اشیاء از «اشکال مطلق و انواع خود تداوم‌پذیر» تشکیل شده‌اند و از ارسطو که از «اشیا با خود در جهان خارج وجود دارند» جداست. خلقت از غیب به دیده ظهور است و فیلسوفان مسلمان از آن به عنوان مفهوم «عبدا» یاد می‌کنند. علاوه بر این، آفرینش برآیند یک نیروی اراده المپیکی نیست که شبیه به اراده انسان باشد، در واقع مجموع سخاوت بیرونی خداوند است، اما این وضعیت لزوماً جهان را ابدی نمی کند. در این مرحله، او جان فیلوپونوس را به خاطر اشتباه پروکلوس مورد انتقاد قرار می دهد. نفس در آخر عالم ظاهر ظهور می کند و پس از ظهور نفس انسان، عقل به آن داده می شود. اسفیظاری بر تمام اطلاعات به اطلاعات پیشینی تکیه می کند. نور عقل را با نور الهی مقایسه می کند، می گوید همه چیز را خدا می توان شناخت و روح انسان را پلی بین عالم مجرد و عینی می پذیرد. با وجود اینکه اسفیظاری از پیروان قوی ارسطو است، او نتیجه گیری نیروی محرکه اول را به عنوان یک عامل ایجاد کننده و ایجاد کننده توصیف می کند.
Detaylı Başlık Ebû Hâmid İsfizârî’nin Metafizik Görüşleri ve Tanrı Kanıtlaması
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی کتابخانه لیتیر

دیدگاه های متافیزیکی و اثبات خدا ابوحمید اسفیظری

نویسنده YİĞİT، فوزی
محل انتشار دانشگاه فیرات - دانشگاه فیرات
موضوع خدا، فلسفه اسلامی، متافیزیک
نوع كتاب
زبان ara,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 1304-639X, EISSN: 2791-951X, DOI: 10.58568/firatilahiyat.1263823
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_6f0086d4ce9045f3952f981995957dac
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها موضوع این مقاله، دیدگاه‌های متافیزیکی ابوحامد اسفیساری و برهان خدا در کتاب پایانی او به نام فی مسیله الاموری‌الإلهیه است. تا آنجا که می دانیم در ترکیه هیچ مطالعه آکادمیک درباره فیلسوف وجود ندارد و در دایره المعارف امور دینی اسلام عنوان مقاله ای وجود ندارد. هدف مقاله تلاشی برای شناخت فیلسوف در کشورمان است. با وجود اینکه او یکی از فیلسوفان مهم زمان خود بود، اما تقریباً هیچ اطلاعی از زندگی او در دست نیست. ابن سینا را نام برد و برخی از نظرات او را در باب اخلاق نقد کرد. از سوی دیگر، ابوالیوسر پزدوی، متکلم حنفی، نام کندی را ذکر کرده و با نظرات کلی فیلسوفان در مورد توحید به شدت مخالفت کرده است. اسفیزاری، ریاضیدان و فیزیکدان توانا، نام فیلسوفان باستانی مانند افلاطون، ارسطو، بطلمیوس، جالینوس، پروکلوس و یحیی النحوی را در اثر پیش گفته خود ذکر می کند، اما اساساً در خط مشائی و نوافلاطونی به فلسفه می پردازد. از نظر ارزش، علوم عبارتند از الهیات، ریاضیات و فیزیک; از نظر تحصیلات، آنها آن را به عنوان - از شناخته شده ترین تا ناشناخته ترین - فیزیک، ریاضیات و الهیات فهرست می کنند. از نظر ایصفیذری مباحث کلام/حکمت به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود و هدف هر دو رسیدن به خیر است. اسفیزاری علم متافیزیک را علم توحید می داند و موضوع اصلی آن را اثبات وجود و وحدت خداوند می داند. خداوند به عنوان حال و نور واقعی علت و واقعیت غایی است که همه چیز در آن پایان می یابد. به نظر می رسد اسفیزاری در مورد اینکه آیا خدا یک جوهر است یا نه، سردرگم است. علاوه بر این، هیچ رابطه ای بین خدا و جهان وجود ندارد، مانند رابطه بین ساختمان و صاحب آن; در مقابل، خداوند فاعل کاملی است که ماده و صورت را یکی می کند. وجود خدا تنها از طریق جهان هستی و ضرورت هستی شناختی قابل اثبات است. اما از آنجایی که خداوند را نمی توان با نشانه ها نشان داد و انسان ها محدود هستند، ذات خداوند خارج از حوزه معرفت بشری است. به عبارت دیگر، هیچ دلیلی برای خدا نمی توان آورد و تنها با روش نفی می توان او را معرفی کرد. اسفیظری خدا را با ادله حرکت اثبات می کند. یعنی تمام حرکات افقی و عمودی وابسته و وابسته به علل و حرکات دیگر است. حرکات آسمان ها در نهایت در بعد عمودی به خدا بستگی دارد. به عبارت دیگر - همانطور که ارسطو اعتراف کرد - کره ها به این دلیل عمل می کنند که می خواهند به علت اول برسند. این میل برخلاف میل ناشی از شهوت و غضب و اراده در جهت کسب سهم الهی و ابدیت رشد می کند. ایصفیزاری سعی می کند بطلان جانشینی را نشان دهد تا ثابت کند تمام حرکات در جهت عمودی بر اساس حرکت اول است و این کار را با ذکر ادله معروف طرف/انتها انجام می دهد. بر این اساس، یک زنجیره منظم از علل باید ابتدا، پایان و میانه داشته باشد. علت اول در ابتدا از یک جهت علت است و آنهایی که در وسط قرار دارند از جهت دیگر علت هستند و آنهایی که در انتهای زنجیره قرار دارند فقط علت هستند. اسفیزاری اندیشه خلقت از هیچ را «وجود چیزهای معدوم در علم الهی قبل از وجودشان» تفسیر می کند. بر این اساس، خداوند مانند هنرمندی است که اشکال پنهان را در حضور خود آشکار می کند. با این ایده، او با افلاطون، که این ایده را داشت که اشیا از «اشکال و گونه‌هایی مجرد که با ذات خود زنده می‌شوند» و با ارسطو، که استدلال می‌کرد «اشیا با اشخاص خود در جهان خارج وجود دارند» متفاوت است. آفرینش، بیشتر واقعه ای است که از غیب تا شهادت رخ می دهد که فیلسوفان مسلمان آن را با مفهوم ابدا توصیف می کنند. علاوه بر این، آفرینش محصول اراده الهی مشابه اراده انسان نیست، بلکه حاصل سخاوت ازلی خداوند است، اما این امر مستلزم ابدی بودن جهان نیست. در این مرحله او؛ او از یحیی نحوی به دلیل سوءتفاهم پروکلوس انتقاد می کند. روح در پایان جهان فیزیکی که به مرور زمان رخ می دهد ظهور می کند و با شکل گیری روح انسان، ذهن از بیرون به آن داده می شود. اسفیزاری همه دانش را بر دانش پیشینی استوار می کند. او نور ذهن را به نور تشبیه می کند، می گوید که همه چیزهای قابل اندیشیدن را می توان از طریق خدا شناخت و روح انسان را به عنوان رابط بین جهان مجرد و عینی می پذیرد. به طور خلاصه، اسفیظری اگرچه از پیروان قوی ارسطو است، اما محرق اول را به وجود می بخشد و می آفریند. مفهوم مقاله حاضر نظریه متافیزیکی و برهان وجود خدا در کتاب فی مسایل العمریالالهیه ابوحامد عصفیذری است که کتاب نهایی وی در دست است. تا جایی که ما می دانیم، از آنجایی که هیچ مطالعه آکادمیک در ترکیه در مورد این فیلسوف وجود ندارد، هیچ عنوان مقاله ای در مورد او در DIA وجود ندارد. هدف مقاله تلاش برای شناخت فیلسوف است. اگرچه او یکی از برجسته ترین فیلسوفان عصر خود است، اما اطلاعات کمی در مورد زندگی اسفیظاری داریم. ابن سینا با بیان نام خود برخی از نظرات او را در زمینه اخلاق مورد انتقاد قرار داد. ابواليسر پزوي متكلم حنفي به شدت با آراء عمومي اسفيظاري و كندي در مورد توحيد مخالفت كرد. اسفیظاری که ریاضیدان و فیزیکدانی تواناست، علاوه بر ذکر فیلسوفان باستانی چون افلاطون، ارسطو، بطلمیوس، جالینوس، پروکلوس و جان فیلوپونوس، اساساً در امتداد فلسفه مشاء و نوافلاطونی در اثر پیش گفته خود به فلسفه پرداخته است. او رشته ها را از نظر ارزش مرتب می کند. الهیات، ریاضیات و فیزیک و از نظر یادگیری؛ -از شناخته شده ترین تا کمتر شناخته شده- فیزیک، ریاضیات و الهیات. از نظر اسفیظاری، موضوعات الهیات به دو دسته تقسیم می شوند. دروس نظری و عملی و هدف هر دوی آنها رسیدن به خیر است. اسفیظاری رشته مابعدالطبیعه را به عنوان رشته توحید توصیف می کند و موضوع اساسی آن را دلیل بر وجود و یگانگی خداوند می داند. خدا عقل و حقیقت غایی است که همه چیز در آن می میرد و وجود اصیل و نور الهی است. به نظر می رسد که اسفیظاری در مورد اینکه آیا خدا جوهر است یا نه، پشمالو است. علاوه بر این، رابطه بین خدا و جهان مانند رابطه بین یک ساختمان و سازنده آن نیست، بلکه خدا عاملی است که همه اشیاء و اشکال را ترکیب می کند. وجود خدا صرفاً از طریق جهان هستی و الزام هستی شناختی قابل اثبات است. با این حال، نمی توان به خدا اشاره کرد و انسان محدود است، بنابراین وجود خداوند متعالی است. به عبارت دیگر نمی توان درباره خدا دلیلی نشان داد و تنها با روش نفی می توان او را شناخت. اسفیظاری با استفاده از شواهد حرکتی وجود خدا را اثبات می کند. یعنی تمام حرکات افقی و عمود بر دلایل و حرکات دیگر وابسته و مرتبط هستند. در نهایت، حرکت مدارها، در اندازه عمودی، متکی به خود خداست. به قول دیگر - همانطور که ارسطو نیز پذیرفته است - مدارها به این دلیل حرکت می کنند که می خواهند به علت اول برسند. این آرزو با آرزویی که حاوی شهوت و غضب و اراده است متفاوت است و در جهت رسیدن به جزء الهی و ابدیت رشد می کند. اسفیظاری می کوشد بی اعتباری پسرفت نامتناهی را نشان دهد تا ثابت کند در اندازه عمودی، هر حرکتی متکی به اولین نیروی محرکه است. و او از شواهد بسیار خوبی به نام "دو جانبه" یاد می کند. با توجه به این شواهد، زنجیره دلایل منظم باید دارای جنبه های اولیه، نهایی و مرکزی باشد. دلیل اول اولیه و دلایل اصلی عبارتند از; از یک جهت دلیل و از جهت دیگر دلایل. اسفیظاری ایده آفرینش از هیچ را «حضور چیزهای ناموجود در علم الهی حتی قبل از وجود آنها» توصیف می کند. بر این اساس، خداوند شبیه هنرمندی است که اشکال پنهان را آشکار می کند. او از افلاطون که فکر می‌کند اشیاء از «اشکال مطلق و انواع خود تداوم‌پذیر» تشکیل شده‌اند و از ارسطو که از «اشیا با خود در جهان خارج وجود دارند» جداست. خلقت از غیب به دیده ظهور است و فیلسوفان مسلمان از آن به عنوان مفهوم «عبدا» یاد می‌کنند. علاوه بر این، آفرینش برآیند یک نیروی اراده المپیکی نیست که شبیه به اراده انسان باشد، در واقع مجموع سخاوت بیرونی خداوند است، اما این وضعیت لزوماً جهان را ابدی نمی کند. در این مرحله، او جان فیلوپونوس را به خاطر اشتباه پروکلوس مورد انتقاد قرار می دهد. نفس در آخر عالم ظاهر ظهور می کند و پس از ظهور نفس انسان، عقل به آن داده می شود. اسفیظاری بر تمام اطلاعات به اطلاعات پیشینی تکیه می کند. نور عقل را با نور الهی مقایسه می کند، می گوید همه چیز را خدا می توان شناخت و روح انسان را پلی بین عالم مجرد و عینی می پذیرد. با وجود اینکه اسفیظاری از پیروان قوی ارسطو است، او نتیجه گیری نیروی محرکه اول را به عنوان یک عامل ایجاد کننده و ایجاد کننده توصیف می کند.
Detaylı Başlık Ebû Hâmid İsfizârî’nin Metafizik Görüşleri ve Tanrı Kanıtlaması
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید