تأثیر مخالفت اقلیت در مخالفت با توافق اکثریت مجتهدین در تشکیل اجمه
| عنوان | تأثیر مخالفت اقلیت در مخالفت با توافق اکثریت مجتهدین در تشکیل اجمه |
|---|---|
| نویسنده | اردم، عبدالله |
| محل انتشار | دانشگاه فیرات - دانشگاه فیرات |
| موضوع | مجله Fırat Faculty of Theology, 2023-12, Vol.28 (2), p.105-118 |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 1304-639X, DOI: 10.58568/firatilahiyat.1328079 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_586ae12a7f0745cb96c7bef1d78e3e4c |
| محل کتابخانه | Open Access Resources_DOAJ |
| یادداشتها | یکی از شواهدی که بیانگر علم قطعی در روش فقهی است، اجماع است. تقریباً هیچ عالمی نیست که اثبات اجماع را نپذیرد. نقل شده است که اولین کسی که به این امر اعتراض کرد، معتزلی ابراهیم النظام بود. گروهی که آن را به عنوان فرقه نمی پذیرند علمای امامیه هستند. می توان گفت که علمای مجتهد از مجتهدان اولیه بر اثبات اجماع اتفاق نظر داشته اند، جز چند دیدگاه متضاد. اگرچه در مورد اعتبار اجماع اختلاف قابل توجهی وجود ندارد، اما روش شناسان در جزئیاتی مانند انواع اجماع، شرایط آن، شواهد و تعداد افرادی که اجماع می کنند، اختلاف نظر دارند. یکی از موضوعات مورد بحث اصولیان، تأثیر اختلاف یک یا چند نفر در صورت موافقت اکثریت مجتهدان است. در حالی که برخی از رویهگرایان بر این عقیدهاند که مخالفت اقلیت در برابر اتحاد اکثریت ضرری به اجمه وارد نمیکند، اکثریت آنان معتقدند که همه مجتهدان باید نظر واحدی داشته باشند تا اجمه تشکیل شود. اگرچه می توان گفت که این دو رویکرد اساساً با یکدیگر بحث می کنند، اما رویه گرایان نیز هستند که رویکرد متفاوتی به موضوع دارند. برخی از رویهگرایان نگرش اکثریت را نسبت به موضوعی که یک یا چند نفر با آن مخالفت میکنند، در نظر میگیرند. به عقیده این علما، اگر اکثریت با نظر اقلیت مخالفت نکنند، نمی توان در مورد اجماع صحبت کرد. زیرا این نشان می دهد که اکثریت به نظر مخالف خود نیز احترام می گذارند. اگر اکثریت به نظر اقلیت احترام نگذارند یا حتی مخالف آن باشند، موافقت اکثریت به اجماع تبدیل می شود. استدلال هایی که عموماً در این بحث ها به کار می رود یکسان است. اصولگرایان با نظرات مخالف برخی از صحابه به ویژه ابن عباس (رض) از تز خود دفاع می کنند. کسانی که مخالفت اقلیت را مانع اجماع نمیدانند، استدلال میکنند که علما اتفاق نظر دارند که اگرچه یک یا چند صحابه نظرات مخالف دارند، اما اتحاد صحابه دیگر اجماع است، مانند مثال ابن عباس در ربا و متعه. همینطور کسانی که استدلال می کنند که این امر مانع تشکیل اجماع می شود، درست مانند دیدگاه مخالف اکثریت ابن عباس در مسئله اول، نگرش مخالف ابن عباس در مورد موضوعی که سایر اصحاب بر آن اتفاق نظر داشتند، مانع از تشکیل اجماع شد. این پژوهش به بحث های ذکر شده و استدلال های مورد استفاده طرفین می پردازد. با این حال، ابتدا ارزش اطلاعاتی و شرایط اجماع که گمان می رود ارتباط تنگاتنگی با این مباحث دارد، به اختصار ارائه می شود. در این پژوهش، توضیحات روش شناسان متعلق به فرقه های مختلف که از آثار یک مکتب خاص راضی نبودند، مورد بررسی قرار گرفت و سعی شد مورد ارزیابی قرار گیرد. در نتیجه باید توجه داشت که نظر غالب این است که مخالفت اقلیت در مقابل اکثریت با توجه به شرایطی که برای اثبات قطعی اجما مطرح می شود، مانع از تشکیل اجماع می شود. با این حال نتیجه گرفته شده است که توجه یا عدم توجه به نظر مخالف اقلیت توسط سایر رویه گران در تشکیل اجما مؤثر است. یکی از ادله بیان علم یقینی در روش فقهی، اجماع است. کمتر عالمی پیدا می شود که اجماع را حجت نپذیرد. نقل شده است که اولین کسی که به این امر اعتراض کرد، معتزلی ابراهیم النظام بود. گروهی که آن را به عنوان فرقه نمی پذیرند علمای امامیه هستند. شاید بتوان گفت علمای مجتهد از مجتهدین دوره اول بر دلیل بودن اجمه با چند استثنا اتفاق نظر داشته اند. اگرچه در دلیل بودن اجمه اختلاف نظر چندانی وجود ندارد، اما علما در جزئیات اقسام، شرایط، ادله و تعداد افرادی که بر اجماع اتفاق میافتند، اختلاف نظر داشتند. یکی از موضوعاتی که علمای روش مطرح می کنند، تأثیر اجما در زمانی است که یک یا چند نفر با اکثریت مجتهدین مخالفت کنند. در حالی که برخی از روش گرایان بر این باورند که مخالفت اقلیت در مقابل اتحاد اکثریت ضرری به اجمه وارد نمی کند، اکثریت آنها معتقدند که برای تشکیل اجمه باید همه مجتهدان یک نظر باشند. اساساً میتوان گفت که این دو رویکرد با یکدیگر بحث میکنند، اما رویهگرایان نیز هستند که به گونهای متفاوت با موضوع برخورد میکنند. برخی از علما در موضوعی که یک یا چند نفر با آن مخالفت می کنند، نگرش اکثریت نسبت به خود را مورد توجه قرار می دهند. از نظر این علما اگر اکثریت با نظر اقلیت مخالفت نکنند، نمی توان اجماع را ذکر کرد. زیرا این نشان می دهد که اکثریت به دیدگاه مخالف نیز احترام می گذارند. اگر اکثریت به نظر اقلیت احترام نگذارند یا حتی با آن مخالفت کنند، اجماع اکثریت به اجماع تبدیل می شود. استدلال هایی که عموماً در این بحث ها به کار می رود یکسان است. اصولگرایان بر اساس نظرات مخالف برخی از صحابه به ویژه ابن عباس از تزهای خود دفاع می کنند. کسانی که مخالفت اقلیت را مانع اجماع نمیدانند، استدلال میکنند که اگرچه یک یا چند نفر از صحابه نظرات مخالفی داشتند، مانند مثال ابن عباس در ربا و متعه، اجماع سایر صحابه، اجماع علما است. همین طور کسانی که استدلال می کنند که این امر مانع اجماع است و همچنین مخالفت ابن عباس با نظر مردم در مورد جبل، مانعی برای تشکیل اجماع در موضوع مورد توافق سایر صحابه بوده است. این تحقیق به بحث ها و استدلال های مورد استفاده طرفین می پردازد. اما در ابتدا ارزش اطلاعاتی و شرایط اجماع که گمان می رود ارتباط نزدیکی با این بحث ها داشته باشد به اختصار ارائه می شود. در پژوهش، توضیحات علمای فرقه های مختلف که به آثار مکتب خاصی اکتفا نکرده بودند، مورد بررسی قرار گرفت و سعی شد مورد ارزیابی قرار گیرد. در نتیجه، باید توجه داشت که این دیدگاه غالب است که مخالفت اقلیت در برابر اکثریت، با توجه به شرایطی که برای اثبات قطعی اجما ارائه شده، مانع از تشکیل اجماع خواهد شد. اما به این نتیجه رسیده است که آیا دیدگاه مخالف اقلیت مورد توجه سایر علما قرار می گیرد، در شکل گیری اجماع مؤثر است. |
| Detaylı Başlık | Müçtehitlerin Çoğunluğunun İttifakına Karşılık Azınlığın Muhalefetinin İcmâın Oluşumuna Etkisi |