جهانی منطقی در ابن سینا و تحلیل نقدهای غزالی به کارگردانی ابن سینا در چارچوب جهانی منطقی
| عنوان | جهانی منطقی در ابن سینا و تحلیل نقدهای غزالی به کارگردانی ابن سینا در چارچوب جهانی منطقی |
|---|---|
| نویسنده | توسون، مصطفی سلمان، کندمیر، احمد مکین |
| محل انتشار | دانشگاه علوم اجتماعی آنکارا - دانشگاه علوم اجتماعی آنکارا |
| موضوع | فلسفه اسلامی |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2757-5616, EISSN: 2757-5616, DOI: 10.51575/atebe.1177059 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_517cbbe22aea4e8ebdedd26b8b92f3fe |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | این پژوهش بر ارزش کلی منطقی از نظر کلی بودن در فلسفه ابن سینا (متوفی 428/1037) و نقدهای غزالی (متوفی 505/1111) به ابن سینا در چارچوب کلیت منطقی تمرکز دارد. با پرداختن به چگونگی تبیین انواع جهان شمول و جهان شمول این دو متفکر و آشکار ساختن معنای عام در منظومه فکری آنان، تحلیلی فلسفی از نقدهای غزالی از ابن سینا صورت می گیرد. بر این اساس، ابن سینا در مورد سه نوع کلیات صحبت می کند. این کلیات به سه قسم طبیعی، عقلی و منطقی تقسیم می شوند. رابطه بین این کلیات بر یک رابطه اساسی استوار است. کسی که این نوع رابطه را تعیین می کند و اصول می دهد باید خارج از کلیات باشد. از نظر او مفهوم وجود معین کننده معنای کلیات و رابطه جوهری بین انواع کلی است. از این جهت، عام عقلی، معقول بودن عالم طبیعی است; عام عقلی ممکن است برای کلی منطقی ضروری باشد. پس در ابن سینا مفهوم کلی به هستی مربوط می شود. در غزالی می توان از سه نوع جهانی صحبت کرد. او انواع جهان شمول را نام نمی برد، بلکه با توصیف آنها آنها را متمایز می کند. در تمایز وی مفهوم مشارکت از نظر بالفعل و بالقوه مورد توجه قرار گرفته و وجود بر اساس این تمایزات مفهومی تقسیم می شود. در این زمینه نمی توان از تمایز اتفاقی بین معنایی که ابن سینا به کلیات نسبت می دهد و معنایی که غزالی به کلیات نسبت می دهد صحبت کرد. در مقابل، بین معانی که این دو متفکر به کلیات نسبت می دهند، تفاوت ماهوی وجود دارد. بر اساس این تفاوت، انتقادات غزالی به ابن سینا نیز ماهیت ماهوی دارد. یکی از بارزترین شاخصهای نقد غزالی از ابن سینا در معنایی است که او به کلیت منطقی نسبت میدهد و مثالی که در چارچوب کلیت منطقی میآورد. غزالی با تلقی کلی منطقی به معنایی که اشتراک را از حیث بالقوه و فعلیت نمی پذیرد، اشتراک در آن را به دلیلی غیر از امر مستوجب نسبت می دهد. ابن سینا اگرچه با معنایی که غزالی به کلیت منطقی نسبت می دهد، موافق است و می گوید که آن را از تأیید خارج می کند، اما به وضوح بر تابع خیال بودن تأکید می کند. از سوی دیگر، غزالی، اشاره ابن سینا را نادیده گرفت و بر اساس مثال «خدا» که در چارچوب کلی منطقی آورد، تأکید کرد که ابن سینا آن را خواهد پذیرفت. اما در منظومه فلسفی ابن سینا نمی توان لفظ «خدا» تابع خیال باشد. زیرا "خدا" تصور نمی شود، بلکه درک می شود. از نظر او، چیزهایی که در معرض تخیل هستند، دارای کثرت بالقوه هستند. اما کلمه «خدا» صرفاً به این دلیل که وجود واجب است برای موضوع خیال مناسب نیست. از این حیث می توان تحلیل کرد که نقدهای غزالی از نظر هنرهای پنج گانه استدلالی است یا مزخرف. هم معنایی که غزالی به کلیت منطقی نسبت می دهد و هم مثال هایی که برای این معنا می آورد، ماهیت ذاتی نقدهای او را به عنوان مغالطه تشکیل می دهد. |
| Detaylı Başlık | İbn Sînâ’da Mantıkî Tümel ve Gazzâlî’nin Mantıkî Tümel Bağlamında İbn Sînâ’ya Yönelttiği Eleştirilerin Analizi |