انسان به مثابه فاعل توانا: رابطه صفات الهی و افعال انسانی در شمس الدین سمرقندی

عنوان انسان به مثابه فاعل توانا: رابطه صفات الهی و افعال انسانی در شمس الدین سمرقندی
نویسنده حکمت شاولوک، بلال تاشکین
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع اعمال انسانی
نوع كتاب
زبان ara,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1074067
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_4019c1ffe5e74617845d7a7bc89b1289
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها مسئله اعمال انسان از جمله موضوعاتی است که تقریباً تمامی مکاتب علمی و فلسفی با حساسیت به آن توجه دارند. این موضوع به طور مستقیم یا غیرمستقیم با بسیاری از مسائل از جمله اخلاقی بودن اعمال انسان، عادلانه بودن قضایای حقوقی، معقول بودن مسؤولیت شرعی، اینکه آیا می توان افعال و احکام خداوند را تبیین کرد، آیا بین پدیده های طبیعی رابطه لازم و سببی وجود دارد یا خیر، ارتباط دارد. در انديشه اسلامي، رشته هاي كلام، فلسفه و تصوف موضوع را از منظر منحصر به فرد خود بررسي كرده و راه حلهايي براي مسائل مربوط به موضوع ارائه كرده اند. دو مشکل اساسی در ارزیابی هر سه رشته در مورد این موضوع جلب توجه می کند. مشکل اول مطلق بودن و نامحدود بودن صفات علم و اراده و قدرت خداوند متعال است. مشکل دوم این است که آیا انسان قدرت تأثیرگذاری در خلق افعال خود برای زمینه سازی مسئولیت دینی را دارد؟ شمس الدین سمرقندی، متکلم ماتوریدی قرن چهاردهم، با در نظر گرفتن هر دو مشکل، راه حلی برای این مسئله ارائه می دهد. به گفته وی، هم پدیده های طبیعی دارای نیروی تأثیرگذاری بر آنها هستند و هم انسان در ساختار طبیعی خود دارای نیروی فعال است. علاوه بر این، خداوند متعال به عنوان منشأ همه نیروهای فعال، منشأ نیروهای متعلق به پدیده های طبیعی و افعال انسانی است. با توجه به این توضیح، در حالی که قدرت خداوند همه افعال را در بر می گیرد، انسان نیز قدرت تحقق افعال خود را دارد. این رویکرد سمرقندی در دو عنوان در پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. در عنوان اول، اندیشه های او در خصوص صفات الهی در چارچوب رابطه آنها با مسئله افعال انسان مطرح می شود. سمرقندی در مورد صفت به برخی مسائل می پردازد. او اولاً استدلال می کند که خداوند متعال عامل لازم برای ایجاد وجود نیست، بلکه فاعل دارای اراده است. در این زمینه به نقد فیلسوفان می پردازد. سمرقندی می‌گوید: اینکه خداوند عامل آفرینش است، هیچ حرکتی و در نتیجه تغییری در عالم ایجاد نمی‌کند. زیرا در این صورت حرکت و تغییر رخ نمی دهد زیرا اولین چیزی که ایجاد می شود به دلیل عامل لازم همیشه وجود خواهد داشت. به گفته وی «اگر الله متعال فاعل ضروری باشد، عالم بعداً به وجود نمی آید و اگر چیزی بعداً به وجود بیاید، خداوند متعال نمی تواند خالق ضروری باشد». سمرقندی اراده خداوند را با کمال او مرتبط می داند و استدلال می کند که اراده خداوند همه چیز را فرا می گیرد. یک عامل با اراده، عامل برتر را انتخاب می کند. این نشان از شایستگی در عمل است. اراده نیز مستلزم دانستن چیزهای خواسته شده است. بر این اساس، خداوند متعال باید آنچه را که می خواهد و می آفریند، پیشاپیش بداند. اما به گفته وی، این که خداوند متعال به همه چیزهایی که می‌آفریند می‌داند، اعمال مردم را ضروری نمی‌کند. زیرا همانطور که علم کلام قبول دارد، معرفت تابع حوادث است. خداوند متعال اعمال افراد را در هر زمان بسته به انتخاب آنها می داند. بر این اساس، تغییر در اعمال مردم در طول زمان - بسته به اراده خودشان - مستلزم تغییر در علم خداوند نیست. زیرا خداوند متعال به اعمال انسان قبل از وجود افعال می‌داند. در عنوان دوم پژوهش، رویکرد اصیل و التقاطی سمرقندی در رابطه قدرت الهی و نیروی انسانی بررسی شده است. سمرقندی نیز می پذیرد که قدرت خداوند بر همه افعال انسان مؤثر است. با این حال، این بدان معنا نیست که مردم قدرت مؤثری بر عمل ندارند. به گفته وی، اعمال مردم با دو قدرت اتفاق می افتد. سمرقندی این وضعیت را از طریق مفهوم زنجیره علل (سریال) توضیح می دهد. همانطور که در عملکرد تمام ساختارهای طبیعی در جهان، اعمال انسان نیز با نیروی طبیعی رخ می دهد. تمام اعمال در جهان با نیروهای موجود در طبیعت اتفاق می افتد. در این راستا، انسان در خلقت خود دارای قدرت انجام و ترک برخی از افعال است. اما نیروهایی که در طبیعت و در ساختار طبیعی انسان ها وجود دارند، همواره نیازمند نیروی الهی هستند که از سخاوت خداوند سرازیر می شود. بر این اساس، در عین حال که قدرت خداوند بر نیروهای طبیعی مؤثر است، نیروهای طبیعی نیز بر افعال عالم خلقت مؤثرند. سمرقندی از این حالت، درد ناشی از چوب بر بدن را مثال می زند. با وجود اینکه علت درد در واقع چوب است، اما این فردی است که چوب را در دست گرفته است که با ضربه زدن، نیروی دردناک را به چوب می‌دهد. به همین ترتیب، گرچه اعمال انسان به معنای واقعی به قدرت انسان بستگی دارد، اما خداوند این قدرت را به انسان می دهد. سمرقندی در این زمینه از تفسیر نظریه کاسب که انسان قدرت ایجاد فعل را ندارد و انسان فقط قدرت خلق شده از سوی خداوند را در لحظه عمل به یک واقعه معین هدایت می کند، انتقاد می کند. این پژوهش به ارزیابی اولیه سمرقندی در سنت کلامی اهل سنت می پردازد که ضمن پذیرش نیروهای انسانی و طبیعی، به ایده مطلق بودن صفات الهی پایبند است.
Detaylı Başlık Kudret Sahibi Bir Fâil Olarak İnsan: Şemseddin es-Semerkandî’de İlâhî Sıfatlar ve İnsan Fiilleri İlişkisi
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات کتابخانه لیتیر

انسان به مثابه فاعل توانا: رابطه صفات الهی و افعال انسانی در شمس الدین سمرقندی

نویسنده حکمت شاولوک، بلال تاشکین
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع اعمال انسانی
نوع كتاب
زبان ara,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1074067
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_4019c1ffe5e74617845d7a7bc89b1289
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها مسئله اعمال انسان از جمله موضوعاتی است که تقریباً تمامی مکاتب علمی و فلسفی با حساسیت به آن توجه دارند. این موضوع به طور مستقیم یا غیرمستقیم با بسیاری از مسائل از جمله اخلاقی بودن اعمال انسان، عادلانه بودن قضایای حقوقی، معقول بودن مسؤولیت شرعی، اینکه آیا می توان افعال و احکام خداوند را تبیین کرد، آیا بین پدیده های طبیعی رابطه لازم و سببی وجود دارد یا خیر، ارتباط دارد. در انديشه اسلامي، رشته هاي كلام، فلسفه و تصوف موضوع را از منظر منحصر به فرد خود بررسي كرده و راه حلهايي براي مسائل مربوط به موضوع ارائه كرده اند. دو مشکل اساسی در ارزیابی هر سه رشته در مورد این موضوع جلب توجه می کند. مشکل اول مطلق بودن و نامحدود بودن صفات علم و اراده و قدرت خداوند متعال است. مشکل دوم این است که آیا انسان قدرت تأثیرگذاری در خلق افعال خود برای زمینه سازی مسئولیت دینی را دارد؟ شمس الدین سمرقندی، متکلم ماتوریدی قرن چهاردهم، با در نظر گرفتن هر دو مشکل، راه حلی برای این مسئله ارائه می دهد. به گفته وی، هم پدیده های طبیعی دارای نیروی تأثیرگذاری بر آنها هستند و هم انسان در ساختار طبیعی خود دارای نیروی فعال است. علاوه بر این، خداوند متعال به عنوان منشأ همه نیروهای فعال، منشأ نیروهای متعلق به پدیده های طبیعی و افعال انسانی است. با توجه به این توضیح، در حالی که قدرت خداوند همه افعال را در بر می گیرد، انسان نیز قدرت تحقق افعال خود را دارد. این رویکرد سمرقندی در دو عنوان در پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. در عنوان اول، اندیشه های او در خصوص صفات الهی در چارچوب رابطه آنها با مسئله افعال انسان مطرح می شود. سمرقندی در مورد صفت به برخی مسائل می پردازد. او اولاً استدلال می کند که خداوند متعال عامل لازم برای ایجاد وجود نیست، بلکه فاعل دارای اراده است. در این زمینه به نقد فیلسوفان می پردازد. سمرقندی می‌گوید: اینکه خداوند عامل آفرینش است، هیچ حرکتی و در نتیجه تغییری در عالم ایجاد نمی‌کند. زیرا در این صورت حرکت و تغییر رخ نمی دهد زیرا اولین چیزی که ایجاد می شود به دلیل عامل لازم همیشه وجود خواهد داشت. به گفته وی «اگر الله متعال فاعل ضروری باشد، عالم بعداً به وجود نمی آید و اگر چیزی بعداً به وجود بیاید، خداوند متعال نمی تواند خالق ضروری باشد». سمرقندی اراده خداوند را با کمال او مرتبط می داند و استدلال می کند که اراده خداوند همه چیز را فرا می گیرد. یک عامل با اراده، عامل برتر را انتخاب می کند. این نشان از شایستگی در عمل است. اراده نیز مستلزم دانستن چیزهای خواسته شده است. بر این اساس، خداوند متعال باید آنچه را که می خواهد و می آفریند، پیشاپیش بداند. اما به گفته وی، این که خداوند متعال به همه چیزهایی که می‌آفریند می‌داند، اعمال مردم را ضروری نمی‌کند. زیرا همانطور که علم کلام قبول دارد، معرفت تابع حوادث است. خداوند متعال اعمال افراد را در هر زمان بسته به انتخاب آنها می داند. بر این اساس، تغییر در اعمال مردم در طول زمان - بسته به اراده خودشان - مستلزم تغییر در علم خداوند نیست. زیرا خداوند متعال به اعمال انسان قبل از وجود افعال می‌داند. در عنوان دوم پژوهش، رویکرد اصیل و التقاطی سمرقندی در رابطه قدرت الهی و نیروی انسانی بررسی شده است. سمرقندی نیز می پذیرد که قدرت خداوند بر همه افعال انسان مؤثر است. با این حال، این بدان معنا نیست که مردم قدرت مؤثری بر عمل ندارند. به گفته وی، اعمال مردم با دو قدرت اتفاق می افتد. سمرقندی این وضعیت را از طریق مفهوم زنجیره علل (سریال) توضیح می دهد. همانطور که در عملکرد تمام ساختارهای طبیعی در جهان، اعمال انسان نیز با نیروی طبیعی رخ می دهد. تمام اعمال در جهان با نیروهای موجود در طبیعت اتفاق می افتد. در این راستا، انسان در خلقت خود دارای قدرت انجام و ترک برخی از افعال است. اما نیروهایی که در طبیعت و در ساختار طبیعی انسان ها وجود دارند، همواره نیازمند نیروی الهی هستند که از سخاوت خداوند سرازیر می شود. بر این اساس، در عین حال که قدرت خداوند بر نیروهای طبیعی مؤثر است، نیروهای طبیعی نیز بر افعال عالم خلقت مؤثرند. سمرقندی از این حالت، درد ناشی از چوب بر بدن را مثال می زند. با وجود اینکه علت درد در واقع چوب است، اما این فردی است که چوب را در دست گرفته است که با ضربه زدن، نیروی دردناک را به چوب می‌دهد. به همین ترتیب، گرچه اعمال انسان به معنای واقعی به قدرت انسان بستگی دارد، اما خداوند این قدرت را به انسان می دهد. سمرقندی در این زمینه از تفسیر نظریه کاسب که انسان قدرت ایجاد فعل را ندارد و انسان فقط قدرت خلق شده از سوی خداوند را در لحظه عمل به یک واقعه معین هدایت می کند، انتقاد می کند. این پژوهش به ارزیابی اولیه سمرقندی در سنت کلامی اهل سنت می پردازد که ضمن پذیرش نیروهای انسانی و طبیعی، به ایده مطلق بودن صفات الهی پایبند است.
Detaylı Başlık Kudret Sahibi Bir Fâil Olarak İnsan: Şemseddin es-Semerkandî’de İlâhî Sıfatlar ve İnsan Fiilleri İlişkisi
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید