ترک دلیل بر بطلان موازین حقوقی در الماتوریدی
| عنوان | ترک دلیل بر بطلان موازین حقوقی در الماتوریدی |
|---|---|
| نویسنده | تورکان، تالیپ |
| محل انتشار | دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید |
| موضوع | مجله الهیات هیتی، 06-2024، ش23 (1)، ص111-134 |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1428114 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_18ae3357bea546918a91af4210e00686 |
| محل کتابخانه | فهرست DOAJ از مجلات دسترسی آزاد (WRLC) |
| یادداشتها | در تاریخ اندیشه حقوقی گرایش های مختلفی در تعریف مفهوم اعتبار حقوقی بسته به معیارهای اتخاذ شده پدید آمده است. اعتبار حقوقی در معرض ارزیابی های ارزشی، مادی و رسمی جایگزین یکدیگر بوده است. اعتبار قانونی زمانی که ارزیابی ارزششناختی انجام میشود به عادلانه بودن، زمانی که ارزیابی مادی انجام میشود به اثربخشی، و زمانی که ارزیابی رسمی انجام میشود به تعلق به نظم قانونی خاصی کاهش مییابد. معیارهای انصاف، اثربخشی یا تعلق زمانی که به عنوان جایگزینی برای یکدیگر در نظر گرفته شوند، برای تعریف قانونی بودن، یعنی تمایز قانون از سایر ساختارهای هنجاری کافی نیستند و همچنین منجر به همپوشانی مفاهیم قانونی بودن و اعتبار قانونی می شوند. آنچه در گرایش حقوق طبیعی منصفانه و در گرایش حقوق واقع گرایانه مؤثر است، هم قانونی و هم معتبر تلقی می شود. از سوی دیگر، گرایش حقوقی پوزیتیویستی، اعتبار حقوقی را تعلق به نظم حقوقی معینی تعریف می کند که در واقع نمی تواند آن را از قانونی بودن متمایز کند. در این راستا سعی بر آن است که اعتبار حقوقی به عنوان کیفیتی مضاعف بر قانونی بودن، در گرایش پوزیتیویستی، بر اساس شرایط مربوط به بطلان، درک شود. در فقه اسلامی، اعتبار قانونی به عنوان یک ارزیابی صوری پذیرفته شده است، نه ارزشی یا مادی. این نتیجه طبیعی و ضروری اصل شرع است که نظریه کلی حقوق بر آن استوار است. هر هنجاری که خصلت شرعی نداشته باشد صرفاً به دلیل عادلانه یا مؤثر بودن آن معتبر تلقی نمی شود. تشخيص احكام شرع يك امر اختيارات و رويه است. مصلحات طوفی و روایات اعتباری ابن قیم جوزیه که عدالت را ملاک قرار می دهند، استثنایی از رویکرد کلی در فقه اسلامی است. مشابه این استثنا را در دیدگاه حنفی مییابیم که اثربخشی نظم حقوقی را در مجموع شرط تداوم اعتبار هنجارهای فردی میداند. به نظر می رسد این دیدگاه قابل مقایسه با نظریه پوزیتیویستی است که به اعتبار هنجارها و اثربخشی نظم حقوقی در کل مربوط می شود. در دکترین کلاسیک فقه اسلامی، نظری که در سطح نظری ساخته شده است که یک هنجار حقوقی به دلیل ترک اعتبار خود را از دست می دهد، تا آنجا که می دانیم، تنها توسط ابومنصور محمد بن محمد بن سلمان نوشته شده است. محمد السمرقندی الماتوریدی از آن دفاع کرد. متوریدی با تفسیر آیه دهم سوره ممتحنه و با مدرک گرفتن ترک مقررات مذکور در آیه، نظر خود را در مورد ترک دلیل بر بطلان موازین حقوقی بیان می کند. رها کردن به این معنی است که یک هنجار کارایی خود را از دست می دهد. در واقع، الماتوریدی رها شدن را اینگونه تعریف می کند که افرادی که از هنجارها دست می کشند. در نظريه متوريدي، گرچه ترك از نظر موازين حقوقي دليل بر بطلان است، اما مطلق نيست. به عنوان دلیل بر بطلان پیش بینی می شود که هنجار مشمول ترک صرف نباشد، بلکه صرفاً ترکی باشد که در شرایط معینی رخ می دهد. بر این اساس، برای اینکه یک هنجار به دلیل ترک نامعتبر شناخته شود، الف. هیچ بیانی در کتاب یا سنت مبنی بر باطل بودن هنجار وجود ندارد، ب. دلیل تحمیل هنجار (هدفی که در هنگام تحمیل هنجار دنبال می شود) از نظر ذهنی قابل درک است (مفاد معقول است)، ج. توافق (اجماء) افراد مبنی بر ترک هنجار یا رعایت هنجار وجود دارد، د. هنجار در مورد رویدادی با زمینه محدود روابط اجتماعی است (حکم عرف: مقرراتی خاص در مورد یک رویه اجتماعی خاص است). شرایطی مانند این که دلیل تحمیل آن متعاقبا ناپدید شده است باید با هم در یک هنجار تحقق یابد. اینکه وی مفهوم بطلان ناشی از ترک را با اصطلاح نسخ می پوشاند، دلالت بر این دارد که متوریدی بر این عقیده است که هنجار مربوطه دوباره معتبر نخواهد بود. زیرا او بطلان ناشی از رها شدن را فقط برای هنجارهایی که رویدادها را با بستر محدود روابط اجتماعی تنظیم می کنند ممکن می داند. وقتی این به معنای هنجارهایی در نظر گرفته شود که به رویدادهایی می پردازند که پس از ناپدید شدن آنها دوباره در زندگی اجتماعی رخ نمی دهد، نتیجه ای که می گیریم تأیید می شود. در نظريه ماتوريدي، نسخ ناشي از ترك، به نظر ما، شكل متفاوتي از تحقق بطلان را نشان مي دهد كه نمي توان آن را از طريق اجتهاد به نسخ تقليل داد. نسخ از طریق اجتهاد به معنای تصمیم بر بطلان قاعده از طریق فعل اختیاری است زیرا دلیل ارجاع آن به مرور زمان از بین می رود. اگرچه این هنجار هنوز در رابطه اجتماعی مورد نظر قابل اجرا است، اما باطل تلقی می شود زیرا دیگر دلیلی را که به آن ارجاع داده شده را برآورده نمی کند. امّا نسخ به دلیل ترک از نوع بطلان کاملاً واقعی است. نه تنها دلیل ارجاع به هنجار، بلکه زمینه روابط اجتماعی نیز از بین رفته است. |
| Detaylı Başlık | el-Mâturîdî’de Hukuk Normlarının Geçersizlik Sebebi Olarak Metrûkiyet |