فلسفه منطق ابن حزم در زمینه دینی آن
| عنوان | فلسفه منطق ابن حزم در زمینه دینی آن |
|---|---|
| نویسنده | ECE، محمد نصیح |
| محل انتشار | دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید |
| موضوع | منطق |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng,tur |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1151091 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_76e37b42901b432684e6449fe301f48c |
| محل کتابخانه | DOAJ (دایرکتوری مجلات دسترسی آزاد) |
| یادداشتها | پس از ترجمه منطق ارسطو به عربی، با مشارکت فلاسفه در جهان اسلام، جایگاه قابل توجهی پیدا کرد. برخلاف فیلسوفان، مدتها به عنوان عنصری بیگانه از سوی علاقمندان به علوم اسلامی نادیده گرفته شد. می توان گفت نخستین آگاهی جدی از منطق در میان علاقه مندان به علوم اسلامی از اندیشمند اندلسی ابن حزم بوده است. او منطق ارسطویی را روشی می دانست که به وسیله آن همه دانش ها یک سیستم به دست می آورند. با این حال، در روندی که برای او پیش آمد، به دلایل مختلف رویکردهای منطق را ناکافی و ناقص یافت. این شکل از منطق که ابن حزم آن را مشکل زا می دید، در دسترس علمای دین و عموم مردم نبود. به همین دلیل کوشید تا منطق ارسطو را به زبانی دینی قابل فهم و با مصادیق فقهی بازنویسی کند. از این حیث تلاش او این بود که چیزهای جدیدی را به نام منطق معرفی نکند، بلکه منطق ارسطو را به سبک و نمونه ای عرضه کند که شعور دینی به آن نزدیک است. در این پژوهش اندیشه های وی در علم منطق مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد. ابتدا رویکرد کلی او به علم منطق تحت عنوان فلسفه منطق ارائه می شود. در این زمینه اگرچه ابن حزم از متون منطقی فیلسوفان اسلامی بهره می برد، اما سعی می کند مستقیماً از طریق متون ارسطو به منطق بیندیشد. در این راستا، ابن حزم نیز مانند ارسطو، منطق را علمی صرفاً روش شناختی می داند. به همین دلیل منطق کارکردی جز فواید سایر علوم ندارد. هدف منطق محافظت از افراد در برابر اشتباهات و اطمینان از نمایشی بودن دانش آنهاست. یکی از بارزترین جنبه های فهم ابن حزم از منطق، تلاش او برای اثبات این است که منطق برای علوم دینی نیز روشی ضروری است. به همین دلیل، ابتدا سعی می کند توضیح دهد که تعارض دینی وجود ندارد، برعکس، منطق برای علوم اسلامی مانند انواع معارف بسیار ضروری است. علاقه مندان به علوم دینی نیز مانند هر دانشمندی باید منطق را بدانند. در غیر این صورت درک صحیح قرآن و سخنان پیامبر برای علمای اسلام ممکن نخواهد بود. به همین دلیل نمی توان به فتوای علمایی که بدون علم منطق از دو منبع اساسی اسلام احکام می گیرند اعتماد کرد. ابن حزم که این گونه به منطق می اندیشد، بدین ترتیب برای منطق مشروعیت دینی می دهد و برای آن جایگاه اجتماعی می گشاید. در کنار مشروعیت دینی در سطح فکری، زبانی آشنا برای جامعه دینی در ارائه منطق ساخته می شود. این رویکرد که ما آن را زبان دین می نامیم، در راه حل، ارائه و مثال زدن مسائل دینی با اصول، مفاهیم و روش های علم منطق تجلی می یابد. در این زمینه استفاده از مصادیق فقهی بسیار قابل توجه است. برخی از مصادیق و مشکلات دینی که ابن حزم به طور گسترده از آنها استفاده کرده است در این پژوهش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اینها؛ با مباحث اساسی از جمله منطق تقسیم، مصادیق اقسام گزاره، معادلات دینی جهات، نظریه عدم امکان، شرط وحدت موضوع، اشکال قیاس و مغالطه انتساب بررسی می شود. در تقسیم موجودات، موجوداتی که در عالم مادی وجود ندارند، اما به آنها اعتقاد دارند، مانند جن، ملائکه و بندگان در بهشت نیز مورد توجه قرار می گیرند. نمونه هایی از انواع گزاره ها مانند ایجابی، سلبی، شرطی و گسسته از موضوعات دینی انتخاب می شود. نوعی شئونات دینی با تعیین تکالیف شرعی از قبیل فرّ، مباح و حرام در پاسخ به شئون واجب، ممکن و محال ایجاد می شود. ضمن ایجاد انواع نظریه غیرممکن، با در نظر گرفتن معجزات پیامبران و ذات خداوند، سبکی طبقه بندی و تبیین ایجاد می شود. یکی از شرایط تضاد دو قضیه، وحدت موضوع است. ابن حزم به دلیل نادیده گرفتن این قاعده منطقی، تعارضی را که بین معتزله و اهل سنت رخ داد، مورد تحلیل منطقی قرار می دهد. اشکال و اقسام قیاس کاملاً از مصادیق فقهی ارائه شده است. نتیجه گرفته می شود که بسیاری از علما به دلیل عدم آگاهی از بعد منطقی حرف «عاطف» در مسئله متشبیه دچار اشتباه شده اند. بنابراین ابن حزم با این تفکرات، هم مبنای مشروعیت دینی برای علم منطق می سازد و هم می کوشد نشان دهد که منطق برای علوم دینی چقدر کارکرد دارد. منطق ارسطویی پس از ترجمه به عربی، با مشارکت فیلسوفان جایگاه قابل توجهی در جهان اسلام به خود اختصاص داد. برخلاف فلاسفه، مدتها به عنوان عنصری بیگانه از سوی علاقمندان به علوم اسلامی نادیده گرفته شد. می توان گفت نخستین آگاهی جدی از منطق در میان علاقه مندان به علوم اسلامی از اندیشمند اندلسی ابن حزم بوده است. او منطق ارسطو را روشی می دانست که به وسیله آن همه دانش ها یک سیستم به دست می آورند. با این حال، در روندی که برای او پیش آمد، به دلایل مختلف رویکردهای منطق را ناکافی و ناقص یافت. این شکل از منطق که ابن حزم آن را مشکل زا می دانست، در جایگاهی نبود که علمای دین و عموم مردم از آن استفاده کنند. به همین دلیل تلاش کرد تا منطق ارسطو را به زبانی دینی قابل فهم و با مصادیق حقوقی بازنویسی کند. از این حیث، کوشش او بر این بوده است که منطق ارسطو را به گونه ای ارائه دهد که آگاهی دینی احساس قرابت کند، نه اینکه چیزهای جدیدی را به نام منطق آشکار کند. در این پژوهش، اندیشه های ابن حزم در باب منطق مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. ابتدا رویکرد کلی او به منطق تحت عنوان فلسفه منطق ارائه می شود. در این زمینه، اگرچه ابن حزم از متون منطقی فیلسوفان اسلامی استفاده می کند، اما سعی می کند مستقیماً از طریق متون ارسطو به منطق بیندیشد. از این رو ابن حزم مانند ارسطو منطق را روش شناسی می داند. به همین دلیل جز بهره مندی از علوم دیگر کارکرد دیگری ندارد. هدف منطق محافظت از مردم در برابر خطا و اطمینان از اینکه دانش آنها برهان است. یکی از بارزترین مسائل در منطق ابن حزم، تلاش او برای اثبات این است که منطق نیز روشی ضروری برای علوم دینی است. به همین دلیل، ابتدا سعی می کند توضیح دهد که تعارض دینی وجود ندارد; برعکس، منطق برای علوم اسلامی مانند انواع معارف ضروری است. علاقه مندان به علوم دینی نیز مانند هر دانشمندی باید منطق را بدانند. در غیر این صورت، درک صحیح قرآن و سخنان پیامبر برای علمای اسلام ممکن نخواهد بود. به همین دلیل به فتوای علمایی که از دو منبع اصلی اسلام استنباط می کنند بدون علم منطق نمی توان اعتماد کرد. ابن حزم که این گونه به منطق می اندیشد، به این ترتیب یک مشروعیت دینی به منطق می دهد و جایگاه اجتماعی می گشاید. در کنار مشروعیت دینی در سطح فکری، زبانی آشنا برای بخش مذهبی نیز در ارائه منطق ساخته می شود. این رویکرد که ما از آن به عنوان زبان دین یاد می کنیم، در شیوه حل، ارائه و مصداق مسائل دینی با مبانی، مفاهیم و روش های منطقی خود را نشان داده است. در این زمینه قابل ذکر است که به ویژه از مصادیق حقوقی استفاده می شود. برخی از مصادیق و مشکلات دینی که ابن حزم از آنها استفاده کرده است در این پژوهش به طور گسترده مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. منطق تقسيم، مصاديق اقسام گزاره، معادلات شرعي جهات، نظريه عدم امكان، شرط وحدت موضوع، اشكال مقايسه و مغالطه مرجع. در تقسیم بندی موجودات، موجوداتی مانند جن، فرشتگان و بندگان در بهشت که در عالم مادی وجود ندارند اما مورد اعتقاد هستند نیز مورد توجه قرار می گیرند. نمونه هایی از اقسام گزاره مانند ایجابی، سلبی، شرطی، گسسته از موضوعات دینی انتخاب می شود. نوعی شئونات دینی با فریضه، مباح و حرام دادن واجبات دینی در قبال واجبات، ممکن و محال ایجاد می شود. ضمن شکلگیری انواع نظریه محال، با در نظر گرفتن معجزات انبیا و ذات الله، طبقهبندی و تبیین ارائه میشود. یکی از شرایط تضاد بین دو قضیه، وحدت موضوع است. ابن حزم به دلیل نادیده گرفتن این قاعده منطقی، تعارض معتزله و اهل سنت را مورد تحلیل منطقی قرار می دهد. ارقام و شیوه های قیاس نیز به طور کامل از نمونه های قانونی ارائه شده است. نتیجه گرفته می شود که بسیاری از علما به دلیل عدم اطلاع از بعد منطقی حرف «انتساب» در مسئله متشابع دچار اشتباه شده اند. بنابراین ابن حزم با توجه به این اندیشه ها، هم زمینه مشروعیت دینی علم منطق را ایجاد می کند و هم می کوشد نشان دهد که منطق برای علوم دینی چقدر کارکرد دارد. |
| Detaylı Başlık | Dinsel Bağlamıyla İbn Hazm’ın Mantık Felsefesi |