بررسی ماهیت اصطلاح اصلی و کارکردهای اصیل در اثر سسا به نام Şerhu Muhtasar't-Thavî

عنوان بررسی ماهیت اصطلاح اصلی و کارکردهای اصیل در اثر سسا به نام Şerhu Muhtasar't-Thavî
نویسنده UĞUR، سید مهمت
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع شریعت اسلامی
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.969220
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_5444bca23b244acc878dd4d6201ca802
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها اصل یکی از اصطلاحات محوری است که در حقوق اسلامی با معانی و اهداف مختلف به کار رفته است. اولین محصولات مستقل از فعالیت تعیین اصول اصلی که به عنوان مبنای احکام فرعی در تاریخ فقه حنفی پذیرفته شده است، چهارم/X است. در قرن شروع به ظهور کرد. اولین اثری که در این زمینه به دست ما رسیده، رساله فی الاصول ابوالحسن الکرهی است که حاوی قوانین و دقایقی در باب اصول و اولاد است. به نظر می رسد که تعیین مصداق اصلی در کار فقهی سزا شاگرد کرهی است. الفصول فی الاصول او اولین کتاب فقهی اصول است که ریشه های فرقه حنفی را مشخص می کند. سساس اهمیت زیادی به شناسایی نسخه‌های اصلی در آثارش در این فرقه می‌داد، مکرراً به نسخه‌های اصلی اشاره می‌کرد و از آنها به طور مؤثر استفاده می‌کرد. همچنین تعیین ماهیت و کارکرد آنها و نیز شناسایی اصل هایی که در فرقه مؤثر هستند، مهم است. زیرا کسب دانش کل نگر در مورد اصالت ها در گرو شناخت ماهیت و کارکرد آنهاست. در این پژوهش، ماهیت اصطلاح اصلی و کارکردهای اصلی در اثر سسا با عنوان شرهو محتصریعت تهوی بررسی شده است. مشاهده می شود که سساص اصل را به معنای دلیل شرعی به کار می برد، دلیل اصلی که بر ادله مخالف و منبع تصمیم، مکیسون علیه، دلیل، اجماع یا شرع قطعی، حکم فقه و روش فقهی و صورتجلسه ترجیح دارد. بیشتر اصول در روش فقه، تعارض و رجحان بین ادله است; مربوط به شرایط قبولی و مقایسه اخبار وحدت است. گاه بیش از یکی از این معانی در آن واحد معنا می شود. اصطلاح اصول که جمع اسیک است، عموماً به معنای حکم فقهی و گاهی به معنای ناص و اجماع به کار می رود. اصطلاح اصول به معنای حکم فقهی برای مسائل اساسی فقه و احکام مربوط به آنها به کار می رود که فقهای حنفی یا فقهای حنفی به طور کلی بر آن اتفاق نظر دارند. تا جایی که می توانیم تشخیص دهیم، اصول فقط در یک جا به معنای علم فقه اصول به کار می رود. مشاهده می شود که نسخه های اصلی در اثر ذکر شده سس کارکردهای متفاوتی دارند. اولین مورد، اثبات حکم فقهی است. گاهی اوقات، چندین اصل با هم برای مبنای قضاوت استفاده می شود. حقایق برای اثبات نادرست بودن دیدگاه مخالف مطرح می شوند. سسّاس اصل را ملاک قبول اخبار واحد می داند، مخالفت با اصل را دلیل بر رد روایات می داند و از سوی دیگر به تفاوت «تطابق با اصیل/ تشریفاتی» و «تطابق با اصیل/قیاس الاصول» در پذیرش روایات توجه می کند. همین طور هنگام انتخاب بین احادیث متضاد، از «شهادت الاصول» استفاده می شود. ملاحظه می شود که ادله ای که در اینجا به آن اشاره می شود، به ادله شرعی در خصوص مسائل خاص یا احکام ثابت با این ادله اشاره دارد تا اصول کلی. سساس بر قاطعیت اصیل در تعیین علت تأکید می کند و بیان می کند که تناسب کیفیت برای علت بودن با توجه به تأثیر آن بر اصالت و اینکه آیا مقررات موجود در نسخه های اصلی به آن کیفیت مرتبط است، تعیین می شود. هدف دیگر از گنجاندن نسخه‌های اصلی در اثر، برقراری ارتباط بین احکام خاص و اصول کلی با اشاره به اصول کلی زیربنای مقررات فرعی است و نشان می‌دهد که انباشت فرقه‌ای ساختاری منسجم و جامع است که بر اساس برخی اصول کلی بنا شده است. شناسایی منشأ اختلاف بین فقها و نیز تبیین اختلاف در احکام موضوعات مشابه نیز از وظایف مهم اصالت است. با توجه به دو کارکرد آخر نسخه‌های اصلی، می‌توان گفت که این گونه نسخه‌ها در شرهو محتصریعت تهوی و آثار مشابه، پیشگام در شکل‌گیری زیرشاخه‌های فقهی مانند کوائید، تحریج الفورو آل‌الاصول، خلف و فروک بوده و مطالبی را برای آنها فراهم کرده است. نسخه های اصلی نیز به عنوان دلیلی برای ترجیح در این فرقه عمل می کردند. در نهایت، هنگام تعیین آرای فقها در یک موضوع و تشخیص اینکه واقعاً متعلق به یک رأی است، به اصل ها نیز اشاره می شود. اصل (جمع: uṣûl) یکی از اصطلاحات محوری است که در شریعت اسلامی با معانی و اهداف مختلف به کار رفته است. اولین آثار شناسایی و تدوین اصول مورد قبول به عنوان مبنای احکام مذاهب حنفی در قرن چهارم/دهم آغاز شد. اولین اثری که در این زمینه داریم، رساله فی الاصول ابوالحسن الکرخی است که حاوی اصول کلی در مورد اوصول و فروو است. مشاهده می‌شود که تعیین اوصول در آثار جصص که شاگرد کرخی بود، موضوع محوری است. اثر او الفصول فی الاصول اولین کتابی است که اصول مذهب حنفی را در چارچوب روش شناسی حقوقی اسلامی شناسایی می کند. جاشص در آثار خود در مورد فورو به تعیین مصلح مذاهب اهمیت زیادی می داد، مثلاً در شرح معتصار التحوی از «أصل» به طور مؤثر و فشرده استفاده کرد. مهم این است که مذاهب را مشخص کنیم، همچنین مهم است که مذاهب را مشخص کنیم و حناب را نیز به وسیله یک مذاهب تأثیرگذار و تأثیرگذار بر یک مؤلف بدانیم. عملکرد اینها زیرا کسب دانش کل نگر در مورد هدف در گرو شناخت ماهیت و کارکرد آنهاست. در این پژوهش، ماهیت واژه اَصل که در شرح معتصر التحوی به کار رفته و کارکردهای اوصول بررسی شده است. جصص، اصل را به معنای دلیل شرعی به کار می برد، دلیل اصلی (رجح) که در صورت تعارض بینه، مقیسن علیه، الا، حکم شرعی، اصول فقهی و اصول فقه ترجیح داده می شود. اکثر اثناء در معنای اصول فقهی مربوط به تعارض و رجحان بین ادله، شرایط پذیرش احادیث و قیاس است. گاهی نیز می‌توان همزمان بیش از یکی از این معانی را معنی کرد. اصطلاح اوصول که صیغه جمع است غالباً به معنای حکم فقهی و گاهی به معنای ناص و اجماع به کار می رود. مشاهده می‌شود که اصطلاح اوصول به معنای حکم فقهی برای مسائل اساسی فقه و احکام مربوط به آن که فقهای حنفی یا به طور کلی فقیهان با آن متحد هستند به کار می‌رود. اولین مورد برای توجیه ماده قانونی اتخاذ شده و اثبات اشتباه بودن دیدگاه مخالف است. گاهی اوقات برای توجیه یک قضاوت، چندین اصل با هم عمل می شود. نتایج ملاک پذیرش حدیث است. جاشش تناقض با اهل را دلیل رد احادیث می داند، از سوی دیگر به تفاوت «تطابق با اصول» و «تطابق با قیاس الاصول» در پذیرش احادیث توجه می کند. به همین ترتیب، هنگام انتخاب بین احادیث متعارض از «شاهد أصول» استفاده می شود. مشاهده می شود که اصولی که به شهادت آن ها استناد می شود، ادله شرعی درباره مسائل خاص یا احکام ناشی از این ادله است نه اصول کلی. هدف دیگر از اصول کتاب مذکور، برقراری ارتباط بین احکام خاص و اصول کلی با اشاره به اصول کلی است که در احکام خاص وجود دارد. به این ترتیب، آشکار می شود که انباشت فرقه ای یک ساختار منسجم و کل نگر است که بر اساس برخی از اصول کلی بنا شده است. شناسایی منشأ اختلافات بین فقها و نیز تبیین علت متفاوت بودن مفاد موضوعات مشابه از وظایف مهم اصول است. نتایج همچنین در ترجیحات درون‌مذهبی و همچنین هنگام تعیین اینکه یک نظر به چه کسی تعلق دارد، اعمال می‌شود.
Detaylı Başlık Cessâs'ın Şerhu Muhtasari't-Tahâvî İsimli Eserindeki Asıl Teriminin Mâhiyeti ve Asılların İşlevleri Üzerine Bir İnceleme
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات کتابخانه لیتیر

بررسی ماهیت اصطلاح اصلی و کارکردهای اصیل در اثر سسا به نام Şerhu Muhtasar't-Thavî

نویسنده UĞUR، سید مهمت
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع شریعت اسلامی
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.969220
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_5444bca23b244acc878dd4d6201ca802
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها اصل یکی از اصطلاحات محوری است که در حقوق اسلامی با معانی و اهداف مختلف به کار رفته است. اولین محصولات مستقل از فعالیت تعیین اصول اصلی که به عنوان مبنای احکام فرعی در تاریخ فقه حنفی پذیرفته شده است، چهارم/X است. در قرن شروع به ظهور کرد. اولین اثری که در این زمینه به دست ما رسیده، رساله فی الاصول ابوالحسن الکرهی است که حاوی قوانین و دقایقی در باب اصول و اولاد است. به نظر می رسد که تعیین مصداق اصلی در کار فقهی سزا شاگرد کرهی است. الفصول فی الاصول او اولین کتاب فقهی اصول است که ریشه های فرقه حنفی را مشخص می کند. سساس اهمیت زیادی به شناسایی نسخه‌های اصلی در آثارش در این فرقه می‌داد، مکرراً به نسخه‌های اصلی اشاره می‌کرد و از آنها به طور مؤثر استفاده می‌کرد. همچنین تعیین ماهیت و کارکرد آنها و نیز شناسایی اصل هایی که در فرقه مؤثر هستند، مهم است. زیرا کسب دانش کل نگر در مورد اصالت ها در گرو شناخت ماهیت و کارکرد آنهاست. در این پژوهش، ماهیت اصطلاح اصلی و کارکردهای اصلی در اثر سسا با عنوان شرهو محتصریعت تهوی بررسی شده است. مشاهده می شود که سساص اصل را به معنای دلیل شرعی به کار می برد، دلیل اصلی که بر ادله مخالف و منبع تصمیم، مکیسون علیه، دلیل، اجماع یا شرع قطعی، حکم فقه و روش فقهی و صورتجلسه ترجیح دارد. بیشتر اصول در روش فقه، تعارض و رجحان بین ادله است; مربوط به شرایط قبولی و مقایسه اخبار وحدت است. گاه بیش از یکی از این معانی در آن واحد معنا می شود. اصطلاح اصول که جمع اسیک است، عموماً به معنای حکم فقهی و گاهی به معنای ناص و اجماع به کار می رود. اصطلاح اصول به معنای حکم فقهی برای مسائل اساسی فقه و احکام مربوط به آنها به کار می رود که فقهای حنفی یا فقهای حنفی به طور کلی بر آن اتفاق نظر دارند. تا جایی که می توانیم تشخیص دهیم، اصول فقط در یک جا به معنای علم فقه اصول به کار می رود. مشاهده می شود که نسخه های اصلی در اثر ذکر شده سس کارکردهای متفاوتی دارند. اولین مورد، اثبات حکم فقهی است. گاهی اوقات، چندین اصل با هم برای مبنای قضاوت استفاده می شود. حقایق برای اثبات نادرست بودن دیدگاه مخالف مطرح می شوند. سسّاس اصل را ملاک قبول اخبار واحد می داند، مخالفت با اصل را دلیل بر رد روایات می داند و از سوی دیگر به تفاوت «تطابق با اصیل/ تشریفاتی» و «تطابق با اصیل/قیاس الاصول» در پذیرش روایات توجه می کند. همین طور هنگام انتخاب بین احادیث متضاد، از «شهادت الاصول» استفاده می شود. ملاحظه می شود که ادله ای که در اینجا به آن اشاره می شود، به ادله شرعی در خصوص مسائل خاص یا احکام ثابت با این ادله اشاره دارد تا اصول کلی. سساس بر قاطعیت اصیل در تعیین علت تأکید می کند و بیان می کند که تناسب کیفیت برای علت بودن با توجه به تأثیر آن بر اصالت و اینکه آیا مقررات موجود در نسخه های اصلی به آن کیفیت مرتبط است، تعیین می شود. هدف دیگر از گنجاندن نسخه‌های اصلی در اثر، برقراری ارتباط بین احکام خاص و اصول کلی با اشاره به اصول کلی زیربنای مقررات فرعی است و نشان می‌دهد که انباشت فرقه‌ای ساختاری منسجم و جامع است که بر اساس برخی اصول کلی بنا شده است. شناسایی منشأ اختلاف بین فقها و نیز تبیین اختلاف در احکام موضوعات مشابه نیز از وظایف مهم اصالت است. با توجه به دو کارکرد آخر نسخه‌های اصلی، می‌توان گفت که این گونه نسخه‌ها در شرهو محتصریعت تهوی و آثار مشابه، پیشگام در شکل‌گیری زیرشاخه‌های فقهی مانند کوائید، تحریج الفورو آل‌الاصول، خلف و فروک بوده و مطالبی را برای آنها فراهم کرده است. نسخه های اصلی نیز به عنوان دلیلی برای ترجیح در این فرقه عمل می کردند. در نهایت، هنگام تعیین آرای فقها در یک موضوع و تشخیص اینکه واقعاً متعلق به یک رأی است، به اصل ها نیز اشاره می شود. اصل (جمع: uṣûl) یکی از اصطلاحات محوری است که در شریعت اسلامی با معانی و اهداف مختلف به کار رفته است. اولین آثار شناسایی و تدوین اصول مورد قبول به عنوان مبنای احکام مذاهب حنفی در قرن چهارم/دهم آغاز شد. اولین اثری که در این زمینه داریم، رساله فی الاصول ابوالحسن الکرخی است که حاوی اصول کلی در مورد اوصول و فروو است. مشاهده می‌شود که تعیین اوصول در آثار جصص که شاگرد کرخی بود، موضوع محوری است. اثر او الفصول فی الاصول اولین کتابی است که اصول مذهب حنفی را در چارچوب روش شناسی حقوقی اسلامی شناسایی می کند. جاشص در آثار خود در مورد فورو به تعیین مصلح مذاهب اهمیت زیادی می داد، مثلاً در شرح معتصار التحوی از «أصل» به طور مؤثر و فشرده استفاده کرد. مهم این است که مذاهب را مشخص کنیم، همچنین مهم است که مذاهب را مشخص کنیم و حناب را نیز به وسیله یک مذاهب تأثیرگذار و تأثیرگذار بر یک مؤلف بدانیم. عملکرد اینها زیرا کسب دانش کل نگر در مورد هدف در گرو شناخت ماهیت و کارکرد آنهاست. در این پژوهش، ماهیت واژه اَصل که در شرح معتصر التحوی به کار رفته و کارکردهای اوصول بررسی شده است. جصص، اصل را به معنای دلیل شرعی به کار می برد، دلیل اصلی (رجح) که در صورت تعارض بینه، مقیسن علیه، الا، حکم شرعی، اصول فقهی و اصول فقه ترجیح داده می شود. اکثر اثناء در معنای اصول فقهی مربوط به تعارض و رجحان بین ادله، شرایط پذیرش احادیث و قیاس است. گاهی نیز می‌توان همزمان بیش از یکی از این معانی را معنی کرد. اصطلاح اوصول که صیغه جمع است غالباً به معنای حکم فقهی و گاهی به معنای ناص و اجماع به کار می رود. مشاهده می‌شود که اصطلاح اوصول به معنای حکم فقهی برای مسائل اساسی فقه و احکام مربوط به آن که فقهای حنفی یا به طور کلی فقیهان با آن متحد هستند به کار می‌رود. اولین مورد برای توجیه ماده قانونی اتخاذ شده و اثبات اشتباه بودن دیدگاه مخالف است. گاهی اوقات برای توجیه یک قضاوت، چندین اصل با هم عمل می شود. نتایج ملاک پذیرش حدیث است. جاشش تناقض با اهل را دلیل رد احادیث می داند، از سوی دیگر به تفاوت «تطابق با اصول» و «تطابق با قیاس الاصول» در پذیرش احادیث توجه می کند. به همین ترتیب، هنگام انتخاب بین احادیث متعارض از «شاهد أصول» استفاده می شود. مشاهده می شود که اصولی که به شهادت آن ها استناد می شود، ادله شرعی درباره مسائل خاص یا احکام ناشی از این ادله است نه اصول کلی. هدف دیگر از اصول کتاب مذکور، برقراری ارتباط بین احکام خاص و اصول کلی با اشاره به اصول کلی است که در احکام خاص وجود دارد. به این ترتیب، آشکار می شود که انباشت فرقه ای یک ساختار منسجم و کل نگر است که بر اساس برخی از اصول کلی بنا شده است. شناسایی منشأ اختلافات بین فقها و نیز تبیین علت متفاوت بودن مفاد موضوعات مشابه از وظایف مهم اصول است. نتایج همچنین در ترجیحات درون‌مذهبی و همچنین هنگام تعیین اینکه یک نظر به چه کسی تعلق دارد، اعمال می‌شود.
Detaylı Başlık Cessâs'ın Şerhu Muhtasari't-Tahâvî İsimli Eserindeki Asıl Teriminin Mâhiyeti ve Asılların İşlevleri Üzerine Bir İnceleme
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید