محدودیت اختیار پس انداز شخص در اموال خود به نفع دیگران در دکترین فقه کلاسیک

عنوان محدودیت اختیار پس انداز شخص در اموال خود به نفع دیگران در دکترین فقه کلاسیک
نویسنده ACAR، Betül
محل انتشار دانشگاه آفیون کوکاتپه - دانشگاه آفیون کوکاتپه
موضوع حقوق اسلامی، اموال
نوع kitap
زبان ara,eng
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-8399, EISSN: 2757-8399, DOI: 10.52637/kiid.1173438
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_7d5091bfd0b7456c9478a4713925d05b
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها حق مالکیت و در این زمینه حدود اختیارات در تصرف در مال از دیرباز در دستور کار فقها بوده است. از آنجایی که حق مالکیت به عنوان گسترده ترین حق واقعی یک شخص بر اموال خود تلقی می شود، نکته اصلی این است که این شخص بتواند هر طور که می خواهد در اموال خود تصرف کند. با این حال، در زندگی اجتماعی، موقعیت‌های زیادی وجود دارد که حقوق یک فرد با حقوق دیگران تعارض یا در هم آمیخته است و این موقعیت‌ها ممکن است به طور استثنایی مستلزم محدودیت برخی حقوق و اختیارات باشد. اگرچه حقوق خصوصی در نظریه فقه بسیار قوی است، اما ضرورت تحدید این حقوق در موارد ضرورت، چه از نظر روابط حقوقی خصوصی و چه از نظر مصالح عمومی، از مقبولیت های اساسی از دوران کلاسیک که فقه تأسیس شد، بوده است. در این زمینه، قوانین زندگی اجتماعی که شخص باید هنگام استفاده از دارایی خود رعایت کند و وظایفی که در رابطه با دارایی به او محول شده است، تحت عناوین خاصی در ادبیات به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. یکی از این موارد، وجوب زکات است و به گفته فقها، خلاصی از این وجوب ممکن نیست. اگرچه در فقه پذیرفته شده است که عبادت اساساً مبتنی بر داوطلبی است، اما مجتهدان به دلیل کارکرد اقتصادی-اجتماعی زکات را استثنا کردند. به همین دلیل لازم دانستند که مراجع زکات را حتی در صورت عدم تمایل خود، جمع آوری کنند. نمونه دیگری که اختیار شخص را بر اموال خود محدود می کند نفقه است. مجتهدان نفقه را برای همه مردان در زندگی خانوادگی واجب می دانستند. به همین دلیل برخی از مجتهدان گمان می کردند که زن در مواقع ضروری اختیار دارد مال شوهرش را برای رفع نیاز خود یا خانواده اش بفروشد. بدون شک این قدرت بسیار قدرتمندی است که اختیار شخص را بر دارایی خود محدود می کند. اصول مربوط به وصیت، نوع دیگری از محدودیت است که در اختیار شخص برای تصرف در اموال خود به نفع دیگران قرار می گیرد. در شریعت اسلام، حفظ روابط خویشاوندان با یکدیگر مهم است. مشکلات مالی غالباً خطر اخلال در روابط اجتماعی را به همراه دارد و در فقه، با دو قاعده اساسی، جلوگیری از این خطر مطرح شده است: وصیت نکردن به ورثه و ممنوعیت وصیت بیش از یک سوم ارث به غیر از ورثه. یکی دیگر از دلایلی که استفاده آزادانه شخص را از مال خود محدود می کند، حق شفعه یعنی ممنوع الخروجی است. شُفَع حقی است که شخصی که دارای مال غیر منقول خاصی است برای تصاحب سهم یا مال غیر منقول دیگری که متعلق به او نیست، می باشد. این حق معتبر است حتی اگر مالک آن را نخواهد; حتی اگر شخص ملک خود را به دیگری فروخته باشد، حق فسخ فروش برای دارنده حقوق محفوظ است. گروه دیگری از محدودیت ها مربوط به بدهی است که عبارتند از; حالت بدهکاری و ورشکستگی است که در آن مدیون تمایلی به پرداخت بدهی خود ندارد. در این گونه موارد، اکثر حقوقدانان گفته اند که می توان به منظور حفظ حقوق طلبکار، از معاملات بر دارایی مدیون جلوگیری کرد. مثال دیگری که تصرف شخص را بر اموال خود محدود می کند، قراردادی است که مال را به عنوان تضمین غیرنقدی در مقابل مطالبه و وثیقه به معنای مال موضوع این قرارداد فراهم می کند. اکثر حقوقدانان تمایل داشته اند که معاملات بدهکار را با مال مورد رهن خود محدود کنند. مثلاً بعضی از آنها می گفتند که بدهکار بدون اجازه طلبکار نمی تواند مال خود را بفروشد. یکی دیگر از شرایطی که فرد را در تصرف دارایی خود محدود می کند، انباشت / بازاریابی سیاه است، یعنی تهمت زدن به منظور افزایش قیمت و کسب درآمد بیشتر. به طور معمول، مفهوم اقتصاد آزاد در شریعت اسلام پذیرفته شده بود و همه مجاز بودند آزادانه بدون برچسب قیمت رسمی و ثابت تجارت کنند. اما در مواردی که باعث ایجاد مشکل در بازار می شود، مانند ذخیره سازی، حقوقدانان گفتند که می توان برای حمایت از مردم در قیمت ها مداخله کرد. حتی برخی از آنها اظهار داشتند که اجناس سهامداران می توانند به اجبار فروخته شوند. در نهایت، قوانین مربوط به روابط همسایگی و استفاده از مناطق مشترک نیز تصرف شخص در اموال خود را محدود می کند. یکی از جهات این قواعد، حق ارتفاق است که عبارت است از حق استفاده از مال دیگری به منظوری خاص. به عنوان مثال، ممکن است یک صاحب خانه همسایه مجبور شود از زمین یک نفر عبور کند یا یکی از همسایگان ممکن است نیاز به تامین آب در زمین شخص دیگری داشته باشد. در چنین مواردی، مالک زمین همسایه دارای برخی حقوق قانونی نسبت به زمین دیگری است. مصداق ممنوعیت استفاده از فضاهای مشاع این است که شخص نباید در خانه خود را در یا پنجره اضافه کند و اجازه ندهد که به فضای عمومی سرازیر شود. در این پژوهش سعی شده است با بهره گیری از آثار برجسته ادبیات کلاسیک فقهی، تمامی این دیدگاه ها که تصرف شخص را در اموال خود به نفع دیگران محدود می کند، مشخص شود. حق مالکیت و حدود آن از دیرباز در دستور کار فقها بوده است. در زندگی اجتماعی، موقعیت‌های زیادی وجود دارد که در آن حقوق یک تعارض شخصی یا با حقوق دیگران در هم می‌آمیزد. در آموزه فقه (اصول فقه اسلامی) با وجود اینکه حقوق خصوصی اساسی است، ضرورت تحدید حقوق فرد در اموال خود، اعم از روابط حقوق خصوصی فردی و منافع عمومی، یکی از مقبولیت های اساسی از دوران کلاسیک که فقه استقرار یافته است، بوده است. در این زمینه، قواعد زندگی اجتماعی که شخص در استفاده از دارایی خود باید از آنها پیروی کند و وظایفی که در مورد اموالش بر عهده او گذاشته شده است، به تفصیل در موضوعات خاصی در ادبیات بحث شده است. یکی از آنها وجوب زکات است. در مورد نظر فقیهان، چاره ای جز رهایی از این واجب به دلیل کارکرد اجتماعی-اقتصادی آن نیست. نمونه دیگری که اختیار شخص را در اموال خود محدود می کند نفقه است. مجتهدان (فقها) نفقه را در زندگی خانوادگی برای همه مردان واجب می دانستند. به این ترتیب، برخی از آنان تصور می‌کردند که در برخی مواقع زن حتی اختیار دارد اموال شوهرش را برای رفع نیازهای خود یا خانواده‌اش از طرف او بفروشد، حتی اگر او نخواهد. بدون شک، این یک مرجع بسیار قوی است که اختیار شخص را از حقوق خود محدود می کند. قواعد اراده از دیگر محدودیت های حقوق مالکیت به نفع دیگران است. در شریعت اسلام، حفظ روابط خویشاوندان با یکدیگر مهم است. عمدتاً روابط پولی مستعد تباهی روابط اجتماعی آنهاست، از این رو در آموزه فقهی آرزو می شد این امر با دو قاعده اساسی مسدود شود: وصیت نکردن برای ورثه و ممنوعیت وصیت برای کسی بیش از یک سوم میراث. مثال دیگری که استفاده رایگان شخص از دارایی خود را محدود می کند، حق شفعه است. این حق معتبر است حتی اگر مالک دیگر ملک آن را نخواهد. حتی اگر ملک خود را به شخص دیگری فروخته باشد، مالک حق فسخ فروش را برای خود محفوظ می دارد. گروه دیگری از محدودیت ها در مورد بدهی است: بدهکاری که بدهکار مستعد پرداخت بدهی نیست و ورشکستگی. در این شرایط، از نظر حفظ حقوق طلبکار، اکثر فقیهان می‌گویند که می‌توان جلوی اعمال بدهکار از اموال خود را گرفت. دیگری تعهد است. در آموزه فقه، بیشتر فقیهان مستعد محدود کردن اعمال بدهکار بر اموال وثیقه خود بودند. یکی دیگر از مواردی که باعث محدودیت استفاده از اموال شخصی شده است، جوراب زدن کالا برای افزایش قیمت و کسب درآمد بیشتر است. در شرایطی مانند بازار سیاه که بازار را با مشکل مواجه می‌کرد، حقوق‌دانان به منظور حمایت از عموم مردم به استفاده از برچسب قیمت‌ها علاقه نشان دادند. حتی برخی از آنها گفتند که ممکن است سهامدار مجبور به فروش کالاهای آنها شود. در نهایت، روابط همسایگی و قوانین مربوط به استفاده از مناطق مشترک نیز اختیار فرد را نسبت به اموال خود محدود می کند. نتیجه اولی را ارتفاق می گویند که عبارت است از حق استفاده از مال دیگری برای هدفی خاص. به عنوان مثال، ممکن است صاحبخانه همسایه مجبور شود از روی زمین عبور کند یا ممکن است نیاز باشد که یک منبع آب بین همسایگان رد شود. نمونه ای از قوانین مربوط به استفاده از فضاهای مشاع این است که در هنگام ایجاد اضافات مانند در و شیشه به منزل خود، لازم است که آنها به فضای عمومی سرازیر نشوند. در این پژوهش سعی شده است با استفاده از منابع برجسته ادبیات کلاسیک فقهی، تمامی این نظرات که حق مالکیت را به نفع دیگران محدود می کند، مشخص شود.
Detaylı Başlık Klasik Fıkıh Doktrininde Kişinin Malı Üzerindeki Tasarruf Yetkisinin Başkaları Lehine Sınırlandırılması
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی کتابخانه لیتیر

محدودیت اختیار پس انداز شخص در اموال خود به نفع دیگران در دکترین فقه کلاسیک

نویسنده ACAR، Betül
محل انتشار دانشگاه آفیون کوکاتپه - دانشگاه آفیون کوکاتپه
موضوع حقوق اسلامی، اموال
نوع kitap
زبان ara,eng
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-8399, EISSN: 2757-8399, DOI: 10.52637/kiid.1173438
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_7d5091bfd0b7456c9478a4713925d05b
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها حق مالکیت و در این زمینه حدود اختیارات در تصرف در مال از دیرباز در دستور کار فقها بوده است. از آنجایی که حق مالکیت به عنوان گسترده ترین حق واقعی یک شخص بر اموال خود تلقی می شود، نکته اصلی این است که این شخص بتواند هر طور که می خواهد در اموال خود تصرف کند. با این حال، در زندگی اجتماعی، موقعیت‌های زیادی وجود دارد که حقوق یک فرد با حقوق دیگران تعارض یا در هم آمیخته است و این موقعیت‌ها ممکن است به طور استثنایی مستلزم محدودیت برخی حقوق و اختیارات باشد. اگرچه حقوق خصوصی در نظریه فقه بسیار قوی است، اما ضرورت تحدید این حقوق در موارد ضرورت، چه از نظر روابط حقوقی خصوصی و چه از نظر مصالح عمومی، از مقبولیت های اساسی از دوران کلاسیک که فقه تأسیس شد، بوده است. در این زمینه، قوانین زندگی اجتماعی که شخص باید هنگام استفاده از دارایی خود رعایت کند و وظایفی که در رابطه با دارایی به او محول شده است، تحت عناوین خاصی در ادبیات به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. یکی از این موارد، وجوب زکات است و به گفته فقها، خلاصی از این وجوب ممکن نیست. اگرچه در فقه پذیرفته شده است که عبادت اساساً مبتنی بر داوطلبی است، اما مجتهدان به دلیل کارکرد اقتصادی-اجتماعی زکات را استثنا کردند. به همین دلیل لازم دانستند که مراجع زکات را حتی در صورت عدم تمایل خود، جمع آوری کنند. نمونه دیگری که اختیار شخص را بر اموال خود محدود می کند نفقه است. مجتهدان نفقه را برای همه مردان در زندگی خانوادگی واجب می دانستند. به همین دلیل برخی از مجتهدان گمان می کردند که زن در مواقع ضروری اختیار دارد مال شوهرش را برای رفع نیاز خود یا خانواده اش بفروشد. بدون شک این قدرت بسیار قدرتمندی است که اختیار شخص را بر دارایی خود محدود می کند. اصول مربوط به وصیت، نوع دیگری از محدودیت است که در اختیار شخص برای تصرف در اموال خود به نفع دیگران قرار می گیرد. در شریعت اسلام، حفظ روابط خویشاوندان با یکدیگر مهم است. مشکلات مالی غالباً خطر اخلال در روابط اجتماعی را به همراه دارد و در فقه، با دو قاعده اساسی، جلوگیری از این خطر مطرح شده است: وصیت نکردن به ورثه و ممنوعیت وصیت بیش از یک سوم ارث به غیر از ورثه. یکی دیگر از دلایلی که استفاده آزادانه شخص را از مال خود محدود می کند، حق شفعه یعنی ممنوع الخروجی است. شُفَع حقی است که شخصی که دارای مال غیر منقول خاصی است برای تصاحب سهم یا مال غیر منقول دیگری که متعلق به او نیست، می باشد. این حق معتبر است حتی اگر مالک آن را نخواهد; حتی اگر شخص ملک خود را به دیگری فروخته باشد، حق فسخ فروش برای دارنده حقوق محفوظ است. گروه دیگری از محدودیت ها مربوط به بدهی است که عبارتند از; حالت بدهکاری و ورشکستگی است که در آن مدیون تمایلی به پرداخت بدهی خود ندارد. در این گونه موارد، اکثر حقوقدانان گفته اند که می توان به منظور حفظ حقوق طلبکار، از معاملات بر دارایی مدیون جلوگیری کرد. مثال دیگری که تصرف شخص را بر اموال خود محدود می کند، قراردادی است که مال را به عنوان تضمین غیرنقدی در مقابل مطالبه و وثیقه به معنای مال موضوع این قرارداد فراهم می کند. اکثر حقوقدانان تمایل داشته اند که معاملات بدهکار را با مال مورد رهن خود محدود کنند. مثلاً بعضی از آنها می گفتند که بدهکار بدون اجازه طلبکار نمی تواند مال خود را بفروشد. یکی دیگر از شرایطی که فرد را در تصرف دارایی خود محدود می کند، انباشت / بازاریابی سیاه است، یعنی تهمت زدن به منظور افزایش قیمت و کسب درآمد بیشتر. به طور معمول، مفهوم اقتصاد آزاد در شریعت اسلام پذیرفته شده بود و همه مجاز بودند آزادانه بدون برچسب قیمت رسمی و ثابت تجارت کنند. اما در مواردی که باعث ایجاد مشکل در بازار می شود، مانند ذخیره سازی، حقوقدانان گفتند که می توان برای حمایت از مردم در قیمت ها مداخله کرد. حتی برخی از آنها اظهار داشتند که اجناس سهامداران می توانند به اجبار فروخته شوند. در نهایت، قوانین مربوط به روابط همسایگی و استفاده از مناطق مشترک نیز تصرف شخص در اموال خود را محدود می کند. یکی از جهات این قواعد، حق ارتفاق است که عبارت است از حق استفاده از مال دیگری به منظوری خاص. به عنوان مثال، ممکن است یک صاحب خانه همسایه مجبور شود از زمین یک نفر عبور کند یا یکی از همسایگان ممکن است نیاز به تامین آب در زمین شخص دیگری داشته باشد. در چنین مواردی، مالک زمین همسایه دارای برخی حقوق قانونی نسبت به زمین دیگری است. مصداق ممنوعیت استفاده از فضاهای مشاع این است که شخص نباید در خانه خود را در یا پنجره اضافه کند و اجازه ندهد که به فضای عمومی سرازیر شود. در این پژوهش سعی شده است با بهره گیری از آثار برجسته ادبیات کلاسیک فقهی، تمامی این دیدگاه ها که تصرف شخص را در اموال خود به نفع دیگران محدود می کند، مشخص شود. حق مالکیت و حدود آن از دیرباز در دستور کار فقها بوده است. در زندگی اجتماعی، موقعیت‌های زیادی وجود دارد که در آن حقوق یک تعارض شخصی یا با حقوق دیگران در هم می‌آمیزد. در آموزه فقه (اصول فقه اسلامی) با وجود اینکه حقوق خصوصی اساسی است، ضرورت تحدید حقوق فرد در اموال خود، اعم از روابط حقوق خصوصی فردی و منافع عمومی، یکی از مقبولیت های اساسی از دوران کلاسیک که فقه استقرار یافته است، بوده است. در این زمینه، قواعد زندگی اجتماعی که شخص در استفاده از دارایی خود باید از آنها پیروی کند و وظایفی که در مورد اموالش بر عهده او گذاشته شده است، به تفصیل در موضوعات خاصی در ادبیات بحث شده است. یکی از آنها وجوب زکات است. در مورد نظر فقیهان، چاره ای جز رهایی از این واجب به دلیل کارکرد اجتماعی-اقتصادی آن نیست. نمونه دیگری که اختیار شخص را در اموال خود محدود می کند نفقه است. مجتهدان (فقها) نفقه را در زندگی خانوادگی برای همه مردان واجب می دانستند. به این ترتیب، برخی از آنان تصور می‌کردند که در برخی مواقع زن حتی اختیار دارد اموال شوهرش را برای رفع نیازهای خود یا خانواده‌اش از طرف او بفروشد، حتی اگر او نخواهد. بدون شک، این یک مرجع بسیار قوی است که اختیار شخص را از حقوق خود محدود می کند. قواعد اراده از دیگر محدودیت های حقوق مالکیت به نفع دیگران است. در شریعت اسلام، حفظ روابط خویشاوندان با یکدیگر مهم است. عمدتاً روابط پولی مستعد تباهی روابط اجتماعی آنهاست، از این رو در آموزه فقهی آرزو می شد این امر با دو قاعده اساسی مسدود شود: وصیت نکردن برای ورثه و ممنوعیت وصیت برای کسی بیش از یک سوم میراث. مثال دیگری که استفاده رایگان شخص از دارایی خود را محدود می کند، حق شفعه است. این حق معتبر است حتی اگر مالک دیگر ملک آن را نخواهد. حتی اگر ملک خود را به شخص دیگری فروخته باشد، مالک حق فسخ فروش را برای خود محفوظ می دارد. گروه دیگری از محدودیت ها در مورد بدهی است: بدهکاری که بدهکار مستعد پرداخت بدهی نیست و ورشکستگی. در این شرایط، از نظر حفظ حقوق طلبکار، اکثر فقیهان می‌گویند که می‌توان جلوی اعمال بدهکار از اموال خود را گرفت. دیگری تعهد است. در آموزه فقه، بیشتر فقیهان مستعد محدود کردن اعمال بدهکار بر اموال وثیقه خود بودند. یکی دیگر از مواردی که باعث محدودیت استفاده از اموال شخصی شده است، جوراب زدن کالا برای افزایش قیمت و کسب درآمد بیشتر است. در شرایطی مانند بازار سیاه که بازار را با مشکل مواجه می‌کرد، حقوق‌دانان به منظور حمایت از عموم مردم به استفاده از برچسب قیمت‌ها علاقه نشان دادند. حتی برخی از آنها گفتند که ممکن است سهامدار مجبور به فروش کالاهای آنها شود. در نهایت، روابط همسایگی و قوانین مربوط به استفاده از مناطق مشترک نیز اختیار فرد را نسبت به اموال خود محدود می کند. نتیجه اولی را ارتفاق می گویند که عبارت است از حق استفاده از مال دیگری برای هدفی خاص. به عنوان مثال، ممکن است صاحبخانه همسایه مجبور شود از روی زمین عبور کند یا ممکن است نیاز باشد که یک منبع آب بین همسایگان رد شود. نمونه ای از قوانین مربوط به استفاده از فضاهای مشاع این است که در هنگام ایجاد اضافات مانند در و شیشه به منزل خود، لازم است که آنها به فضای عمومی سرازیر نشوند. در این پژوهش سعی شده است با استفاده از منابع برجسته ادبیات کلاسیک فقهی، تمامی این نظرات که حق مالکیت را به نفع دیگران محدود می کند، مشخص شود.
Detaylı Başlık Klasik Fıkıh Doktrininde Kişinin Malı Üzerindeki Tasarruf Yetkisinin Başkaları Lehine Sınırlandırılması
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید