تعیین مهارت های مورد استفاده در آموزش ارزش ها با تکنیک دلفی: یک پیشنهاد مدل

عنوان تعیین مهارت های مورد استفاده در آموزش ارزش ها با تکنیک دلفی: یک پیشنهاد مدل
نویسنده میدان، حسن، الغول، اوزگه، سویلمز، یوسف عاصم
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع مجله الهیات هیتی، 12-2024، ش23 (2)، ص656-684
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1511197
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_ded9d1fb15e94965b8023ee51630a1a7
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها آموزشی که افراد را برای زندگی آماده می کند، باید توانایی شناختی و همچنین روشی را که دانش را به یک برنامه کاربردی تبدیل می کند و عوامل عاطفی، اجتماعی و رفتاری را که برای اجرای طرح مورد نیاز است، در اختیار او قرار دهد. این ضرورت بین دانش و عمل در بحث های آموزشی امروزی به عنوان یک کمبود تلقی شده و برای این وضعیت با آموزش مهارت محور چاره جویی شده است. مهارت که نقش یکپارچه‌کننده بین دانش، نگرش و رفتار در این نوع آموزش دارد، به عنوان مفهومی که می‌تواند شکاف بین دانش و عمل را از نظر ارزش‌آموزی پر کند، جلب توجه می‌کند. مفهوم مهارت اساساً بر تبدیل عمل دانستن به عمل با تمام اجزای آن تأکید دارد. مهارت به عنوان یک مفهوم پیچیده که به طرق مختلف در معرض آموزش قرار می گیرد، به وضوح نشان می دهد که فرد با در نظر گرفتن فرآیند باید چه کاری انجام دهد و جایگزین اهداف و دستاوردها در آموزش و پرورش می شود. در این راستا، مهارت های مورد نظر در آموزش نشان دهنده یک فرآیند رشد طولانی است. در فرآیند به کارگیری ارزش ها در زندگی، مهارت های شناختی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری بسیاری وجود دارد که فرد را قادر می سازد تا در مورد یک اصل و ارزش اخلاقی تصمیم گیری کند، برای اجرای تصمیمی که می گیرد انگیزه پیدا کند، تصمیم خود را به رفتار در محیط اجتماعی تبدیل کند و این رفتار را ادامه دهد. در این مرحله، سوال اصلی مطالعه ما این است که چه مهارت هایی باید در زمینه آموزش ارزش به کار گرفته شود. موضوع ارزش‌ها و آموزش در آموزش مهارت‌محور که از اوایل دهه 2000 در ترکیه مطرح بود، به تازگی شروع به پرداختن کرده است. از میان مطالعات محدود در این زمینه، در مطالعه میدان، رشد شخصیت اخلاقی به عنوان هدف نهایی تربیت ارزشی تلقی شد و توجه به لزوم ایجاد مدلی از شاخص‌های مهارت‌ها و شایستگی‌هایی که این شخصیت را تشکیل می‌دهند و آزمون این مدل با داده‌های میدانی جلب شد. در واقع، نوآوری در برنامه درسی، تجزیه و تحلیل برنامه های قبلی و نظرات معلمان مستلزم جستجو برای چگونگی آموزش ارزش ها در یک مدل مهارت محور به عنوان یک جزء مهم از سیستم آموزشی است. در این راستا، هدف پژوهش تعیین این است که در یک آموزش ارزشی مبتنی بر مهارت، بر روی چه مهارت‌ها و مهارت‌های فرعی باید تمرکز شود. در این پژوهش با استفاده از تکنیک دلفی، آیتم های مربوط به مهارت های اخلاقی در الگوی توسعه یافته توسط میدان و با نظر 25 نفر از کارشناسان حوزه تمدید شد، مدل بر اساس ادبیات و نظرات کارشناسان گروه مطالعاتی دلفی بازسازی شد و شاخص های مهارت و شایستگی قابل استفاده در پیش نویس برنامه درسی ارزشی تعریف شد. در این فرآیند ابتدا یک گروه تخصصی متشکل از دانشگاهیان و معلمان در رشته‌های مختلف علوم تربیتی، تربیت دینی، تربیت ارزشی، آموزش مطالعات اجتماعی، PDR، پیش‌دبستانی، روان‌شناسی و فلسفه اخلاق تشکیل شد. در دور اول، فرم نظرسنجی مشتمل بر 23 زیرمهارت تحت 3 سرفصل مهارت های اساسی مهارت های شناختی، عاطفی و اجتماعی- رفتاری برای ارزیابی به 71 خبره ارائه شد. مقادیر انباشت و توزیع مرکزی نمرات در دور اول که 64 نفر از کارشناسان پاسخ دادند، مشخص شد. کارشناسان با توجه به تحلیل‌های آماری و پاسخ‌های قبلی دور اول، موارد را مجدداً ارزیابی کردند و دور دوم دلفی با بازخورد 64 نفر از کارشناسان به پایان رسید. برای دور دوم، غلظت مرکزی و مقادیر توزیع محاسبه شد. به عنوان معیارهای اجماع در مطالعه، 80% میزان توافق، +/- 1 انحراف معیار، ≥4.0 میانگین و ≤1 محدوده بین چارکی (IQR) مقادیر برای هر آیتم تعیین شد. در نتایج دور اول دلفی مشاهده شد که از 23 زیرمهارت 21 مورد معیارهای اجماع را دارند. در دور دوم مشاهده شد که میانگین و درصد توافق که نشانه توافق/تمرکز هستند، عموماً در همه موارد ثابت یا افزایش یافته است، در حالی که انحراف معیار و مقادیر IQR که نشانه انحراف از اجماع/توزیع مرکزی هستند، یا ثابت مانده یا کاهش یافته است. علاوه بر این، در دور دوم مشاهده شد که دو مورد که در دور اول به دست نیامد، معیارهای اجماع را داشتند. در نتیجه، میانگین نرخ توافق سه گروه مهارت پایه 93.06٪ در مهارت های اخلاقی شناختی است. در مهارت های عاطفی-اخلاقی 96.66 درصد و در مهارت های رفتاری اجتماعی 93.53 درصد بود و در مجموع 23 خرده مهارت به عنوان مهارت های قابل استفاده در آموزش ارزشی تعیین شد. این مهارت‌های فرعی در حوزه شناختی عبارتند از: سواد اخلاقی، تحقیق و پرسش، حل مسئله، تصمیم‌گیری، پیش‌بینی/پیش‌بینی، تفکر تأملی، تحلیل، دیدگاه‌گیری/ایجاد دیدگاه و خودتنظیمی شناختی. همدلی، خودآگاهی، بینش، درون نگری، خودتنظیمی عاطفی، خودکنترلی و خود بازتابی در حوزه عاطفی؛ در زمینه رفتاری عبارتند از بیان اخلاقی، گوش دادن مؤثر، ارتباط، سازمان اجتماعی/مشارکت، کارآفرینی، مدیریت وظیفه/برنامه ریزی و مهارت های اجتماعی. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود که مدل تشکیل‌شده مبنایی برای طراحی برنامه‌ها و مطالعات تجربی باشد و از طریق برنامه‌های آزمایشی آزمایش و توسعه یابد.
Detaylı Başlık Değer Eğitiminde İşe Koşulacak Becerilerin Delphi Tekniği ile Belirlenmesi: Bir Model Önerisi
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات کتابخانه لیتیر

تعیین مهارت های مورد استفاده در آموزش ارزش ها با تکنیک دلفی: یک پیشنهاد مدل

نویسنده میدان، حسن، الغول، اوزگه، سویلمز، یوسف عاصم
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع مجله الهیات هیتی، 12-2024، ش23 (2)، ص656-684
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1511197
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_ded9d1fb15e94965b8023ee51630a1a7
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها آموزشی که افراد را برای زندگی آماده می کند، باید توانایی شناختی و همچنین روشی را که دانش را به یک برنامه کاربردی تبدیل می کند و عوامل عاطفی، اجتماعی و رفتاری را که برای اجرای طرح مورد نیاز است، در اختیار او قرار دهد. این ضرورت بین دانش و عمل در بحث های آموزشی امروزی به عنوان یک کمبود تلقی شده و برای این وضعیت با آموزش مهارت محور چاره جویی شده است. مهارت که نقش یکپارچه‌کننده بین دانش، نگرش و رفتار در این نوع آموزش دارد، به عنوان مفهومی که می‌تواند شکاف بین دانش و عمل را از نظر ارزش‌آموزی پر کند، جلب توجه می‌کند. مفهوم مهارت اساساً بر تبدیل عمل دانستن به عمل با تمام اجزای آن تأکید دارد. مهارت به عنوان یک مفهوم پیچیده که به طرق مختلف در معرض آموزش قرار می گیرد، به وضوح نشان می دهد که فرد با در نظر گرفتن فرآیند باید چه کاری انجام دهد و جایگزین اهداف و دستاوردها در آموزش و پرورش می شود. در این راستا، مهارت های مورد نظر در آموزش نشان دهنده یک فرآیند رشد طولانی است. در فرآیند به کارگیری ارزش ها در زندگی، مهارت های شناختی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری بسیاری وجود دارد که فرد را قادر می سازد تا در مورد یک اصل و ارزش اخلاقی تصمیم گیری کند، برای اجرای تصمیمی که می گیرد انگیزه پیدا کند، تصمیم خود را به رفتار در محیط اجتماعی تبدیل کند و این رفتار را ادامه دهد. در این مرحله، سوال اصلی مطالعه ما این است که چه مهارت هایی باید در زمینه آموزش ارزش به کار گرفته شود. موضوع ارزش‌ها و آموزش در آموزش مهارت‌محور که از اوایل دهه 2000 در ترکیه مطرح بود، به تازگی شروع به پرداختن کرده است. از میان مطالعات محدود در این زمینه، در مطالعه میدان، رشد شخصیت اخلاقی به عنوان هدف نهایی تربیت ارزشی تلقی شد و توجه به لزوم ایجاد مدلی از شاخص‌های مهارت‌ها و شایستگی‌هایی که این شخصیت را تشکیل می‌دهند و آزمون این مدل با داده‌های میدانی جلب شد. در واقع، نوآوری در برنامه درسی، تجزیه و تحلیل برنامه های قبلی و نظرات معلمان مستلزم جستجو برای چگونگی آموزش ارزش ها در یک مدل مهارت محور به عنوان یک جزء مهم از سیستم آموزشی است. در این راستا، هدف پژوهش تعیین این است که در یک آموزش ارزشی مبتنی بر مهارت، بر روی چه مهارت‌ها و مهارت‌های فرعی باید تمرکز شود. در این پژوهش با استفاده از تکنیک دلفی، آیتم های مربوط به مهارت های اخلاقی در الگوی توسعه یافته توسط میدان و با نظر 25 نفر از کارشناسان حوزه تمدید شد، مدل بر اساس ادبیات و نظرات کارشناسان گروه مطالعاتی دلفی بازسازی شد و شاخص های مهارت و شایستگی قابل استفاده در پیش نویس برنامه درسی ارزشی تعریف شد. در این فرآیند ابتدا یک گروه تخصصی متشکل از دانشگاهیان و معلمان در رشته‌های مختلف علوم تربیتی، تربیت دینی، تربیت ارزشی، آموزش مطالعات اجتماعی، PDR، پیش‌دبستانی، روان‌شناسی و فلسفه اخلاق تشکیل شد. در دور اول، فرم نظرسنجی مشتمل بر 23 زیرمهارت تحت 3 سرفصل مهارت های اساسی مهارت های شناختی، عاطفی و اجتماعی- رفتاری برای ارزیابی به 71 خبره ارائه شد. مقادیر انباشت و توزیع مرکزی نمرات در دور اول که 64 نفر از کارشناسان پاسخ دادند، مشخص شد. کارشناسان با توجه به تحلیل‌های آماری و پاسخ‌های قبلی دور اول، موارد را مجدداً ارزیابی کردند و دور دوم دلفی با بازخورد 64 نفر از کارشناسان به پایان رسید. برای دور دوم، غلظت مرکزی و مقادیر توزیع محاسبه شد. به عنوان معیارهای اجماع در مطالعه، 80% میزان توافق، +/- 1 انحراف معیار، ≥4.0 میانگین و ≤1 محدوده بین چارکی (IQR) مقادیر برای هر آیتم تعیین شد. در نتایج دور اول دلفی مشاهده شد که از 23 زیرمهارت 21 مورد معیارهای اجماع را دارند. در دور دوم مشاهده شد که میانگین و درصد توافق که نشانه توافق/تمرکز هستند، عموماً در همه موارد ثابت یا افزایش یافته است، در حالی که انحراف معیار و مقادیر IQR که نشانه انحراف از اجماع/توزیع مرکزی هستند، یا ثابت مانده یا کاهش یافته است. علاوه بر این، در دور دوم مشاهده شد که دو مورد که در دور اول به دست نیامد، معیارهای اجماع را داشتند. در نتیجه، میانگین نرخ توافق سه گروه مهارت پایه 93.06٪ در مهارت های اخلاقی شناختی است. در مهارت های عاطفی-اخلاقی 96.66 درصد و در مهارت های رفتاری اجتماعی 93.53 درصد بود و در مجموع 23 خرده مهارت به عنوان مهارت های قابل استفاده در آموزش ارزشی تعیین شد. این مهارت‌های فرعی در حوزه شناختی عبارتند از: سواد اخلاقی، تحقیق و پرسش، حل مسئله، تصمیم‌گیری، پیش‌بینی/پیش‌بینی، تفکر تأملی، تحلیل، دیدگاه‌گیری/ایجاد دیدگاه و خودتنظیمی شناختی. همدلی، خودآگاهی، بینش، درون نگری، خودتنظیمی عاطفی، خودکنترلی و خود بازتابی در حوزه عاطفی؛ در زمینه رفتاری عبارتند از بیان اخلاقی، گوش دادن مؤثر، ارتباط، سازمان اجتماعی/مشارکت، کارآفرینی، مدیریت وظیفه/برنامه ریزی و مهارت های اجتماعی. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود که مدل تشکیل‌شده مبنایی برای طراحی برنامه‌ها و مطالعات تجربی باشد و از طریق برنامه‌های آزمایشی آزمایش و توسعه یابد.
Detaylı Başlık Değer Eğitiminde İşe Koşulacak Becerilerin Delphi Tekniği ile Belirlenmesi: Bir Model Önerisi
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی آثار تاریخی، آرشیوها و نشریات
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید