مقایسه مفاهیم دین فارابی و جان هیک از منظر کثرت گرایی

عنوان مقایسه مفاهیم دین فارابی و جان هیک از منظر کثرت گرایی
نویسنده نسرین باغجی ارسیاس
محل انتشار دانشگاه آفیون کوکاتپه - دانشگاه آفیون کوکاتپه
موضوع کثرت گرایی، دین
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه EISSN: 2757-8399, DOI: 10.52637/kiid.1332107
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_64c1bf51adfe42bc97ac290db0e3f922
محل کتابخانه DOAJ (دایرکتوری مجلات دسترسی آزاد)
یادداشت‌ها موضوع این مقاله، مقایسه برداشت های دینی فارابی و جان هیک از منظر کثرت گرایی است. هدف این مقاله مقایسه دیدگاه‌های دینی این دو متفکر با وجود اینکه در زمان‌های مختلف می‌زیسته‌اند و به سنت‌های دینی متفاوتی تعلق داشته‌اند، و نشان دادن جنبه‌های سازگار با تکثر دینی است. هر دو متفکر انسان را موجودی زنده با جنبه های اجتماعی و مذهبی تعریف می کنند. فارابی مفهوم دین یا به قول خودش ملت را در معنای نظام اجتماعی و سیاسی به کار می برد. از نظر فارابی، ادیان با توجه به اینکه هدفشان رسیدن به «سعادت غایی» است، به دو بخش نیکو یا غیر فضیلت (جاهل) تقسیم می شود. همه ادیانی که برای خدمت به هدفی غیر از سعادت نهایی که هدف وجودی انسان است تأسیس شده اند، ادیانی بدون فضیلت هستند. ادیان مختلف بدون فضیلت وجود دارد. اگر دینی هدفی غیر از سعادت یا خیر دنیوی مانند مال یا شهرت داشته باشد، فضیلت ندارد. به همین ترتیب، دینی که توسط رئیس جمهور اول تأسیس شده است و معتقد است که او از حقیقت آگاه است، حتی اگر از آن آگاه نباشد، دینی منحرف و در نتیجه غیر با فضیلت است. اگرچه به نظر می رسد هدف آن دستیابی به سعادت نهایی در ظاهر است، اما دینی که در پس زمینه برای تحقق هدف دنیوی دیگر حاکم ایجاد شده است نیز دینی با فضیلت و مبتنی بر فریب است. از سوی دیگر، دین فضیلت‌آمیز دینی است که در آن هدف پیروان آن است تا به سعادت نهایی برسند. حقیقتی که در این دین منحصر به فرد است و از طریق فلسفه نظری به آن رسیده است، مطابق با شرایط تاریخی و فرهنگی به صورت نمادین بیان می شود. بنابراین، بیش از یک دین با فضیلت می تواند وجود داشته باشد. از نظر جان هیک، دین پاسخ‌های پدیدارشناختی است که به واقعیت نهایی (واقعی) داده می‌شود، که هدفی است که «نگرانی نهایی» انسان به سوی آن سوق داده می‌شود و در واقعیت تاریخی و فرهنگی ثبت می‌شود. از این نظر، ادیان به‌عنوان پاسخ‌هایی به واقعیت غایی اسمی برابرند تا آنجا که می‌توانند با وجود تنوع و کثرت واقعیت، انسان‌ها را از «خودمحوری به حقیقت‌محوری» تبدیل کنند. برداشت‌های دینی فارابی که طرفدار معرفت‌شناسی واقع‌گرای عقلانی در باب حقیقت است، و هیک که طرفدار معرفت‌شناسی رئالیستی انتقادی است، در جایگاهی متفاوت از یکدیگر قرار دارند. با این حال، علیرغم این مواضع متفاوت، به نظر می‌رسد دیدگاه‌های دینی هر دو متفکر به جای «انحصارگرایی» که دین واحد را درست می‌پذیرد و بقیه را جعل می‌کند، یا «شمولیت» که یک دین واحد را درست می‌پذیرد و همه ادیان غیر از آن را به تناسب انطباقشان با این دین مورد قبول، صادق می‌پذیرد، از رویکرد کثرت‌گرایانه به پدیده تنوع دینی حمایت می‌کند. اساس مقایسه ای که ما بین هر دو نظام فکری مد نظر داریم، رویکردی است که از این تکثرگرایی حمایت می کند. از نظر هیک، کثرت گرایی معقول ترین پاسخ به واقعیت تنوع دینی است و هیک پلورالیسم دینی را به عنوان یک نظریه در آثار خود پایه گذاری و از آن دفاع کرد. برای فارابی اینطور نیست. نظریه ای به عنوان پلورالیسم دینی در منظومه فکری فارابی وجود ندارد. اما برای فارابی، انبوه ادیان با فضیلت که مبتنی بر فلسفه نظری هستند و بیان نمادین آن هستند، یک واقعیت است. زیرا افراد به دلیل وجودی که دارند پتانسیل های مختلفی دارند و بر این اساس در سطوح مختلفی قرار دارند. حقیقت باید به گونه ای متناسب با سطوح افراد در این سطوح مختلف بیان شود و این افراد باید متناسب با مراتب خود به سوی سعادت نهایی که هدف از وجودشان است، سوق داده شوند. این امر با بیان حقیقتی که از طریق فلسفه نظری به دست می‌آید در بیانی نمادین و متناسب با موقعیت تاریخی و فرهنگی هر جامعه و هدایت پیروان دین فضیلت‌گرا به سوی اعمالی که آنان را به سعادت نهایی سوق دهد، محقق می‌شود. این امر طبیعتاً منجر به وجود بیش از یک دین فضیلت می شود که فارابی در نظریه خود به وضوح بیان می کند. از این حیث، بینش فارابی از دین با تکثری که هیک از آن دفاع می‌کند، متفاوت است، و همه ادیان را دیدگاه‌های متفاوت تاریخی و فرهنگی نسبت به حقیقت غایی که همان حقیقت متعالی است، می‌داند، اما معتقدیم که می‌توان آن را به معنای تنوع و برابری ادیان با فضیلت، به‌عنوان دیدگاه‌های نمادین متفاوت، کثرت‌گرا دانست.
Detaylı Başlık Farabi ve John Hick’in Din Tasavvurlarının Çoğulculuk Açısından Mukayesesi
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی کتابخانه لیتیر

مقایسه مفاهیم دین فارابی و جان هیک از منظر کثرت گرایی

نویسنده نسرین باغجی ارسیاس
محل انتشار دانشگاه آفیون کوکاتپه - دانشگاه آفیون کوکاتپه
موضوع کثرت گرایی، دین
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه EISSN: 2757-8399, DOI: 10.52637/kiid.1332107
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_64c1bf51adfe42bc97ac290db0e3f922
محل کتابخانه DOAJ (دایرکتوری مجلات دسترسی آزاد)
یادداشت‌ها موضوع این مقاله، مقایسه برداشت های دینی فارابی و جان هیک از منظر کثرت گرایی است. هدف این مقاله مقایسه دیدگاه‌های دینی این دو متفکر با وجود اینکه در زمان‌های مختلف می‌زیسته‌اند و به سنت‌های دینی متفاوتی تعلق داشته‌اند، و نشان دادن جنبه‌های سازگار با تکثر دینی است. هر دو متفکر انسان را موجودی زنده با جنبه های اجتماعی و مذهبی تعریف می کنند. فارابی مفهوم دین یا به قول خودش ملت را در معنای نظام اجتماعی و سیاسی به کار می برد. از نظر فارابی، ادیان با توجه به اینکه هدفشان رسیدن به «سعادت غایی» است، به دو بخش نیکو یا غیر فضیلت (جاهل) تقسیم می شود. همه ادیانی که برای خدمت به هدفی غیر از سعادت نهایی که هدف وجودی انسان است تأسیس شده اند، ادیانی بدون فضیلت هستند. ادیان مختلف بدون فضیلت وجود دارد. اگر دینی هدفی غیر از سعادت یا خیر دنیوی مانند مال یا شهرت داشته باشد، فضیلت ندارد. به همین ترتیب، دینی که توسط رئیس جمهور اول تأسیس شده است و معتقد است که او از حقیقت آگاه است، حتی اگر از آن آگاه نباشد، دینی منحرف و در نتیجه غیر با فضیلت است. اگرچه به نظر می رسد هدف آن دستیابی به سعادت نهایی در ظاهر است، اما دینی که در پس زمینه برای تحقق هدف دنیوی دیگر حاکم ایجاد شده است نیز دینی با فضیلت و مبتنی بر فریب است. از سوی دیگر، دین فضیلت‌آمیز دینی است که در آن هدف پیروان آن است تا به سعادت نهایی برسند. حقیقتی که در این دین منحصر به فرد است و از طریق فلسفه نظری به آن رسیده است، مطابق با شرایط تاریخی و فرهنگی به صورت نمادین بیان می شود. بنابراین، بیش از یک دین با فضیلت می تواند وجود داشته باشد. از نظر جان هیک، دین پاسخ‌های پدیدارشناختی است که به واقعیت نهایی (واقعی) داده می‌شود، که هدفی است که «نگرانی نهایی» انسان به سوی آن سوق داده می‌شود و در واقعیت تاریخی و فرهنگی ثبت می‌شود. از این نظر، ادیان به‌عنوان پاسخ‌هایی به واقعیت غایی اسمی برابرند تا آنجا که می‌توانند با وجود تنوع و کثرت واقعیت، انسان‌ها را از «خودمحوری به حقیقت‌محوری» تبدیل کنند. برداشت‌های دینی فارابی که طرفدار معرفت‌شناسی واقع‌گرای عقلانی در باب حقیقت است، و هیک که طرفدار معرفت‌شناسی رئالیستی انتقادی است، در جایگاهی متفاوت از یکدیگر قرار دارند. با این حال، علیرغم این مواضع متفاوت، به نظر می‌رسد دیدگاه‌های دینی هر دو متفکر به جای «انحصارگرایی» که دین واحد را درست می‌پذیرد و بقیه را جعل می‌کند، یا «شمولیت» که یک دین واحد را درست می‌پذیرد و همه ادیان غیر از آن را به تناسب انطباقشان با این دین مورد قبول، صادق می‌پذیرد، از رویکرد کثرت‌گرایانه به پدیده تنوع دینی حمایت می‌کند. اساس مقایسه ای که ما بین هر دو نظام فکری مد نظر داریم، رویکردی است که از این تکثرگرایی حمایت می کند. از نظر هیک، کثرت گرایی معقول ترین پاسخ به واقعیت تنوع دینی است و هیک پلورالیسم دینی را به عنوان یک نظریه در آثار خود پایه گذاری و از آن دفاع کرد. برای فارابی اینطور نیست. نظریه ای به عنوان پلورالیسم دینی در منظومه فکری فارابی وجود ندارد. اما برای فارابی، انبوه ادیان با فضیلت که مبتنی بر فلسفه نظری هستند و بیان نمادین آن هستند، یک واقعیت است. زیرا افراد به دلیل وجودی که دارند پتانسیل های مختلفی دارند و بر این اساس در سطوح مختلفی قرار دارند. حقیقت باید به گونه ای متناسب با سطوح افراد در این سطوح مختلف بیان شود و این افراد باید متناسب با مراتب خود به سوی سعادت نهایی که هدف از وجودشان است، سوق داده شوند. این امر با بیان حقیقتی که از طریق فلسفه نظری به دست می‌آید در بیانی نمادین و متناسب با موقعیت تاریخی و فرهنگی هر جامعه و هدایت پیروان دین فضیلت‌گرا به سوی اعمالی که آنان را به سعادت نهایی سوق دهد، محقق می‌شود. این امر طبیعتاً منجر به وجود بیش از یک دین فضیلت می شود که فارابی در نظریه خود به وضوح بیان می کند. از این حیث، بینش فارابی از دین با تکثری که هیک از آن دفاع می‌کند، متفاوت است، و همه ادیان را دیدگاه‌های متفاوت تاریخی و فرهنگی نسبت به حقیقت غایی که همان حقیقت متعالی است، می‌داند، اما معتقدیم که می‌توان آن را به معنای تنوع و برابری ادیان با فضیلت، به‌عنوان دیدگاه‌های نمادین متفاوت، کثرت‌گرا دانست.
Detaylı Başlık Farabi ve John Hick’in Din Tasavvurlarının Çoğulculuk Açısından Mukayesesi
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید