بسته نامه 3: مکاتبات گودل
| عنوان | بسته نامه 3: مکاتبات گودل |
|---|---|
| نویسنده | هیئت آمریکایی; - |
| تاریخ انتشار: | 1869; - |
| محل انتشار | Pera، Bebek Bebek (استانبول، ترکیه)، Smyrna (ازمیر، ترکیه)، فیلادلفیا، هارتفورد; - - |
| موضوع | مبلغان؛ - |
| نوع | kitap |
| زبان | انگلیسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 109 |
| ابعاد فیزیکی | Handwriting; - |
| کتابخانه: | مجموعه تحقیقات نمک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ABARPC003; - |
| شماره ثبت | 42916 |
| محل کتابخانه | تحقیقات نمک - |
| تاریخ | 1869; - |
| یادداشتها | به عنوان "نامه هایی از عمو اد و خاله سارا" و "نامه های مربوط به مرگ الیزابت" شناسایی شد. همچنین یک نامه بدون تاریخ از C.W. [Caroline] Ball در ابتدای بسته وجود دارد. اینها عمدتاً مکاتباتی از خانواده گودل، ویلیام و همسرش ابیگیل است که از 1831-1865 در قسطنطنیه خدمت می کردند و شامل نامه هایی از هارتفورد، کانکتیکات، فیلادلفیا و همچنین قسطنطنیه است که مربوط به سال های 1843-1869 است. نامه ها عموماً مربوط به آمد و شد دوستان، به روز رسانی در مورد فعالیت ها و سلامتی فرزندان و بستگان، تأملاتی در مورد ایمان، سفرها است. نامهای از قسطنطنیه به تاریخ اوت 1857 گزارش میدهد: «پسر ما دکتر این هفته در سلطانا، کاپیتان واتسون، به اسمیرنا رفت. این همان کاپیتانی است که چندین سال پیش او را از اسمیرنا به آمریکا برد...» به نظر میرسد این نامه اطلاعات جالبی در مورد دریای مدیترانه/خاور نزدیک دارد (حفظ متن انجیلی دشوار است، اما انجام دادن آن دشوار است). متأسفانه نامهای بدون تاریخ از گودلز به جزئیات پروژههای توسعه شهری در گالاتا میپردازد: «آستانه خانه شما، آن سنگهای بزرگ همگی به خیابان ریخته شدهاند، سنگهای ما نیز همینطور و همه. همه اینها با اختیارات آن کمیسیون فوقالعاده که چنین تغییراتی را در گالاتا ایجاد کرده است، پایین کشیدن خانهها در آنجا، و تعریض خیابانها ملکی نیست که صاحبان آنها هستند. تجاوز به اموال عمومی به چارلی بگویید وقتی برگردد، باید با دست و زانو به خانه ما برود. نامه ای در 15 ژوئن 1869 از A.P [آنا] گودل برای خانواده ریگز آرزوهای خوبی برای بازگشت آینده آنها به قسطنطنیه می فرستد و به خاطر "ازدواج و دستیابی" پسرشان ادوارد تبریک می گوید. در همان نامه، گودل از مارتا میخواهد که به دکتر ریگز بگوید که «ترجمههای «ایوان توپوف و پری» و «آنا فاخته» را در میز تحریر [خود] نگه دارد. نامهای در 15 آوریل 1863 به سفر خانواده به نیل با دخترشان، اما، اشاره میکند. اعلان آزادی از سوی رئیس جمهور برای بردگان؟ دبلیو گودل از پرا، 10 ژوئیه 1843، به مارتا در اسمیرنا می نویسد. «هفته گذشته هوا در اکثر موارد بسیار خوب بود. ما با شوهر خوب شما یک گشت و گذار در تنگه زیبای بسفر تا بویوک دیر انجام دادیم که خود شما هم از آن لذت می بردید. این برای همه ما خیلی خوب بود.» پرا 18 اوت 1845 به مارتا: «این روزها در حال مطالعه ارمنی هستید؟ من تقریباً می خواهم خودم آن را انجام دهم. ما هرگز برای یادگیری چیزی پیر نیستیم، اما زندگی برای یادگیری همه چیز کوتاه تر از آن است." پرا 31 ژانویه 1850: «بقدری سرد است، باد آنقدر بلند، و برف آنقدر عمیق و در حال حرکت است، که تقریباً امیدوارم شوهر خوب شما در کنار آتش خودش راحت باشد، اما اگر بیاید، ما تلاش خواهیم کرد تا از او پذیرایی گرمی کنیم که آب و هوا قبول میکند، و آنچه را که ما نمیتوانیم آرزوهای خوب و احساس خوب دیگری را جبران کنیم. واقعاً سرد است، اما نه آنقدر سرد که چند روز پیش بود، زمانی که حتی ماهیها نیز در اثر آن مات و مبهوت شدند و وقتی دماسنج به 6 رسید، با بارهای خنک در کنارههای تنگه بسفر پرتاب شدند و مردان در خیابانها تلف شدند. رنج فقرا چقدر باید زیاد باشد!» 2 فوریه: «یک صبح زیبا، اما بسیار سرد - شاخ طلایی کاملاً یخ زده است - همه بالای پل یک صفحه یخ. من به حق شوهرت یک چوب بیشتر در اجاق گذاشتم و یک سیب زمینی دیگر در قابلمه سفارش خواهم داد.» |