بسته نامه 8 (ب)
| عنوان | بسته نامه 8 (ب) |
|---|---|
| نویسنده | هیئت آمریکایی; - |
| تاریخ انتشار: | 1846; - |
| محل انتشار | بروسا (بورسا، ترکیه)؛ - - |
| موضوع | مدارس؛ - |
| نوع | kitap |
| زبان | انگلیسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 259 |
| ابعاد فیزیکی | Handwriting; - |
| کتابخانه: | مجموعه تحقیقات نمک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ABARPC008B; - |
| شماره ثبت | 46785 |
| محل کتابخانه | تحقیقات نمک - |
| تاریخ | 1846; - |
| یادداشتها | 19 نامه از الیاس به مارتا، از جمله یک عدد نوشته شده بر روی لوازم التحریر با اندازه کامل مربوط به سال های قبل (از سال 1843). الیاس به مارتا از وارنا، ژوئیه 1843. او می نویسد: "من متوجه شدم که به زبان بلغاری در اینجا به جز دهقانان روستا صحبت نمی شود. دهکده ها نیز دور هستند و هیچ کس بیش از سه ساعت نزدیک نیست. آنها همچنین کوچک هستند، گفته می شود که بزرگترین آنها فقط 60 یا 70 کلبه دارد. مردم (همانطور که پیش بینی می شود، هیچ کتابی از آنها ارائه نشده است). هر فرصت مناسبی برای مطالعه زبان، همه اینها، با توجه به اینکه آب و هوای سنگینی دارد، به قول خودشان تب و تاب دارد، تقریباً تصمیم می گیرد با همان کشتی بخاری که با آن آمده ام [از قسطنطنیه] برگردم. او در وارنا از مدارس یونان و یک اسقف ارمنی بازدید می کند. در 22 ژوئیه به قسطنطنیه بازگشت و شروع به خواندن درس زبان بلغاری هر روز صبح از مردی در آرناووتکوی کرد. نوامبر 1839، الیاس مارتا (در اسمیرنا) را از یک کشتی بخار که روز قبل بیروت را ترک کرده بود، می نویسد. سپس نامه ای در سال 1843 از الیاس در ببک به مارتا در مورد لوازم التحریر بسیار تزئینی. می 1842، الیاس به مارتا از فیلادلفیا ("Ala-شهر"/Alaşehir می نویسد: "باید خطی از این نقطه جالب برای شما بنویسم... ما در خطر جدی سرقت قرار داشتیم، اما از این نظر از همه خطرات راهمان، ما را با رحمت حفظ کردند. به نظر می رسید که خبر آمدن ما قبل از اینکه صبح به ما رسیده بود، به ما رسیده بود. در میان بیش از 30 نفر از وحشیترین و وحشیترین مردمانی که تا به حال دیدهایم، برخی از آنها اسلحه داشتند و میگفتند که دزدی در این مکان انجام شده است ما راضی بودیم که برخی از آنها با دزدان همسو بودند و برای دزدی از ما توطئه ای ترتیب داده بودند. خونسردی ما و من، لبهایش میلرزید و به نظر میرسید که او خیلی نگران شده بود (بیتردید به جنگل رفت تا با راهزنان مشورت کند) و به زودی به ما گفت که یک نفر را به عنوان نگهبان با خودمان ببریم و این مرد با ما یک یا دو مایل جلوتر رفت، اما ما به اندازه کافی به عقب نرفتیم او همدست سارقان بود.» ... «اینجا هیچ خرابهای وجود ندارد که بتوان آن را با آنهایی که دیدیم مقایسه کرد. شهرهای هیراپولیس و لائودیسه بسیار باشکوه هستند. اما آن شهرها اکنون صحنههایی از ویرانی مطلق هستند - کاملاً بدون ساکن در حالی که در فیلادلفیا بودند، از روزی که منجی ما به کسانی که در اینجا بودند دستور داد «کلام شکیبایی خود را حفظ کنند»، هیچگاه این یک نقطه جالب در کلیسا مسیحی نیست. از آن شاگردان باستانی ممکن است به وفور بر فرزندان و جانشینان منحط آنها ریخته شود.» در نامه های 1843 خود به مارتا الیاس بارها به او هشدار می دهد که مراقب سلامتی خود باشد. الیاس به مارتا از ببک، 28 اوت 1843: «روز سهشنبه گذشته شاهد چیزی بودم که آرزو میکردم دیگر هرگز شاهد نباشم (اما میترسم روز تعصب مسلمانان سپری نشده باشد) - جسد مردی که به دلیل انکار دین محمدی کشته شد. جسد او در یک خیابان ترکی در نزدیکی شهر در معرض دید عموم قرار داشت. با بیان اینکه این مرد اصالتاً ارمنی، کفاشی به نام یواخیم بود، دین محمدی را پذیرفت و نام مهمت را برگزید و اکنون از ایمان واقعی دست برداشته و در نتیجه مرگ او طبق شرع مقدس ضروری شده است، بر این اساس حکم قضایی علیه او صادر شده است، اما همچنان پیشنهاد دین مبین اسلام به او داده شده است. مرگ لازم شد، و بر این اساس، مرد به قتل رسید و به هلاکت رسید و روس) نامه هایی فوری به پورت فرستاد و درخواست کرد که این مرد به قتل نرسد، اما بیهوده. ژوئن 1846، الیاس در قسطنطنیه، مارتا را در اسمیرنا می نویسد، و الیزابت با او است، در حالی که ادوارد با او است. در سپتامبر 1843 الیاس برای سلامتی خود در بورسا حمام می کند. - |