تحلیل فراز و نشیب روابط سیاسی اتابکان لر کوچک و دولت صفوی در سالهای 907-1006ق/ 1501-1597م.
| عنوان | تحلیل فراز و نشیب روابط سیاسی اتابکان لر کوچک و دولت صفوی در سالهای 907-1006ق/ 1501-1597م. |
|---|---|
| نویسنده | علی قاسمی، علی طاهری |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2008-6253, EISSN: 2476-3306, DOI: 10.22108/jhr.2020.120362.1879 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_20bab46aba874a54a8657aa8db4079cc |
| محل کتابخانه | فهرست DOAJ از مجلات دسترسی آزاد، جستجوی آکادمیک EBSCOhost کامل شد |
| یادداشتها | اگرچه برخی از ابعاد روابط سیاسی دولت صفویه و حکومتهای محلی در تاریخ ایران مورد بررسی قرار گرفته است، اما روابط دولت صفوی و حکومتهای محلی در مرزهای غربی ایران بهویژه اتابکان لر کوچک تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. بر این اساس، نوشتار حاضر با رویکردی تاریخی و با توصیف و تحلیل منابع تاریخی، به بررسی روابط دولت صفویه و سلسله اتابکان لر کوچک در پرتو عوامل مختلف داخلی و خارجی پرداخته است. یافتههای این تحقیق حاکی از آن بود که موقعیت سرزمینی لر کوچک، قدرت نفوذ آنها بر مناطق مرکزی و غربی ایران، مرز و موقعیت استراتژیک این خاندان در غرب کشور و روابط گاه و بیگاه آشکار و پنهان آنها با عثمانیها موجب ترس دولت صفوی و افزایش تنش بین آنها شده است. در سایه این تهدیدات، سرانجام پس از گذشت نزدیک به یک قرن از سیاست مماشات دولت صفوی، شاه عباس اول با اتخاذ تدابیر خاص سیاسی و نظامی در مورد لرستان، نه تنها سلسله محلی اتابکان لر کوچک را از بین برد، بلکه منطقه تحت سیطره آنها را به دو قسمت تقسیم و حاکمان دست نشانده را در هر دو منطقه منصوب کرد. او در عمل تهدیدهای گسترده دولت اتابکان لر کوچک را خنثی کرد. مقدمه: اتابکان لر کوچک، معروف به عباسی یا آل خورشید، در اواسط قرن ششم هجری قمری/ قرن دوازدهم میلادی، زمانی که مرکز و اقتدار حکومت سلجوقی در اثر جنگ و درگیری حاکمان نظامی و قبایل ترک از بین رفته بود، تأسیس شد. علیرغم سکوت منابع تاریخی و فقدان سنت تاریخ نگاری خانوادگی درباره وقایع تاریخی این سلسله محلی، اتابکان قرن ها توانستند محدوده بین رشته کوه های زاگرس و نواحی منتهی به دشت دیالی و شهر بغداد را تحت کنترل و اختیار خود درآورند. سلسله محلی با بهره گیری از کوهستان های منطقه، استراتژی های جنگی مؤثر، نفوذ و مشروعیت محلی و راهبردهای سیاسی مانند اعلام اطاعت از حکومت مرکزی و ازدواج های سیاسی، توانست حکومت خود را حفظ و ادامه دهد. شاه اسماعیل اول پس از تاجگذاری در سال 1501 ه. خاندان کوچک اتابکان لر یکی از سلسله های محلی بودند که اطاعت و اطاعت از شاه ایران را اعلام کردند. از آنجایی که آنها دیگر رقیب سیاسی و مذهبی برای حکومت مرکزی به حساب نمی آمدند، دولت صفوی با اطاعت آنها موافقت کرد و بدین ترتیب حکومت آنها بر لرستان ادامه یافت. از آن زمان تا کشته شدن آخرین خان از خاندان اتابکان لر کوچک به دست شاه عباس، روابط آنها دچار فراز و نشیب های بسیاری شد. علاوه بر عواملی مانند تغییر در استراتژی های سیاسی دولت صفوی، مانند تمرکزگرایی، تمایل حاکمان لر به استقلال داخلی و عدم اطاعت مطلق از دولت صفوی (که در بین حاکمان لر نسبت به دولت های پیشین سابقه داشت)، جنگ ها و درگیری های طولانی صفویان با عثمانی ها و عثمانی ها. قلمرو کوچک (پس از تسلط بر بغداد) بر پیچیدگی روابط اتابکان لر کوچک و حکومت صفوی افزود. لرستان به خط مقدم درگیری عثمانی و صفوی تبدیل شده بود و نقش مهمی برای دو طرف در تأمین امنیت و کنترل مناطق غرب و جنوب غربی ایران و عراق داشت. دولت عثمانی با عبور از این منطقه (در سایه توافق پنهانی یا آشکار با حکومت محلی) به قلب سرزمین های ایران و پایتخت های دولت صفوی یعنی اصفهان و قزوین دسترسی پیدا می کرد. دولت صفوی همچنین با تسلط بر لرستان، نظارت بر بین النهرین و شهر مهم بغداد و یا تهدید آنها را در مواقع ضروری ممکن ساخت. در این مقاله سعی شده است روابط سیاسی حکومت صفویه و اتابکان لر کوچک با توجه به تمامی این عوامل داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گیرد. درباره تاریخ اتابکان و روابط سیاسی آنها آثار مختلفی نوشته شده است. اما این مطالعات کلیت جامعی درباره پیوندهای سیاسی این خاندان با حکومت صفوی ندارد. بنابراین، در این مطالعات، ویژگی ها و نکات قابل توجه این روابط و زمینه هایی که این روابط در آن رخ داده است، برجسته نمی شود. نوشتههای پژوهشگرانی چون ایزدپناه، خودگو و ساکی (در حالی که در بستر عمومی لرستانشناسی ارزشمند است)، درباره روابط سیاسی اتابکان لر، عمدتاً در حال بازنویسی سخنان مورخانی چون مستوفی، بدلیسی و اسکندربیگ است و فاقد رویکرد تحلیلی جدید است. در رابطه با روابط سیاسی اتابکان و حکومت صفوی سه مقاله اساسی وجود دارد: نخست پژوهش شهرام یوسفی فر با عنوان اتابکان لرستان در تاریخ سیاسی اتابکان لر که حاوی تحلیل و تفصیل بیشتری است. مقاله صالحی و اکبری با عنوان استانداری شاهوردی خان در لرستان و تمرکزگرایی حکومت صفویه که به روابط سیاسی شاهوردی خان و شاه عباس می پردازد. با این حال، بیشتر به موضوع تمرکزگرایی و نقش آن در روابط آنها می پردازد. سوم، مقاله روح الله بهرامی با عنوان اتابکان خورشیدی و حکومت صفوی به تحلیل وقایع و گزارش مورخان از روابط این دو سلسله می پردازد. به طور کلی، هر سه مقاله فاقد تحلیل دقیقی از اهمیت سیاسی، اقتصادی و نظامی لرستان برای حکومت صفویه و موقعیت استراتژیک جدید آن سرزمین در برنامه های سیاسی-دفاعی این حکومت است. لذا عموماً زمینه و زمینه شکل گیری فراز و نشیب این روابط را نادیده می گیرند. از این رو، نوشتار حاضر سعی بر آن داشت تا با برجسته ساختن عوامل حیاتی داخلی و خارجی فراز و نشیب روابط حکومت صفویه و اتابکان لر کوچک، تحلیلی عینی تر و قابل فهم تر از تحولات ارائه دهد. مواد و روشها: از این رو، در مقاله حاضر با رویکردی تاریخی، توصیف و تحلیل منابع تاریخی، سعی شده است با توجه به فراز و نشیبهای روابط دولت صفوی و اتابکان لر کوچک، به موقعیت استراتژیک جدید لرستان و نقش عوامل بیرونی در رویکردها و راهبردهای بازیگران تاریخی پرداخته شود. از این رو عواملی چون نزدیکی استان لرستان به دولت عثمانی و نقش واسطه و استراتژیک این منطقه بین بین النهرین و قلمروهای غربی، جنوب غربی و مرکزی دولت صفوی برجسته شده است. بحث در مورد نتایج و نتیجهگیری: رابطه بین دولتهای محلی و دولتهای مرکزی در تاریخ ایران بر اساس مجموعهای از تعهدات و انتظارات متقابل سازماندهی شد. از یک سو سلسله های محلی مجموعه ای از تعهدات سیاسی، مالی و نظامی را در رابطه با دولت های مرکزی انجام می دادند. از سوی دیگر انتظار می رفت که دولت های مرکزی ضمن اعلام مشروعیت حکومت محلی، در امور داخلی ایالت ها و استان ها دخالت نکنند. با این وجود، ماهیت ساختار قدرت و سیاستهای دولتهای مرکزی و نیز نوع گرایشهای سیاسی سلسلههای محلی، این روابط را دچار نوسان کرد. گزارش های تاریخی کمی از درگیری بین اتابکان لر کوچک و حاکمان پیش از صفویه و گرایش آنها به نوعی استقلال وجود دارد. پس از ظهور دولت صفوی، تا اواسط قرن دهم هجری، روابط اتابکان لر کوچک و دولت صفوی حول دایره قدیمی تعهدات و انتظارات متقابل فوق می چرخید. تأثیر عوامل مذکور در روابط این دو تا نیمه دوم قرن دهم هجری ادامه داشت. گزارش ها حاکی از حضور خان لر در لشکرکشی های حکومت صفویه و تقدیم هدایا به شاه صفوی است. اما در این دوره تاریخی، تسلط دولت عثمانی بر بغداد و همسویی جغرافیای سیاسی لر کوچک با مرزهای سیاسی دولت عثمانی، نوع روابط متقابل خاندان اتبکان لر کوچک و دولت صفوی را تغییر داد. این مرزبندی های جدید به منطقه لرستان موقعیتی استراتژیک داد و حاکمان لر را با توجه به استقلال نسبی قبلی، خودکفایی اقتصادی و کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه، توان حفظ قدرت و استقلال داخلی بیشتر و کسب حداکثر منافع سیاسی و اقتصادی را به ارمغان آورد. دولت صفوی با توجه به موقعیت استراتژیک لرستان و تهدیدی که از این ناحیه می توان دریافت کرد، سعی کرد با استفاده از ابزارها و تاکتیک هایی مانند ارعاب و یا دادن امتیازات سیاسی به این خاندان محلی، آنها را از عثمانی دور نگه دارد. در نتیجه هر یک از بازیگران تاریخی دخیل در این دوره (صفویان، عثمانی ها و لرها) در صدد برآمدند که از آن نهایت استفاده را ببرند و تا حد امکان از خطرات دوری کنند. به نظر می رسد این عامل بیرونی در بی اعتمادی دولت مرکزی به حاکمان لر و در پیش گرفتن سیاست سرنگونی این خاندان قدیمی و ریشه دار اتابکان لر کوچک توسط حکومت صفوی نقش اساسی داشته است. از این رو، وضعیتی که قبلاً ذکر شد، ناخواسته باعث سرنگونی خانواده قدیمی و ریشه دار اتابکن لر کوچک شد و زمینه را برای تحولات اساسی در جغرافیای سیاسی فراهم کرد. |
| Görüntüle | Nashriyyah-i pizhūhishhā-yi tārīkhī, 2020-06, Vol.12 (2), p.1-18 |