تجربه شهرنشینی در شهرهای صفوی: قرائتی از لذت جویی و زیارت در سفرنامه محیط الکونین اثر سالیک قزوینی
| عنوان | تجربه شهرنشینی در شهرهای صفوی: قرائتی از لذت جویی و زیارت در سفرنامه محیط الکونین اثر سالیک قزوینی |
|---|---|
| نویسنده | زینب لاری دارابی، ع، میر مازیار، رسول جعفریان |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2008-7349, EISSN: 2588-6878, DOI: 10.48308/hlit.2024.235087.1298 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_e8f4fb900b61496a9aa6549a5cc5acc2 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | مقدمه برای یک دوره طولانی، مطالعات تاریخی در مورد مفهوم «شهر» تنها برای بررسی جنبه های فیزیکی فضاهای شهری، علیرغم اینکه پدیده ای پیچیده است، کافی بود. گامهای اولیهای که این مطالعات انتخاب کردند شامل شناسایی عناصر شهری (مانند میدانها، بازارها، مدارس، کاخها، ساختمانهای مقدس و غیره)، بررسی توپوگرافی مکانها و روابط متقابل اجزا در منظر شهری، تجزیه و تحلیل تکنیکهای ساخت و ساز و ویژگیهای معماری هر ساختمان، تصویرهایی در چارچوب تفاوتهای معماری/معماری و کشف سنتها و سنتها بود. در نهایت، اگر مفهومی تصور می شد، در نقطه تلاقی یک شهر و امور اقتصادی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن قرار می گرفت. اما همزمان با تحولات تاریخ معاصر، روش های متعدد دیگری برای بررسی و بحث در حوزه های مختلف فضاهای شهری به تدریج پدیدار شد. محققان متوجه اهمیت در جنبه های مختلف شهرها شدند - تجربیات و احساسات در هم تنیده با فضاهای شهری. به عقیده این محققان، «شهرهای مدرن» دارای ویژگی های خاصی بودند که امکان ارتباط و تعامل بیشتر با ساکنان را فراهم می کرد که از آن به عنوان «تجربه شهری» یاد می شود. آنها در مراحل بعدی پیشرفت دریافتند که چنین تجربیاتی را نه تنها در شهرهای مدرن، بلکه در شهرهای ماقبل مدرن نیز می توان یافت. همین دیدگاه بر مطالعات تاریخی مربوط به شهرهای اسلامی - یعنی اصفهان صفوی و استانبول عثمانی - و همچنین شهرهای نوظهور در آستانه اوایل دوران مدرن، مانند مغولستان و هند غربی تأثیر گذاشت. این شهرها به دلیل ویژگی های خاص خود با شهرهای مدرن غربی خود قابل مقایسه بودند. یکی از این ویژگی ها، لذت جویی در فضاهای عمومی شهری است، مفهومی که به اصفهان صفوی به ویژه در خیابان چهارباغ و همچنین میادین و پل های آن مطالعه و نسبت داده شده است. در این مقاله از طریق سفرنامه مصحح محت الکنین تالیف سالیک قزوینی، بر آن است تا یکی از جنبه های این لذت جویی، نه در مفهوم باغ و نه باغ را بررسی کنیم. بازارها، نه تنها در اصفهان صفوی، بلکه در شهرهای دیگر آن دوران نیز وجود دارد. مروری بر ادبیات در سالهای اخیر، محققان مفهوم لذتجویی را در محیطهای شهری ایران بازنگری کردهاند، با این اتفاق نظر دارند که اصفهان، پایتخت امپراتوری صفوی، نقطه محوری برای این کاوش است. ویژگیهای منحصربهفرد کالبدی و اجتماعی اصفهان، محققان را بر آن داشته تا آن را شهری بدانند که جمعیت شهری بیشتری را در خود جای داده و فضای کافی برای فعالیتهای اوقات فراغت فراهم کرده است. با این حال، بیشتر تحقیقات بر دیدگاه های سوم شخص متمرکز شده است، با تاکید کمتر بر تجربیات و خاطرات شخصی در فضاهای شهری. شهر به عنوان گلچین اثر کاترین بابائیان با کاوش در زندگی شهری از طریق مضامین عشق و دوستی و بازنگری مفهوم لذت در اصفهان صفوی تحولی را رقم زد. این مقاله با الهام از بابایان، سفرنامه سالیک قزوینی را بازبینی میکند، مفهوم را به شهرهای دیگر بسط میدهد و پیچیدگی تجربیات انسانی در محیطهای شهری را برجسته میکند. امامی در «تصاویر گفتمانی و سفرنامههای شهری» (2018) با اشاره به «واقعگرایی» قزوینی، به بررسی تأثیر متقابل ادبیات و مناظر شهری پرداخته است. علاوه بر این، اثر لوسنسکی، «شاعر و اروس در ایران اولیه» (2009)، با کاوش در تجارب عاشقانه محتشم کاشانی، مبنایی بنیادین را فراهم کرد. اگرچه لوسنسکی بیشتر بر بلاغت متمرکز بود تا تصویر شهر، رویکرد او به ما کمک میکند تا تجربیات سالیک را در فضاهای شهری، بهویژه بازار بررسی کنیم. روششناسی این مقاله از رویکردی چندوجهی برای بررسی مفهوم تجربه شهری در شهرهای ایران استفاده میکند. از نظر روش شناختی، شامل تحلیل منابع اولیه مانند سفرنامه سالیک قزوینی و منابع فرعی از جمله آثار بابایان، امامی و لوسنسکی درباره فرهنگ صفوی است. این پژوهش از رویکردی تطبیقی برای برجسته کردن شباهتها و تفاوتها در تصویرهای زندگی شهری در سنت ادبیات فارسی استفاده میکند. علاوه بر این، تحلیل زمینهای متون را در بافتهای تاریخی و فرهنگی قرار میدهد. علاوه بر این، یک لایه پس زمینه روش پدیدارشناختی را برای تفسیر متن در بر می گیرد. بحث برای هدف مقاله، ابتدا نشان میدهیم که چگونه سفرنامه تجربیات شخصی و فردیت شاعرانه سالیک قزوینی را در چارچوب شعر عصر صفوی، بهویژه «سبک تازه» منعکس میکند. سپس از طریق تجربیات او، لذت شهری منحصربهفرد سالیک را دنبال میکنیم که شامل جستجوی زیبایی در شهرها میشود. ما در تمام شهرهایی که سالیک از آنها دیدن کرده است - شهرهایی مانند قزوین، تبریز، اصفهان، شیراز، بغداد و شهرهای مختلف هند - می اندیشیم و این شهرها را از نگاه او بازنگری می کنیم و لایه های تعریف او از شهرها را آشکار می کنیم. در فرآیند رمزگشایی متن، متوجه می شویم که بخش قابل توجهی از تعریف شهر از پیچیدگی احساسات و ذهنیت انسانی ناشی می شود. این تعریف به همان اندازه که با عناصر عینی شهر پیوند خورده است، به تجربیات ذهنی ساکنان آن نیز مرتبط است. در حالی که پسزمینه فیزیکی شهر برای همه ثابت میماند، درک شهر اغلب با تجارب منحصر به فرد هر فرد متفاوت است. ما این تمایز را با مقایسه تجربیات چند شاعر دیگر با تجربیات سالیک بیشتر بررسی می کنیم. علاوه بر این، به پیچیدگی وابستگی عاطفی شاعر به شهر می پردازیم که نمونه آن زیارت و لذت در سفرنامه اوست. از طریق این کاوش، ما نشان میدهیم که احساسات درونی افرادی که با پدیده شهر مواجه میشوند، متنوع است و طیف متنوعی از احساسات را در بر میگیرد. نتیجهگیری: مطالعه شعر عصر صفوی که به «سبک تازه» معروف است، نشان میدهد که شاعران این دوره به طرز ماهرانهای سنت را با نوآوری در هم آمیختند تا مسائل زمینی و تجربیات روزمره را بررسی کنند. سفرنامه سالیک قزوینی به دلیل به تصویر کشیدن شهر به عنوان یک محیط اولیه برای تجربیات و احساسات شخصی برجسته است. قزوینی با استفاده از قالبهای مختلف شعری مانند دوبیتی، قصیده، غزل، مداحی، مداحی و آشوبدهنده شهر، در کنار مضامین عرفانی، تصوف و عاشقانه، منظره شهر را از منظر منحصربهفرد خود میسازد. او شهر را به عنوان قلمرویی برای لذت و کاوش فکری به تصویر می کشد که زیبایی آن را با زیبایی معشوق درهم می آمیزد و تجربیات فردی و اجتماعی ساکنانش را منعکس می کند. بحث دوم به ذهنیت پیچیده شاعر نسبت به شهر می پردازد. قزوینی در مواجهه با مناظر شهری لایه های احساسی مختلفی را بیان می کند. سفرنامه او سفر او را هم به عنوان یک زائر و هم به عنوان ناظر روایت می کند و تجربیات دینی و دنیوی را در هم می آمیزد. این جنبه های درهم تنیده زندگی شهری ماهیت چندوجهی تجارب انسانی را در محیط های شهری پویا نشان می دهد. قدردانی نویسنده اول به خاطر آشنایی او با منابع شعری برای خوانش معماری و راهنمایی مستمر در خواندن و تحلیل متن در طول بیش از سه سال، بسیار مدیون رسول جعفریان است. |
| Görüntüle | تاریخ ادبیات, 2024-08, Vol.17 (1) |