سکولاریسم در اندیشه عرب: قرائتی از مشارکت مسیحیان اولیه در رنسانس عرب
| عنوان | سکولاریسم در اندیشه عرب: قرائتی از مشارکت مسیحیان اولیه در رنسانس عرب |
|---|---|
| نویسنده | الیاسیری، یونس عباس نهمه |
| محل انتشار | حله، عراق - دانشگاه بابل، مرکز مطالعات فرهنگی و تاریخی بابل |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2227-2895, EISSN: 2313-0059 |
| شماره ثبت | cdi_emarefa_primary_1257391 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | پژوهشگران اتفاق نظر دارند که یکی از مهم ترین دلایل آغاز رنسانس عرب در قرن نوزدهم در جهت گیری های مختلف فکری آن، آشنایی نزدیک با آنچه تمدن مدرن غربی به ویژه پس از اشغال مصر و شام توسط فرانسه به دست آورده بود، پس از اینکه راه را برای آشنایی با تحولات فکری و علمی پیش از انقلاب و تحولات جهانی فرانسه در زمینه های مختلف و پس از انقلاب جهانی باز کرد. این اشغال موافق است که نه در مصر بلکه در کشورهای عربی به ویژه در شام شوک ایجاد کرد و شاهد آن همکاری با فرانسه است که با عقب نشینی، اعزام هیئت های علمی، تأسیس چاپخانه ها و فعالیت بی سابقه فکری، فرهنگی و آموزشی در کشورهای عربی، به راستی رنسانس عربی در تمام جهات مختلف آن نامیده شد. گشودگی بیسابقه به تمدن غرب بر سه گرایش رنسانس متمرکز بود. اولی خواستار بهره مندی بی قید و شرط از تمدن غرب و تلاش برای جدا شدن از گذشته ملتی بود که امپراتوری عثمانی نماینده آن بود که بارزترین ویژگی آن عقب ماندگی، جهل و استبداد بود. جریان دوم موضوع را به گونه ای دیگر خواند و خواستار آشتی میراث و گذشته ملت و بهره مندی از تمدن غرب به گونه ای بود که با آرزوهای کشورهای عربی برای پیشرفت و پختگی و رسیدن به تمدن مطابقت داشته باشد و سومی از بهره مندی از تمدن غرب امتناع ورزید و آن را تمدن دانست. مهم ترین اهداف آن مادی گرایانه، کنترل کشورهای عربی، غارت منابع آنها و محو فرهنگ آنها به ویژه فرهنگ مذهبی است. اتهامات الحاد و بی وفایی متوجه برجسته ترین متفکران رنسانس اروپایی و کسانی بود که قویاً از ایده های آنها حمایت می کردند و خواستار اعمال آنها در کشورهای عربی بودند. مهم ترین موضوعات بحث برانگیز ناشی از اندیشه رنسانس، سکولاریسم است، به ویژه در برخورد با نظام حکومتی، دین، سیاست و اصل آزادی ها و حقوق بشر. اولین کسانی که به آن پرداختند، گروهی از متفکران عرب مسیحی در شام بودند. در این مقاله به ایده های ارائه شده و مورد بحث تعدادی از آنان به دور از وابستگی فرقه ای و اظهار خیانت و کفر و الحاد و جست و جوی دغدغه آنان پرداخته شده است و آیا دغدغه همه ملت در رهایی از عواقب جهل و عقب ماندگی و استبداد بوده است؟ جستوجوی مشترکاتی که ما را متحد میکند و دوری از آنچه ما را از هم جدا میکند؟ ما نیاز مبرمی به یک رنسانس فکری جدید داریم تا ما را از این رخوت، خلاء فکری و ظلم استبداد سیاسی و مالی که رسانهها از آن حمایت میکنند نجات دهد تا ملت را بیش از آنکه متلاشی شود از هم بپاشند. بنابراین باید از درسهای رنسانس عرب در قرن نوزدهم و بررسیهای آن که اولین حلقه مهم آن اندیشه مسیحی و بینش رنسانسی آن است، بهرهمند شویم. پژوهشگران یکی از مهمترین علل رنسانس عرب در قرن نوزدهم در جهتگیریهای فکری مختلف آن را بررسی دقیق یافتههای تمدن مدرن غرب، بهویژه پس از اشغال مصر و شام توسط فرانسه، ذکر کردند. متفکران در جریان تحولات فکری و علمی در زمینههای مختلف قرار گرفتند که فرانسه قبل و بعد از انقلاب جهانی خود در سال 1789 شاهد بود، و قرائتهای مختلف آن اعزام در مصر باعث شد که شوکی نه در مصر، بلکه در کشورهای عربی، بهویژه در شام، ایجاد شود و شواهدی مبنی بر آن همکاری با فرانسه پس از خروج فرانسه و انتشارات غیرمجاز و مأموریتهای علمی غیرمتخصص، به وجود آمد. فعالیت فرهنگی و آموزشی در کشورهای عربی، از این رو به راستی اصطلاح رنسانس عرب در تمام جهت گیری های مختلف آن نامیده می شد. گشودگی بیسابقه به تمدن غرب نشاندهنده سه روند رنسانس بود. اولی خواستار بهره مندی از تمدن غرب بدون محدودیت و شرط و تلاش برای بریدن از گذشته ملتی بود که امپراتوری عثمانی نمایندگی می کرد. بارزترین ویژگی آن عقب ماندگی، جهل و استبداد است. گرایش دوم موضوع را به گونه ای دیگر خواند و خواستار آشتی بین میراث و گذشته ملت و بهره مندی از تمدن غرب به گونه ای بود که با آرمان های کشورهای عربی در حال پیشرفت، ترقی و همگام شدن با تمدن مطابقت داشته باشد، در حالی که گرایش سوم حاضر به بهره مندی از تمدن غرب نشد و آن را تمدنی مادی دانست که مهمترین اهداف آن کنترل بر منابع کشورهای عربی و به ویژه تضعیف مجدد فرهنگ آنها و غارت مجدد آنهاست. و کفر متوجه برجسته ترین متفکران رنسانس اروپایی و کسانی بود که قویاً از ایده های آنها حمایت می کردند و خواهان اعمال آن در کشورهای عربی بودند. مهم ترین موضوعات بحث برانگیز ناشی از اندیشه رنسانس، سکولاریسم است، به ویژه در برخورد با نظام حکومتی، دین، سیاست، اصل آزادی ها و حقوق بشر و اولین موردی که گروهی از متفکران مسیحی عرب در شام به آن پرداختند. این مقاله پژوهشی به بررسی نظرات ارائه و بحث تعدادی از آنان به دور از تعلقات فرقهای و گفتههای خیانت، کفر و الحاد و جستوجوی دغدغه آنان میپردازد. آیا دغدغه همه ملت رهایی از عواقب جهل و عقب ماندگی و استبداد بود؟ و جستوجوی مشترکهایی که ما را متحد میکنند و از چیزی که ما را از هم جدا میکند دور میمانیم؟ ما شدیداً به یک رنسانس فکری جدید نیاز داریم که ما را از این خواب زمستانی، خلاء فکری و ظلم استبداد سیاسی و مالی که رسانهها از آن حمایت میکنند نجات دهد تا ملت را بیش از آنکه از هم بپاشد، از هم بپاشد. بنابراین، ما باید از درس ها و بررسی های رنسانس عرب در قرن نوزدهم بهره ببریم که اولین قسمت های مهم آن اندیشه مسیحی و بینش رنسانسی آن است. |
| Görüntüle | Majallat Markaz Bābil lil-dirāsāt al-insānīyah, 2021, Vol.11 (3), p.389-416 |