تحلیل نهادی شکل گیری و تثبیت دولت مدرن در ایران
| عنوان | تحلیل نهادی شکل گیری و تثبیت دولت مدرن در ایران |
|---|---|
| نویسنده | مصطفی کواکبیان، عظیم متین |
| موضوع | دولت |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2476-2806, EISSN: 2476-6828, DOI: 10.22054/tssq.2024.69518.1291 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_53e289c2f25a4413a6c23a66e993e687 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | در تبیین ماهیت یک دولت مدرن، باید یک چشم انداز نظری را دنبال کرد که با مجموعه ای از ویژگی ها، معیارها و الزاماتی تعریف شده است که نظریه دولت مدرن را از پارادایم های جایگزین، به ویژه دولت مطلق، متمایز می کند. این قلمرو نظری، که با درک تجویزی از حکمرانی مدرن مشخص میشود، بهعنوان یک نیروی راهنما عمل میکند و دولتها را در سراسر جهان به تقلید از طرح ساختاری آن ترغیب میکند. این شکل از حکومت، که به طور پیچیده در تار و پود مناظر سیاسی معاصر تنیده شده است، وفاداری را از سوی تشکیل دهندگان خود به ارمغان می آورد. به طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر می گذارد و امور اجتماعی را از طریق یک دستگاه بوروکراتیک که به طور پیچیده بر جنبه های مختلف زندگی شهروندان تأثیر می گذارد، تنظیم می کند. در تضاد کامل با حکومت پیشامدرن متکی به خراج و زور، دولت مدرن معاش اقتصادی را مستقیماً از شهروندان خود دریافت می کند و مالیات هایی را برای انجام وظایف خود دریافت می کند. در هسته دولت مدرن، ضرورت ملت سازی نهفته است، تلاشی که نیازمند همگن سازی هویت اجتماعی است. با این حال، محور تحقیق ما در رابطه پیچیده بین ما ایرانیان و دولت مدرن نهفته است. کاوش در روایت تاریخی دولت مدرن به مثابه سفری تجربی و بررسی دقیق آن به عنوان یک الگوی نظری انعطاف پذیر به عنوان تعهدات ضروری مطرح می شود. هدف کلی این پژوهش بررسی دقیق سیر تاریخی شکل گیری و تثبیت دولت مدرن در ایران است. این تحقیق علمی که در جریانات فکری تفکر غربی لنگر انداخته است، میخواهد درک ما را از ماهیت دولت و موقعیت ظریف آن در محیط ایران افزایش دهد. تحلیل دقیق سیاستها و جهتگیریهای کشور طبیعتاً به عنوان محصول جانبی این کاوش تاریخی آشکار میشود. هدایت سفر فکری ما چارچوبی نظری است که ریشه در نهادگرایی تاریخی دارد. این رویکرد که چراغی در مطالعه دولتسازی در ایران است، بر آشکار کردن نقشهای پیچیده رفتارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تمرکز دارد و سیر تحول آنها را در طول زمان ردیابی میکند. نهادها که به جایگاه متغیرهای مستقل ارتقا یافته اند، به عنوان معمارانی ظاهر می شوند که کنش های فردی و جمعی را در کنار چشم انداز وسیع تری از پدیده های اجتماعی و سیاسی شکل می دهند. نهادگرایی تاریخی با توجه به اینکه نهادها نه تنها راهبردهای بازیگران را شکل میدهند، بلکه اهداف آنها را نیز شکل میدهند، با توجه به متغیرهای ساختاری مانند موقعیت طبقاتی و نهادهای میانجی مانند احزاب و اتحادیههای سیاسی، دریچهای ظریف برای مطالعه شکلگیری و ساخت دولت در ایران ارائه میکند. توسط متفکران غربی مطرح شده است. این رویکرد تحلیلی، پرهیز از کاوش در نگرش ها و باورها به نفع کالبدشکافی پیام های تولید شده، با روش تحقیق تاریخی تکمیل می شود. این روش شامل بررسی دقیق رویدادهای گذشته خاص در یک محدوده زمانی مشخص، ادغام حقایق تاریخی از طریق یک رژیم سختگیرانه از جمعآوری دادهها، ارزیابی، و راستیآزمایی است. دانشمندان علوم سیاسی با ردیابی مسیر تاریخی تشکیل دولت در غرب، معتقدند که پایههای دولت مدرن یا دولت-ملت در اواخر قرون وسطی تحت تأثیر فرهنگی کاتولیک گذاشته شده است. شکلگیری دولتهای ملی مدرن تحت تأثیر عواملی مانند جنبشهای اصلاحی مذهبی و درگیریهای میان کشورهای اروپایی شکل گرفت. معاهده وستفالیا در قرون 16 تا 18 رویدادی محوری در پیدایش دولت مدرن تلقی می شود. از قرن نوزدهم به بعد، مدل دولت مدرن به تدریج جایگزین سایر نظام های سیاسی در سطح جهانی شد. شاخص ها و معیارهای دولت های مدرن شامل انحصار مشروع در کنترل وسایل خشونت، قلمرو سرزمینی خاص، حاکمیت، قدرت متمرکز، قانون اساسی مدون، استفاده از قدرت غیرشخصی، ملی گرایی، حاکمیت مالیاتی/شهروندی عمومی، حاکمیت مالیاتی/قانونی بودن است. کاوش تاریخی تشکیل دولت در ایران، دورانهای متفاوتی را نشان میدهد، که با تأسیس یک دولت مرکزی نیرومند در عصر صفوی برای مقابله با تهدیدات امپراتوری عثمانی سنی آغاز میشود. شاه عباس اول اوج گرفت، کشور را از نظر سیاسی متحد کرد، پایتخت را به اصفهان منتقل کرد، هویت دینی واحدی را بر اساس اسلام شیعی تقویت کرد و روابط دیپلماتیک را گسترش داد. دولتهای بعدی، مانند افشاریه و زند، سازمانهای ملی و دولتی را تغییر چندانی ندادند. سلسله قاجار شاهد گسترش قدرت دولت مرکزی بود، هرچند که ریشه در نظام ایلیاتی داشت. انقلاب مشروطه 1285 به عنوان یک نقطه عطف تاریخی ظهور کرد و مشروطیت را آغاز کرد و راه را برای یک نظام سیاسی ساختارمندتر در ایران هموار کرد. حکومت مطلقه پهلوی بعدی، در حالی که با ملی گرایی اقتصادی و تمرکز قدرت مشخص می شد، پایه های حکومت مطلقه را پی ریزی کرد. در نتیجه، این کاوش تاریخی، که از دوران صفویه تا دوره پهلوی را در بر می گیرد، خط سیر اندیشه سیاسی مستقل ایران و سیر تحول ملتی را که در حال گذار به شهروندی است، آشکار می کند. مشروطیت به عنوان سنگ بنای حکومت داری مدرن ظاهر می شود و رابطه ای متعادل بین دولت و ملت برقرار می کند. دوران رضاشاه که با ناسیونالیسم اقتصادی و تثبیت قدرت دولتی مشخص شد، نشانگر یک تغییر اساسی است که زمینه را برای حکومت مطلقه فراهم می کند. این تلاش علمی، نقش برجستهای از تحول سیاسی ایران را روشن میکند. |
| Görüntüle | Faṣlnāmah-i dawlatʹpizhūhī, 2024-01, Vol.9 (36), p.281-317 |