اخلال کارکردی سلطنت مشروطه و گذار به استبداد روشنگرانه: تحلیلی کارکردگرا از تغییر در روش حکومت داری

عنوان اخلال کارکردی سلطنت مشروطه و گذار به استبداد روشنگرانه: تحلیلی کارکردگرا از تغییر در روش حکومت داری
نویسنده بلقاسم شهریار، سید حسین اطهری، محسن خلیلی، مهدی نجف زاده
نوع كتاب
زبان فارسی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه سلطنتی دانمارک
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2345-6140, EISSN: 2476-6208, DOI: 10.22054/qpss.2023.69130.3082
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_f940674a64ab4b518dc7278a51c88f4e
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها بیان مسئله کودتای اسفند 1300 و ظهور رضاخان، تحت استبداد به اصطلاح روشنگری که متفکران ایرانی بدان اشاره کردند، به حکومت بیش از یک قرنی سلسله قاجار پایان داد. اگرچه سلطنت قاجار در سال 1925 به پهلوی منتقل شد، اما حکومت ایران از مارس 1921 عملاً از کنترل قاجارها خارج شد. قاجارها با به قدرت رسیدن با تاجگذاری آقا محمدخان در سال 1796، وضعیتی را به ارث بردند که حاصل حدود یک قرن درگیری و هرج و مرج در ایران بود. سلسله صفویه، به قدرت رسیدن افغانها، سلسله افشاریه، سلسله زند و بالاخره قاجاریه. شورش ها و ناامنی های همیشگی منجر به مهاجرت تعداد زیادی از اندیشمندان و حتی علمای دینی ایرانی به هند و سرزمین های عثمانی شد. همزمان با هرج و مرج در ایران قرن هجدهم، کل جهان تحولات چشمگیری را در اختراعات، اکتشافات و روش حکومت داری تجربه کرد که کاملاً مورد توجه ایران و ایرانیان قرار نگرفت. اما ثبات نسبی در دوران قاجار باعث احیای اندیشه سیاسی با تمرکز بر زمینه سازی برای تداوم و دوام دولت و دستیابی به پیشرفت در پرتو امنیت مفروض برای متفکران ایرانی نسل اول (مانند شوشتری، اصفهانی و کرمانشاهی) از تغییر در روش حکومت داری و روش متعاقب آن به عنوان روش مطالعه صلح و امنیت کشورهای مختلف یاد می شود. تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل رساله ها و سفرنامه های عصر قاجار. با مطالعه و دسته‌بندی مطالب ارائه شده توسط متفکران ایرانی و غیرایرانی در عصر قاجار، این پژوهش با تکیه بر نظریه کارکردگرایی ساختاری به بررسی علت گذار به استبداد روشنگرانه می‌پردازد. این پژوهش مبتنی بر این فرضیه است که گسست کارکردی نظام اجتماعی ایران قاجار و ناکارآمدی متعاقب آن در شیوه حکمرانی نهضت مشروطیت، اندیشمندان ایرانی را به فکر نظم نوینی برای حکومت داری در ایران انداخت. تغییر مستمر دولت ها، استانداران یا وزرا، از این رو اندیشمندان به بازسازی و اصلاح نظام حکمرانی پرداختند. با این حال، آغاز جنگ‌های روس و ایران، تلاش‌های اولیه فتحعلی‌شاه را بی‌اثر کرد و متعاقب آن، شورش‌های داخلی بی‌وقفه توجه او را به کلی از این موضوع منحرف کرد. در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه و امیرکبیر به عنوان وزیر اعظم، تلاش‌هایی برای بهبود کوتاه مدت نظام ایران و اصلاح نظام ایران انجام شد. اما ترور امیرکبیر، عهدنامه پاریس و متعاقب آن جدایی هرات، بار دیگر توجه را به شیوه حکومت داری جلب کرد. در تمام دوران سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، متفکران ایرانی بر لزوم تغییر روش حکومتی برای بهبود وضعیت زندگی ایرانیان و سامان دادن به نظام اجتماعی ایران تاکید داشتند و علیرغم تلاش‌هایی که انجام شد، اوضاع کلی از آغاز سلطنت قاجار تا پایان دوران مظفری بهبود نیافت. اگرچه هرج و مرج عمیق تر شد، اما تلاش برای اصلاحات، مفهوم سلطنت معتدل را به سلطنت مشروطه تبدیل کرد، که به طور ثمری به تأسیس شورای ملی و نوشتن قانون در پایان دوره مظفری انجامید. هدف ارائه راه حلی برای اخلال کارکردی در قدرت محدود اساسا محقق شد و منجر به شیوه جدیدی از حکومت داری در ایران شد. ب) تداوم اختلال کارکردی در حکمرانی مشروطه گزارش های مربوط به ایران در دوران مشروطه ثابت می کند که نوشداروی مشکلات ایران تأسیس مجلس یا کنترل دولت نبوده، بلکه ایجاد ساختاری جدید برای اجرای قانون اساسی می شود. در غیاب سازوکارهای اداری و قضایی. از اواسط دهه 1910، شرایط بر نیاز به یک سیستم قضایی سازمان یافته و یک دستگاه اداری واحد و یکپارچه برای رفع اختلالات عملکردی، به ویژه در بخش های اقتصادی و سیاسی تاکید کرد. این نیاز از آن رو وجود داشت که سلطنت مشروطه بدون اصلاح هرج و مرج کارکردی به استبداد مشروطه خواهان تبدیل شده بود. نتیجه گیری با به کارگیری نظریه کارکردگرایی ساختاری برای تحلیل وضعیت ایران در پایان قرن نوزدهم روشن می شود که استبداد روشنگرانه کوششی برای پایان دادن به اختلالات کارکردی نظام اجتماعی ایران در چهار بعد بود. در نتیجه هرج و مرج و درگیری مداوم در ایران قرن هجدهم، اختلال کارکردی در طول یک قرن سلطنت قاجارها به خوبی ادامه یافت و تلاش برای اصلاح یا اصلاح هر یک از ابعاد چهارگانه در ایجاد تأثیر محسوس و مثبت بر زندگی ایرانیان ناکام ماند. حفظ یا ایجاد نظم در یک نظام اجتماعی مستلزم سازگاری عملکردی نظام اجتماعی است. در این راستا انطباق دو زیر سیستم اقتصاد (با کارکرد تامین کالا و خدمات) و سیاست (با کارکرد تخصیص و تصمیم گیری) کاملا ضروری است. بررسی ایران در دوره سلطنت مشروطه نشان می دهد که انطباق خرده سیستمی بین اقتصاد و سیاست وجود نداشته است، بنابراین اختلال کارکردی در خرده نظام اقتصادی، خرده نظام سیاست را وادار به انعقاد قرارداد ایران و انگلیس در سال 1919 با هدف تامین مالی کرد. این امر خود اختلال در اساسی ترین کارکرد نظام قاجاریه ایران را آشکار می کند که با پیروی از منطق کارکردی، عدم انطباق و ناکارآمدی ابعاد دیگر را نیز به همراه داشت. تداوم وضعیت حتی در حاکمیت مشروطه در نهایت نیاز به چیزی فراتر از قانونگذاری را نشان می داد و منجر به استقرار ساختار مرکزی قدرت و تغییر مفهومی قدرتمند ژاپنی ها و محدود کردن ساختار قدرت ژاپنی ها می شود. برای انجام اصلاحات مورد نیاز اندیشمندان. این نقش چیزی را ایفا کرد که در کارکردگرایی ساختاری به عنوان محیط بیرونی شناخته می شود و کودتای 1921 رخ داد و به استبداد روشنگر کمک کرد تا برای رفع نابسامانی های عملکردی نظام اجتماعی و برقراری نظم جدیدی در ایران، حکومت را در دست بگیرد.
Görüntüle Pizhūhishʹhā-yi rāhburdī-i siyāsat, 2023-04, Vol.12 (44), p.59-100
مشاهده در منبع کتابخانه سلطنتی دانمارک کتابخانه سلطنتی دانمارک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه سلطنتی دانمارک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی کتابخانه سلطنتی دانمارک

اخلال کارکردی سلطنت مشروطه و گذار به استبداد روشنگرانه: تحلیلی کارکردگرا از تغییر در روش حکومت داری

نویسنده بلقاسم شهریار، سید حسین اطهری، محسن خلیلی، مهدی نجف زاده
نوع كتاب
زبان فارسی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه سلطنتی دانمارک
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2345-6140, EISSN: 2476-6208, DOI: 10.22054/qpss.2023.69130.3082
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_f940674a64ab4b518dc7278a51c88f4e
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها بیان مسئله کودتای اسفند 1300 و ظهور رضاخان، تحت استبداد به اصطلاح روشنگری که متفکران ایرانی بدان اشاره کردند، به حکومت بیش از یک قرنی سلسله قاجار پایان داد. اگرچه سلطنت قاجار در سال 1925 به پهلوی منتقل شد، اما حکومت ایران از مارس 1921 عملاً از کنترل قاجارها خارج شد. قاجارها با به قدرت رسیدن با تاجگذاری آقا محمدخان در سال 1796، وضعیتی را به ارث بردند که حاصل حدود یک قرن درگیری و هرج و مرج در ایران بود. سلسله صفویه، به قدرت رسیدن افغانها، سلسله افشاریه، سلسله زند و بالاخره قاجاریه. شورش ها و ناامنی های همیشگی منجر به مهاجرت تعداد زیادی از اندیشمندان و حتی علمای دینی ایرانی به هند و سرزمین های عثمانی شد. همزمان با هرج و مرج در ایران قرن هجدهم، کل جهان تحولات چشمگیری را در اختراعات، اکتشافات و روش حکومت داری تجربه کرد که کاملاً مورد توجه ایران و ایرانیان قرار نگرفت. اما ثبات نسبی در دوران قاجار باعث احیای اندیشه سیاسی با تمرکز بر زمینه سازی برای تداوم و دوام دولت و دستیابی به پیشرفت در پرتو امنیت مفروض برای متفکران ایرانی نسل اول (مانند شوشتری، اصفهانی و کرمانشاهی) از تغییر در روش حکومت داری و روش متعاقب آن به عنوان روش مطالعه صلح و امنیت کشورهای مختلف یاد می شود. تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل رساله ها و سفرنامه های عصر قاجار. با مطالعه و دسته‌بندی مطالب ارائه شده توسط متفکران ایرانی و غیرایرانی در عصر قاجار، این پژوهش با تکیه بر نظریه کارکردگرایی ساختاری به بررسی علت گذار به استبداد روشنگرانه می‌پردازد. این پژوهش مبتنی بر این فرضیه است که گسست کارکردی نظام اجتماعی ایران قاجار و ناکارآمدی متعاقب آن در شیوه حکمرانی نهضت مشروطیت، اندیشمندان ایرانی را به فکر نظم نوینی برای حکومت داری در ایران انداخت. تغییر مستمر دولت ها، استانداران یا وزرا، از این رو اندیشمندان به بازسازی و اصلاح نظام حکمرانی پرداختند. با این حال، آغاز جنگ‌های روس و ایران، تلاش‌های اولیه فتحعلی‌شاه را بی‌اثر کرد و متعاقب آن، شورش‌های داخلی بی‌وقفه توجه او را به کلی از این موضوع منحرف کرد. در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه و امیرکبیر به عنوان وزیر اعظم، تلاش‌هایی برای بهبود کوتاه مدت نظام ایران و اصلاح نظام ایران انجام شد. اما ترور امیرکبیر، عهدنامه پاریس و متعاقب آن جدایی هرات، بار دیگر توجه را به شیوه حکومت داری جلب کرد. در تمام دوران سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، متفکران ایرانی بر لزوم تغییر روش حکومتی برای بهبود وضعیت زندگی ایرانیان و سامان دادن به نظام اجتماعی ایران تاکید داشتند و علیرغم تلاش‌هایی که انجام شد، اوضاع کلی از آغاز سلطنت قاجار تا پایان دوران مظفری بهبود نیافت. اگرچه هرج و مرج عمیق تر شد، اما تلاش برای اصلاحات، مفهوم سلطنت معتدل را به سلطنت مشروطه تبدیل کرد، که به طور ثمری به تأسیس شورای ملی و نوشتن قانون در پایان دوره مظفری انجامید. هدف ارائه راه حلی برای اخلال کارکردی در قدرت محدود اساسا محقق شد و منجر به شیوه جدیدی از حکومت داری در ایران شد. ب) تداوم اختلال کارکردی در حکمرانی مشروطه گزارش های مربوط به ایران در دوران مشروطه ثابت می کند که نوشداروی مشکلات ایران تأسیس مجلس یا کنترل دولت نبوده، بلکه ایجاد ساختاری جدید برای اجرای قانون اساسی می شود. در غیاب سازوکارهای اداری و قضایی. از اواسط دهه 1910، شرایط بر نیاز به یک سیستم قضایی سازمان یافته و یک دستگاه اداری واحد و یکپارچه برای رفع اختلالات عملکردی، به ویژه در بخش های اقتصادی و سیاسی تاکید کرد. این نیاز از آن رو وجود داشت که سلطنت مشروطه بدون اصلاح هرج و مرج کارکردی به استبداد مشروطه خواهان تبدیل شده بود. نتیجه گیری با به کارگیری نظریه کارکردگرایی ساختاری برای تحلیل وضعیت ایران در پایان قرن نوزدهم روشن می شود که استبداد روشنگرانه کوششی برای پایان دادن به اختلالات کارکردی نظام اجتماعی ایران در چهار بعد بود. در نتیجه هرج و مرج و درگیری مداوم در ایران قرن هجدهم، اختلال کارکردی در طول یک قرن سلطنت قاجارها به خوبی ادامه یافت و تلاش برای اصلاح یا اصلاح هر یک از ابعاد چهارگانه در ایجاد تأثیر محسوس و مثبت بر زندگی ایرانیان ناکام ماند. حفظ یا ایجاد نظم در یک نظام اجتماعی مستلزم سازگاری عملکردی نظام اجتماعی است. در این راستا انطباق دو زیر سیستم اقتصاد (با کارکرد تامین کالا و خدمات) و سیاست (با کارکرد تخصیص و تصمیم گیری) کاملا ضروری است. بررسی ایران در دوره سلطنت مشروطه نشان می دهد که انطباق خرده سیستمی بین اقتصاد و سیاست وجود نداشته است، بنابراین اختلال کارکردی در خرده نظام اقتصادی، خرده نظام سیاست را وادار به انعقاد قرارداد ایران و انگلیس در سال 1919 با هدف تامین مالی کرد. این امر خود اختلال در اساسی ترین کارکرد نظام قاجاریه ایران را آشکار می کند که با پیروی از منطق کارکردی، عدم انطباق و ناکارآمدی ابعاد دیگر را نیز به همراه داشت. تداوم وضعیت حتی در حاکمیت مشروطه در نهایت نیاز به چیزی فراتر از قانونگذاری را نشان می داد و منجر به استقرار ساختار مرکزی قدرت و تغییر مفهومی قدرتمند ژاپنی ها و محدود کردن ساختار قدرت ژاپنی ها می شود. برای انجام اصلاحات مورد نیاز اندیشمندان. این نقش چیزی را ایفا کرد که در کارکردگرایی ساختاری به عنوان محیط بیرونی شناخته می شود و کودتای 1921 رخ داد و به استبداد روشنگر کمک کرد تا برای رفع نابسامانی های عملکردی نظام اجتماعی و برقراری نظم جدیدی در ایران، حکومت را در دست بگیرد.
Görüntüle Pizhūhishʹhā-yi rāhburdī-i siyāsat, 2023-04, Vol.12 (44), p.59-100
کتابخانه سلطنتی دانمارک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه سلطنتی دانمارک شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید