ارزیابی در مورد عدم ذکر قبیله میلان/میلی در شرف نما
| عنوان | ارزیابی در مورد عدم ذکر قبیله میلان/میلی در شرف نما |
|---|---|
| نویسنده | Ercan GUMUS |
| نوع | كتاب |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2664-4673, EISSN: 2664-4681, DOI: 10.26436/hjuoz.2023.11.3.1339 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_e6c9469109864ba4be29478435ab9aae |
| محل کتابخانه | فهرست مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | عدم پرداختن به قبیله میلان در شرف نما موضوعی است که توجه بسیاری از محققین را به خود جلب می کند که به نوعی به تاریخ ایل و منطقه علاقه مند هستند. غیبت قبیله میلان در یک اثر بلندپروازانه درباره سلسله و قبایل کرد در قرن شانزدهم جای سوال دارد. پس از تثبیت سلطه امپراتوری عثمانی در ماردین و اطراف آن در قرن شانزدهم، مشخص شده است که قبیله میلان، که نام آنها به کرات در سرشماری ها (دفاتر مالیات، تحریر) دیده می شود، در ماردین و اطراف آن قوی بوده است. مشخص است که به ویژه در تاریخ 1579، اعضای فرمانروای میلان تیمار و زیامت را در ماردین و اطراف آن نجات دادند. این پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود که در شرف نما که اندکی پس از این تاریخ تکمیل شد نامی از این قبیله و حاکمان آن نیامده است. این پرسش که پاسخ آن جستجو می شود، نیازمند ارزیابی برخی احتمالات است. اول ادعایی است که قبلاً به آن پرداخته شده است و بر این اساس کنفدراسیون میلان در این دوره هنوز کانون سیاسی نبود و برخی از اعضای میلانی با نام «سیودی» در اطراف چابکچور حکومت می کردند. شرف خان در کار خود به این خاندان و قبیله پرداخت. اگر این ادعا مبنا قرار گیرد، قبیله میلان در آن زمان هنوز با نام «میل» شناخته نمی شد. از این ادعا نتیجه زیر حاصل می شود؛ سیودی ها که از اطراف سیورک آمده بودند و در چابکچور تسلط یافتند، هسته میلان را تشکیل دادند. احتمال دوم این است که چند عنوانی را که شرف خان در کارش ناقص گذاشته است به این موضوع اختصاص داد. همانطور که معلوم است در شرف نما باب های ناقصی وجود دارد. آیا قبایل میلان در عناوین گم شده گنجانده می شوند؟ یکی از ضعیف ترین احتمالات این است که شرف خان اطلاعات کافی از منطقه کویری به نام «باریه» ندارد. در واقع، چنان که به یاد خواهد آمد، بیشتر عمر خود را با صفویان در مرکز ایران گذراند و به بیتلیس که در اواخر عمرش سرزمین اجدادی او بود، بازگشت. اما معلوم است که در این دوره ایل میلان از ارتفاعات سمت وان ارزروم و آذربایجان به عنوان فلات استفاده می کرده است. بعید است که سنت تاریخ نگاری روژکان که شامل شرف خان و مورخانی مانند شکری بیتلیسی و ادریس بیتلیسی می شود، قبیله میلان را به رسمیت نشناسد. در واقع، در برخی دوره ها، کنفدراسیون های روژکان و میلان توسط دست نشاندگان خود، امپراتوری عثمانی، به کمک فراخوانده می شدند و با موقعیت های نزدیک در لشکرکشی ها شرکت می کردند. لشکرکشی بصره در جنوب در آغاز قرن هجدهم و لشکر کشی ایرانیان در شرق تا اواسط همین قرن نمونه هایی از این دست هستند. در نهایت، این واقعیت که قبیله میلان در شرف نما ذکر نشده است را باید در دگرگونی سریع سیاسی در ماهیت ساختار قبیله جستجو کرد. ساختار قبیله ای کرد، بر خلاف همسایگان عرب خود، به جای پیوندهای خونی، بر اساس عوامل سیاسی و جغرافیایی شکل گرفت. به همین دلیل، اداره و نام قبیلهای که در دورههایی از تاریخ یک ابرساختار بود، پس از مدتی کوتاه میتوانست در درون یک قدرت سیاسی دیگر با جایگاه پایینتری به حیات خود ادامه دهد. لازم به یادآوری است که عماران، یکی از قبایل میلان، کنفدراسیون بزرگی تشکیل دادند که بعداً به نام خود شناخته شد. نمونه دیگری از قبایل زیر قبیله میلان که به یک موقعیت سیاسی بزرگتر تبدیل شده اند و به عنوان یک ساختار جدید کنفدراسیونی پرسه می زنند، حسنان هستند. اقوام ایزدی مانند موسیان و شرفان که در عشایر زندگی می کردند از قبیل اقوام میلان به شمار می رفتند، نمونه های دیگری از این پدیده هستند. |
| Görüntüle | Govara zanistîn mirovayeti ya-Zankoya Zaxo, 2023-09, Vol.11 (3) |