جنبش اتحادیه کارگری در ترکیه 1980-2010
| عنوان | جنبش اتحادیه کارگری در ترکیه 1980-2010 |
|---|---|
| نویسنده | حمیدی، اسماعیل نوری |
| محل انتشار | موصل، عراق - دانشگاه موصل، دانشکده هنر |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 0378-2867, EISSN: 2664-2506 |
| شماره ثبت | cdi_emarefa_primary_1252793 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | اتحادیه سازمانی است که هدف آن حمایت از حقوق و مزایای کارگران است. اتحادیه ها در تلاش ها، ساختار، مبارزه و دفاع از حقوق کارگران با یکدیگر تفاوت دارند. مفهوم اتحادیه پس از انقلاب صنعتی در اوایل قرن نوزدهم برای حفاظت از منافع مشترک طبقات کارگر ظاهر شد. نام "اتحادیه" در فرانسه، ایتالیا و اسپانیا داده شد، سپس از کلمه "اتحادیه کارگران" استفاده شد. در بریتانیا کلمه "اتحادیه کارگری" و در آلمان کلمه "gewerkschaft" داده شد. این نام در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و ترکیه به اصطلاح «کارگر و کارفرما» تغییر یافت و پس از آن به «اتحادیه کارگران و اتحادیه کارفرمایان» تبدیل شد. مشکل تحقیق شناخت ماهیت کار اتحادیه، مراحل توسعه آن در ترکیه، ریشه های تاریخی آن و عوامل داخلی و خارجی موثر بر آن است. جنبش اتحادیههای کارگری در ترکیه یکی از نهادهای مهم حرفهای در ترکیه است و علاوه بر تأثیر آن بر روند اقتصادی، تأثیر بسزایی بر بخشهای بزرگی از مردم ترکیه دارد. از زمان تأسیس جمهوری ترکیه در سال 1923، زمانی که نقش اتحادیههای کارگری به نظارت دولت بر فعالیتهای آن محدود شد، دولتهای متوالی ترکیه را اشغال کرده است. نقش جنبش پس از دوران جمهوری اول و مراحل پس از آن به اتحادیههای کارگری تبدیل شد که هدف آن حفظ حقوق و مزایای کارگران از کاهش ساعات کار و غیره است. موضوع جنبش سندیکایی در ترکیه یکی از موضوعات مهم در تاریخ معاصر ترکیه است، زیرا این بخش بزرگ از نقش نقش مهمی در زندگی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ترکیه ایفا می کند. توسعه جنبش سندیکایی ترکیه از زمان تأسیس آن در اواخر دوره عثمانی در مراحلی بوده است، با گذر از دوران جمهوری خواهی، تحت تأثیر قوانین خودسرانه دولت های کودتای نظامی ترکیه علیه آن و علیه طبقه کارگر قرار گرفت. همچنین جنبش اتحادیههای کارگری از بیاعتمادی طبقات کارگر خود رنج میبرد، زیرا در دو گروه اخیر ترس از کمبود بیکاری که آنها را به دلیل بحرانهای اقتصادی، جهانیسازی و خصوصیسازی تهدید میکرد، تحت سلطه بود. با این حال، اتحادیه ها تلاش کردند تا وظایف خود را در قبال طبقه کارگری که نمایندگی می کردند، انجام دهند، حتی اگر آنها در حد جاه طلبی های خود نباشند. |
| Görüntüle | Ādāb al-Rāfidayn (Online), 2020, Vol.50 (81), p.417-438 |