جنبش اصلاحات و نوسازی در امپراتوری عثمانی از اواخر قرن هفدهم تا سال 1918 میلادی
| عنوان | جنبش اصلاحات و نوسازی در امپراتوری عثمانی از اواخر قرن هفدهم تا سال 1918 میلادی |
|---|---|
| نویسنده | صحیره حسین محمود |
| محل انتشار | حله، عراق - دانشگاه بابل، مرکز مطالعات فرهنگی و تاریخی بابل |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2227-2895, EISSN: 2313-0059 |
| شماره ثبت | cdi_emarefa_primary_1621420 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | از اواخر قرن هفدهم میلادی، عثمانیها، بهویژه مردان مدرنیزاسیون و اصلاحطلبی، به ضرورت اصلاحات در ساختار دولت عثمانی آگاه شدند. شکست آنها در وین در سال 1683 پس از میلاد و انعقاد صلح کوچوک-کینارجی با روسیه تزاری در سال 1774 میلادی، ثابت کرد که آنها برای بازگرداندن موقعیت قبلی خود به اصلاحات نظامی نیاز داشتند و برای برتری خود از نظر نظامی لازم بود از غرب وام بگیرند. از آنجایی که امپراتوری عثمانی از زمان تشکیل خود نظامی بود، لازم بود اصلاحاتی در بعد نظامی انجام شود و سپس به جنبه های اداری، مالی، قضایی و آموزشی روی آورد. با توجه به اهمیت این موضوع، دلیل انتخاب آن به عنوان عنوان پژوهش حقیر ماست. و تلاشی برای بررسی مسئله تحقیق با روشن کردن نقش سلاطین عثمانی و تمایل آنها به نوسازی و اصلاحات، که دریافتند امپراتوری عثمانی دیگر دولت مسلط در اروپا و شام عرب نیست، به ویژه از آنجایی که نشانههایی از ضعف و افول در بدنه امپراتوری عثمانی از اواخر قرن هفدهم میلادی، سیستم اقتصادی فاسد آن، نمایانگر نظام اقتصادی آن، از اواخر قرن هفدهم میلادی و سیستم اقتصادی فاسد آن ظاهر شد. شکست های نظامی آن بسیاری از محققان در مطالعات علمی دانشگاهی از دیدگاههای متعدد به این موضوع پرداختهاند و ما در پی آن بودهایم که همه این مطالعات را بهصورت علمی و تاریخی بخوانیم، تحلیل کنیم و تفسیر کنیم. اجازه دهید یک مطالعه جامع و جامع در مورد ماهیت جنبش اصلاحات و نوسازی در امپراتوری عثمانی داشته باشیم. این تحقیق به یک مقدمه، دو محور و یک نتیجهگیری تقسیم شد. محور اول، نخستین تلاشهای جنبش اصلاحی، از اواخر قرن هفدهم میلادی تا زمان اعلام قانون اساسی در سال 1876 میلادی را بررسی میکند. محور دوم به بررسی سازمانها و نوسازیها در امپراتوری عثمانی بین سالهای (1876-1918م) میپردازد. این تحقیق به نتایج اولیهای دست یافت، از جمله: این اصلاحات برای جلب رضایت کشورهای اروپایی در مواقع ضروری انجام شد و این اصلاحات نشاندهنده سیاست لیبرالی سلاطین خاندان عثمان نبود که با ناپدید شدن شرایطی که منجر به آن شد، این اصلاحات را رها کردند. از اواخر قرن هفدهم پس از میلاد، عثمانی ها، به ویژه مردان مدرنیزاسیون و اصلاحات، نسبت به لزوم وارد کردن مدرنیزاسیون به ساختار امپراتوری عثمانی هشدار داده شدند. شکست آنها در وین در سال 1683، صلح کوچک کینرجه با روسیه تزاری در سال 1774، ثابت کرد که آنها برای بازیابی موقعیت سابق خود به اصلاحات نظامی نیاز داشتند. آنها مجبور بودند به دلیل برتری نظامی خود از غرب نقل قول کنند. از آنجایی که امپراتوری عثمانی از بدو شکل گیری نظامی بوده است، لذا لازم بود اصلاحات و نوسازی در بعد نظامی مطرح شود و سپس به جنبه های اداری، مالی، قضایی و آموزشی پرداخت. با توجه به اهمیت این موضوع، دلیل انتخاب این عنوان برای این تحقیق است. و تلاش برای بررسی مشکل تحقیق از طریق روشن ساختن نقش رهبران عثمانی و تمایل آنها به نوسازی و اصلاحات، که دریافتند امپراتوری عثمانی دیگر بر اروپا و شام مسلط نیست، به ویژه که شکاف های ضعف و زوال در بدنه امپراتوری عثمانی که از اواخر قرن هفدهم پس از میلاد به نمایش درآمده است. و شکست های نظامی بسیاری از محققان در مطالعات علمی دانشگاهی به این موضوع پرداختهاند، از دیدگاههای مختلف، از خواندن، تحلیل و تبیین علمی و تاریخی همه این مطالعات پرهیز میکنم تا به مطالعهای آشنا و جامع در مورد ماهیت جنبش اصلاحات و نوسازی در امپراتوری عثمانی برسم. این تحقیق به یک مقدمه، دو محور و یک نتیجه تقسیم می شود. محور اول به بررسی اولین تلاشهای جنبش اصلاحی، از اواخر قرن هفدهم میلادی، تا اعلام قانون اساسی در سال 1876 میلادی میپردازد. دومین مطالعه محوری مقررات و نوسازیها در امپراتوری عثمانی را بین سالهای 1876 و 1918 بررسی میکند. این مطالعه به نتایج اولیهای رسید، از جمله: این اصلاحات برای جلب رضایت کشورهای اروپایی در مواقع ضروری انجام شد و نشاندهنده سیاست آزادیخواهانه سلاطین آل عثمان نبود که این اصلاحات را با رها کردن شرایط از بین برد. |
| Görüntüle | Majallat Markaz Bābil lil-dirāsāt al-insānīyah, 2023, Vol.13 (2), p.1093-1112 |