روابط سیاسی بین کویت و نجد در دوران حکومت شیخ مبارک الصباح 1896-1915
| عنوان | روابط سیاسی بین کویت و نجد در دوران حکومت شیخ مبارک الصباح 1896-1915 |
|---|---|
| نویسنده | روزن عارف عیسی، سعاد حسن جواد |
| محل انتشار | موصل، عراق - دانشگاه موصل، دانشکده هنر |
| نوع | كتاب |
| زبان | ara,eng |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 0378-2867, EISSN: 2664-2506 |
| شماره ثبت | cdi_emarefa_primary_1280591 |
| محل کتابخانه | فهرست مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | در زمان حکومت شیخ مبارک الصباح، روابط سیاسی امارت کویت و نجد دو مرحله را طی کرد. مرحله اول در سال 1896 آغاز شد و در سال 1905 به پایان رسید. روابط سیاسی روشن و خوب بود و هر دو از یکدیگر سود می بردند. منافع آنها در برابر دشمنشان (الرشید)، متحد امپراتوری عثمانی مشترک بود. شیخ مبارک الصباح از زمان پناهندگی امام عبدالرحمن بن سعود و پسرش شاهزاده عبدالعزیز بن سعود به دلیل اختلاف با نجد از نجد به کویت حمایت می کرد. الرشید با هر آنچه داشت، به دلیل موقعیت برجسته ای که نزد انگلیسی ها داشت، به واسطه معاهده حفاظتی بریتانیا که در سال 1899 بین آنها منعقد شد، علاوه بر تأمین مالی و تجارب نظامی، شروع به تثبیت موقعیت بین المللی خود کرد تا اینکه توانست ریاض را که نقطه برجسته ای در تاریخ نجد بود، فتح کند. در مورد دوره دوم، روابط بین شیخ مبارک الصباح و شاهزاده عبدالعزیز بن سعود به دلیل جاه طلبی آنها برای نفوذ در منطقه خلیج فارس متشنج شد. شیخ مبارک الصباح سیاست دوگانه ای را با خاندان الرشید دنبال کرد. سعود از یک سو و آل راشد از سوی دیگر، به ویژه پس از آن که شاهزاده عبدالعزیز بن سعود توانست در سال 1905 پس از آشکار شدن علائم اختلاف بین شیخ مبارک الصباح و شاهزاده عبدالعزیز بن سعود، به نوعی با آل راشد در مورد (استان قاسم) به تفاهم برسند و وخامت اوضاع در سال 19 و بیشتر افزایش یافت. و پس از آن کنفرانس صبیحه با امپراتوری عثمانی در سال 1914 تشکیل شد که در آن شیخ مبارک تلاش زیادی برای خنثی کردن وی انجام داد و با وجود آن، دو طرف بدون وساطت شیخ مبارک الصباح به مذاکرات ادامه دادند و در نتیجه اتخاذ این سیاست توسط این دو طرف، شیخ مبارک مخالفت خود را قبل از مخالفت دو طرف از دست داد. و علیرغم تنش حاکم، رقابت بین آنها دیپلماتیک باقی ماند و به مرحله تهدید یا نیاز به دخالت شخص ثالث برای آرام کردن اوضاع بین آنها نرسید و تنش بین آنها تا زمان مرگ شیخ مبارک الصباح در سال 1915 ادامه یافت. مرحله اول در سال 1896 آغاز شد و در سال 1905 به پایان رسید. هنگامی که روابط سیاسی روشن و خوب بود، هر دو از یکدیگر سود می بردند. منافع مشترک آنها علیه دشمنشان «خاندان رشید» بود که مورد حمایت امپراتوری عثمانی بود. امام عبدالرحمن بن سعود و پسرش شاهزاده عبدالعزیز بن سعود از زمانی که از نجد به کویت گریختند نتیجه اختلافشان با الرشید بود. با متصرفات شیخ مبارک الصباح، که شروع به تضمین روابط بینالمللی او کرد که توسط معاهده حفاظتی بریتانیا که در سال 1899 بین آنها منعقد شد، حمایت شد. در مرحله دوم، روابط بین شیخ مبارک الصباح و شاهزاده عبدالعزیز بن سعود به دلیل نفوذ بلندپروازی آنها در منطقه خلیج فارس تیره شد. شیخ مبارک الصباح سیاست دوگانه ای را با خاندان آل سعود از یک سو و خاندان آل راشد از سوی دیگر دنبال کرد، به ویژه زمانی که شاهزاده عبدالعزیز بن سعود در سال 1905 موفق شد با آل راشد در استان قاسم به تفاهم متقابل برسد، زمانی که علائم اختلاف بین عبدالعزیز و شاهزاده مباح ظاهر شد. این وخامت زمانی بیشتر و بیشتر آشکار شد که الاحساء در سال 1913 موفق شد الاحساء را تصرف کند. سپس کنفرانس الصبیحه با امپراتوری عثمانی در سال 1914 برگزار شد، جایی که شیخ مبارک الصباح تلاش زیادی برای ناکام گذاشتن کنفرانس انجام داد. با وجود این، مذاکرات دو طرف بدون وساطت شیخ مبارک الصباح ادامه یافت. در نتیجه همفکران این سیاست، شیخ مبارک الصباح با وجود تنش حاکم، اعتبار خود را در برابر دو طرف درگیری در نجد از دست داد. رقابت بین آنها دیپلماتیک باقی ماند و به مرحله تهدید یا الزام به ورود شخص ثالث برای آرام کردن اوضاع بین آنها نرسید. علاوه بر آن، تنش بین آنها حاکم بود تا اینکه شیخ مبارک الصباح در سال 1915 درگذشت. |
| Görüntüle | Ādāb al-Rāfidayn (Online), 2021, Vol.51 (86 (sup)), p.289-330 |