تأملاتی در مورد انحلال قوه قضائیه در مطبوعات عصر رضاشاه (1925-1927)
| عنوان | تأملاتی در مورد انحلال قوه قضائیه در مطبوعات عصر رضاشاه (1925-1927) |
|---|---|
| نویسنده | مسلم شث، جهبد منصورباخا |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2008-6253, EISSN: 2476-3306, DOI: 10.22108/jhr.2020.120537.1892 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_9ef1f174934f4e9584cc67d739bdd5e0 |
| محل کتابخانه | فهرست DOAJ از مجلات دسترسی آزاد، جستجوی آکادمیک EBSCOhost کامل شد |
| یادداشتها | چکیده آشنایی ایرانیان با نظام های سیاسی و قضایی اروپا (در قرن سیزدهم هجری قمری / 19 م) و شاهد وضعیت قانون با تلاش آنان در عصر مشروطیت مثمر ثمر بود. اما چالش بین شرع و عرف و قواعد دست و پا گیر کاپیتولاسیون باعث شد تا از طریق موضوع جدیدی به نام انحلال مبدأ و پیگیری مطبوعات و نگارش آن، اندیشه اصلاح قضایی پدید آید. با فرض تمسک به این ماده، اکثریت آنها با موضع گیری مشترک با قوه قضائیه مخالفت کردند. و با گسترش آگاهی عمومی، دستیابی به یک دستگاه قضایی جدید را ممکن کردند. یافتههای این پژوهش بر اساس روش تحلیل محتوا نشان داد که داور با حمایت رضاشاه، مجلس و مطبوعات دو هدف اصلی را دنبال میکرد: حذف روحانیون از دستگاه قضا و نوسازی دادگستری مبتنی بر تمدن غرب. او موفق به نوسازی سازمان اداری، ثبت اسناد و املاک و تدوین قانون مدنی شد. اما او در هماهنگی با فقه اسلامی ناتوان بود. مطبوعات برای کسب مشروعیت، انعکاس انحلال قضایی، همسویی با پروژه های رضاشاه و حمایت از داور، در بستر حوادث و نظریه پردازی نوسازی قضایی و ناکافی بودن منابع اصلی محدود این دوره انتخاب شدند. مقدمه شکست نظامی ایران از روسیه در پایان قرن (13ق/19م) و ایجاد نظام تسلیم و گسترش روابط با اروپا و مشاهده شکاف تمدنی، ایرانیان را با مشکل جدی عقب ماندگی مواجه کرد. برای حل این مشکل، روشنفکران حکومت به مفهوم حکومت مبتنی بر قاعده متوسل شدند. بنابراین تلاش برای تغییر شیوه حکومت داری با پویایی عدالت به انقلاب مشروطه انجامید که نه تنها باورهای دینی را به چالش کشید بلکه با عدم پاسخگویی به مطالبات مردم و ناامنی، استبداد نورانی را به وجود آورد. داور با حمایت رضاشاه و مطبوعات موفق شد کاپیتولاسیون را به عنوان پیش شرط انحلال قوه قضائیه و بازسازی آن لغو کند. مواد و روشها این پژوهش بر اساس تحلیل محتوای سخنرانی که استنتاجی مکرر و معتبر از محتوای پنهان دادهها و پیامهای ارتباطی است و درک واقعبینانه از متن مطبوعات پرمخاطب در توافق با نوسازی قضایی است. این پژوهش با استفاده از منابع دست اول از جمله کتاب ها، خاطرات و مقالات مطبوعات دوره رضاشاه که توسط مقامات، مدیران مطبوعات، نمایندگان، مذاکره کنندگان و قوانین مصوب مجلس نوشته شده است، به بررسی انحلال کاپیتولاسیون، قوه قضائیه و مطبوعات پرداخته است. بحث و نتایج: نظام قضایی قاجار بر اساس عرف و قانون، تا دهه اول ناصری بدون مرز و با احکام نسخ و منسوخ در دست مردم حکومت میشد. اولین گام اصلاحات قضایی در ایران با محاکمه عباس میرزا آغاز شد. میرزا تقی خان (امیر کبیر) این عمل را با رفع شکنجه و رفع معافیت از احکام آن ادامه داد. ساختار قوه قضائیه توسط سپهسالار با نهی از مجازات ناعادلانه و محدودیت اختیارات حاکمان و انتشار روزنامه وقایع عدلیه که منجر به تضعیف محاکم شرعی شد، تأسیس شد. اما دیکتاتوری ناصری همچنان فاقد عدالت و قانون بود. تا اینکه ضعف مظفرالدین شاه و افزایش مطالبات مردم آنها را به انقلاب مشروطه کشاند. آشنایی با قوانین ملل مترقی و انتشار روزنامه های متعدد و دیدگاه های انتقادی، خشونت عین الدوله و نفوذ سفیران انگلیس و عثمانی، شاه را به صدور فرمان مشروطیت ترغیب کرد. با تأسیس دادگاه عدلیه، احکام شرعی دوباره ظهور کرد. انتظار می رفت که قوه قضائیه بر اساس قانون اساسی تنظیم شود، اما شاه همچنان فعال بود. روشنفکران با استقرار اصول عرفی در مجلس، اختیارات سلطنتی را محدود کردند و عرف و شرع را به چالش کشیدند. در نهایت این امر منجر به درگیری بین بهبهانی ها و آشتیانی ها با داور شد و با عقب نشینی بهبهانی ها به پایان رسید. اگرچه روند سکولاریزاسیون در عصر مشیرالدوله دنبال شد، اما قوه قضائیه مشروطه به دلیل اینکه مجلس جای عدالت را گرفته بود با مشکلات عدیده ای از جمله ناکارآمدی، ناآگاهی مردم و بی کفایتی نمایندگان مجلس مواجه شد که با اعتراض نمایندگان مواجه شد. کار به جایی رسید که از قوه قضائیه اطاعت نکردند. بنابراین لازم بود داور آن را تصحیح کند که متأثر از مدرنیسم اروپایی و قوانین فرانسه و آلمان بود. رضاشاه و داور هر دو به دنبال اصلاح قوه قضائیه مانند مدل اروپایی بودند. از این رو داور با حمایت رضاشاه و تصویب قدرت ویژه مجلس و با کمک مطبوعات که تنها وسیله ارتباطی جدید پس از مشروطه بود، مرتباً اخبار مختلف را به اطلاع مردم می رساند و راه را برای نوسازی هموار می کرد. داور به نفع بیگانگان به دنبال لغو کاپیتولاسیون بود که لازمه انحلال قوه قضائیه بود. و مطبوعات نارضایتی مردم را با انتقاد از بیگانگان و کاپیتولاسیون و قاجاریه و سنت گرایی و نیز تعریف و تمجید داور به بهترین شکل به تصویر کشیدند که منجر به تجدید نظر در نیروی انسانی (قضات) و تصویب قانون مدنی شد که منجر به عزل روحانیون از مناصب قضایی و محدودیت شدید محاکم شرعی گردید. اگرچه حوزه فعالیت روحانیون محدود به ازدواج و طلاق بود، اما تعدادی از علمای صاحب نفوذ توانستند جایگاه خود را در قوه قضائیه جدید حفظ کنند و نه تنها نفوذ خود را از دست ندادند، بلکه بر اعتبارشان افزودند. نتیجه گیری داور با حمایت رضاشاه و تکیه بر مطبوعات و راه اندازی موج احساسات ملی گرایانه به عنوان مؤثرترین حربه، افکار عمومی را اقناع کرد و با اصرار روشنفکران و مطالبات مردم زمینه انحلال دادگستری را فراهم کرد. او تحت تأثیر قوانین غربی قرار گرفت و در مدرنیزه کردن عدالت، تمرکز بر توسعه انسانی، تدوین قوانین مدنی و محدود کردن حاکمیت قانون موفق شد. اما رضاشاه در ایجاد یک دادگستری کارآمد، مستقل و غیرفعال ناموفق بود. او انتظاراتی را برای مردم ایجاد کرد که حکومت پهلوی قادر به برآوردن آن نبود. |
| Görüntüle | Nashriyyah-i pizhūhishhā-yi tārīkhī, 2020-03, Vol.12 (1), p.77-94 |