تاریخچه رزیدودین / تاریخچه اقامت

عنوان تاریخچه رزیدودین / تاریخچه اقامت
نویسنده ميرزا ​​حيدر دوگلات ميرزا ​​محمد حيدر كورگان ب. محمد حسین بن. محمد حیدر بن. امیر کبیر سعید علی بن. امیر احمد بن. حدیداد ب. Emir Bulacı (متولد 905 / 1499-1500 م. 958 / 1551)
تاریخ انتشار: 06/06/2022
موضوع ادبیات مکتوب / دیوان ادبیات - vakayinâme
نوع كتاب
زبان فارسی
دیجیتال خیر
نسخه خطی خیر
کتابخانه: فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت tarih-i-residuddin-tarih-i-residi-tees-1709
تاریخ قرن شانزدهم
یادداشت‌ها وقایع نگاری به فارسی بین سالهای 1541 تا 1547 توسط سرباز، دولتمرد و مورخ میرزا محمد حیدر نوشته شده است تا تاریخ اجدادش فراموش نشود. از یافته‌های دست‌نوشته‌ها فهمیده می‌شود که این اثر بعداً توسط راوی به چاگاتایی ترجمه شده است (توگان 1937: 985-89).  این اثر که جنبه‌های ناشناخته جوامع آسیای مرکزی و گذشته مردم قزاق را توصیف می‌کند (کلیمبتوف، 2010: 322)، به عبدالرشید، دومین خان سلسله سعیدیه، که به عنوان رهبر مغولان در پذیرش دین اسلام شناخته می‌شود، تقدیم شد (Duglat 2006:9:9:9,11,11:13). 26; Iskakova 2019: 66). ریو (1879: 166) با بیان اینکه این اثر تاریح رشیدی نامیده می شود، با اشاره به عبدالرشید، دلایل احتمالی دیگری را که باعث می شود این اثر شناخته شود را اینگونه توضیح می دهد: «1. به دلیل نام شیخ ارشدالدین که طغلق تیمور را متقاعد کرد که مسلمان شود، 2. زیرا «خانروش، مردم را به سمت راست هدایت می کند» اسلام می‌گوید: نام واقعی نویسنده‌ای که لقب گورگان خان را دریافت کرده است (Esin, 1973: 173) زمانی که به فرمانروای مغول، سعید خان در فرغانه معروف است 2006: 319: «پدر او محمد حسین کورگن» (Konukçu 1998: 30) از بستگان بابیر از مادرش، Hub Nigar Hanım (تامیر 2019: 11) است. بخش اول به تاریخ سلسله چگاتای از آغاز سلطنت طغلق تیمور (748/1347-1348) تا زمان عبدالرشید مسلط کنونی می پردازد. این مکان جایی است که مورخ آنچه را که «تاریخ واقعی» می‌خواند، وقایعی که ندیده است، گردآوری می‌کند. در 951/1544-953/1547 نوشته شده است. نوشتن گذشته تلاشی است که به شجاعت نیاز دارد. نویسنده که نتوانست «استعداد و مهارت کافی» (Duglat 2006: 320) برای این کار بیابد، قسمت دوم را پیش از این نوشته است. قسمت 2. آنها روایاتی هستند درباره هر آنچه نویسنده درباره خود و سلاطین و خان های ازبک ها، چاغاتایی ها و دیگران می بیند و می داند (دوگلات 2006: 163-164). در 948-950/1541-1544 نوشته شده است. این مکان "با تولد شروع می شود"؛ با صحبت در مورد حمله دوم کشمیر در 2 اوت 1541 به پایان می رسد» (2006: 37-38). توگان بیان می کند که روند ناتمام در تاریح رشیدی در اثری به نام تاریح شاه محمود چوراس که به فارسی توسط میرزا شاه محمود چوراس نوشته شده است (1985: 223) ادامه دارد. در اثری که به دلیل گرایش های ادبی به زبان فارسی و به سبک صیقلی نوشته شده است، گاه دوبیتی و گاه نقل قول هایی از قرآن به دلیل تأیید بیان آمده است. نقل قول هایی از منابع معروف نوشته شده توسط مورخان و دانشمندانی که «حکیمان ماوراءالنهر و خراسان و عراق را که تاریخ ممالک خود را نوشته اند» نوشته اند. اینها عبارتند از: «... Zafernâme، Târîh-i Manzum اثر Mevlânâ Abdürrezzak و Mücmeü't-/Câmiü't-Tevârih اثر Hoca Reşidüddin» (Duglat 2006: 320). مثلاً «تاریخ مغولان و خان ​​ها از چنگیز خان تا توغلو تیمورخان» را می گویند. از کتاب ظفرنامه برای موضوعات پس از مرگ تیمور استفاده شده است. یادداشت‌های مسافران برای توصیف کشورهایی که اکسپدیشن در آن‌ها برگزار شده بود و برای اعلام آب و هوا و ویژگی‌های جغرافیایی استفاده می‌شد. از منابع شفاهی برای معرفی «الهام‌بخشان و استادان بیان» محترم آن دوره استفاده شد. این اطلاعات در میان موضوعات نظامی "فشرده" شد. 2010: 54). به عنوان مثال، نویسنده که با «دونکانا» که مردم آن را امام خوانده اند، از طریق مترجم ملاقات کرده است (دوگلات 2006: 584-585)، برداشت های خود را همان طور که بوده می نویسد. نویسنده که منابع را با نگرش پرسشگرانه اسکن کرده است، یافته ها را با توجه خود مقایسه کرده است (Taştekin 2019: 306-307). او ایرادات را، در صورت وجود، به وضوح بیان کرده است، مانند مثال «او آن را از مسافران غیر کنجکاو گردآوری کرد، دلیل ناقص بودن روایات او به همین دلیل است» (دوگلات 2006: 600). اما نگارنده به ترتیبات تاریخی و روابط علت و معلولی بین موضوعات در تالیف پرونده توجهی نکرده است. وی استناد به دانش بزرگان را «منابع معتبر مغولی» دانسته است (1385: 320). تاشتکین استدلال می کند که این نگرش حقیقت را نقض نمی کند، زیرا راوی تاریخ تبارشناسی خود را می نویسد. نویسنده که برای موثق ساختن نوشته های خود از مبالغه پرهیز می کند، از اعتراف به ضعف خود در معنای ادبی ابایی نداشت. این اثر که تصور می‌شود «مشارات خلاقانه‌ای در شکل‌گیری نظریه‌های جدید» ارائه می‌کند (بریل 2019: 118)، حتی امروزه نیز کانون توجه بی‌پایان است، زیرا به روش و سبکی متفاوت از تاریخ‌نگاری متعارف نوشته شده است. نسخه های آن در بسیاری از کتابخانه های جهان ثبت شده است. وقتی فهرست و تحقیق بررسی می شود، گفته می شود که تعداد نسخه های اثر غنی و متنوع است و «بیش از سی» است (Sultanov 1997: 17) 2014: 22). نسخه‌های خطی دیگری به زبان ترکی و فارسی در روسیه - St. کتابخانه پترزبورگ و کتابخانه‌ها و موزه‌های کشمیر و سایر کشورها (2014: 22) یا در مراکزی مانند دانشگاه لاهور پنجاب، دفتر هند، کلکته (Tamir 2019: 17). از جمله نسخه هایی که در اختیار شخصی شخصی در کمبریج است (پروفسور کاول) و دست نوشته های ترکی گمشده در انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارج از کشور (Karatay, 2006: 21-22). یکی از نسخه های خطی ترکی ترجمه ای است که به دستور قاضی کاشغر یونس تکیبک بن اسکندربیک بن امین حجه انجام شده است. تنها نسخه ای از این اثر ترجمه شده توسط (1725-1849) در مؤسسه نسخه های خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در پترزبورگ به ثبت رسیده است (Muginov 1962: 38-39؛ Jemeney 2014: 23). ترجمه ای به زبان چاگاتای متعلق به هاسه محمد شریف است. این اثر سال های 1837-1838 (جلیلوف، کاواهارا، سوادا، شینمن و هوری) را پوشش می دهد. 2008: 3-4). اثر ترجمه ترکی شماره 40-190 تعداد صفحات 146 توسط محمد نیاز بن عبدالغفور از فارسی در موزه قلعه سرخ هند ساخته شده است. تاریخ نسخه آن محمد محتار یارکندی (ح. 1314-1320/ م. تاریخ ترجمه اثر ثبت شده به عنوان 1896-1902) یافت نشده است (Esin 1973: 174) وقایع نگاری که «منبع درجه یک برای تاریخ ماوراءالنهر» تلقی می شود. ترجمه هایی به زبان های دیگر جهان، و بسیاری از بخش های کتاب به طور کلمه به کلمه در روسیه منتشر شده است (بارتولد 1987: 388، ترجمه های قزاقستانی و انگلیسی نیز وجود دارد) N. Elias (Barthold 1987: 388) در این تحقیق، راس بر روی نسخه ای که نویسنده به زبان ترکی نوشته شده است، تکیه کرده است. ساکنان آنجا مغول نامیده می شدند" (1996: 8). ترجمه تاکستون در سری زبان ها و تمدن های خاور نزدیک منتشر شد که یکی از آثار مهم ترکیه بر اساس کار راس است. ترجمه ای است؛ مترجم آن عثمان کاراتای (2006) است. Muhammed Sâdık Kâşgarî برای شرح حال نویسنده، به «Mîrza Muhammed Haydar Köregan, Haydar Mirzâ Duglat» مراجعه کنید.
ISBN 978-9944-237-87-1
Madde Yazarı Doç. Dr. Rabia şenay şişman
Alfabesi Arap
Yapısı Mensur
Niteliği Telif
Kaynakça Barthold. W (1987).İslâm Ansiklopedisi. İslâm Âlemi Tarih, Coğrafya, Etnografya ve Biyografya Lugati.c. 5/1. 2001. s.388. MEB/Milli Eğitim Bakanlığı Devlet Kitapları. Brill, Henry Dickie (2019).The “Grave Task” of Writing Turko-Mongol History: Mirza Haydar Dughlat as a Historian. A thesis presented for The A. B. Degree with Honors in History. Digital Kenyon College.Library and Information Services. https://digital.kenyon.edu/honorstheses/239/ Duglat, Mirzâ Haydar (2006).Tarih-i Reşîdî, Geride Bıraktıklarımızın Hikâyesi. İngilizce çev. E. Denison Ross, Türkçe çev. Osman Karatay. İstanbul: Selenge Yayınları. Elias, N.; Ross, E. Denison (1895).The Tarikh-i Rashidi of Mirza Muhammed Haidar Dughlat, A History of The Moghuls of Central Asia. An English Version Edited with Commentary Notes, and Map by N. Elias, Translated by E. Denison Ross. First published 1895, Second Edition 1898, New imperssion 1972. London: Curzon Press. New York: Barnes and Noble. 1895. Esin, Emel (1973). "Resimli Bir Han Silsilenamesi. Son Çağatay Devrinde Doğu Türkistan’da Resimli Bir Han Silsilenâmesi (Prof. Zeki Velidî Togan’ın İran’da Bulduğu Bir Yazma)".İslâm Tetkikleri Enstitüsü Dergisi. C.V. Cüz. 1-4: 171-203. http://tekesin.org.tr/son-cagatay-devrinde-dogu-turkistandan-resimli-bir-han-silsilenamesi-prof-zeki-velidi-toganin-iranda-buldugu-bir-yazma/ Iskakova, Z. Ye. (2019). "Mîrzâ Muhammad Haidar Dughlat and His “Târîh-i Rashîdî” as a Source For The History of The Kazakh Khanate. IV"Scientific Journals Al-Farabi Kazakh National University. Central Asian Journal of Social Sciences vand Humanities.v.2. No 1 (2016). s.65-69. Jalilov, A. Kawahara, Y. , Sawada, M., Shinmen, Y., Hori, S. (2008).Addendum to Târîkh-i Rashîdî Translation and Annotation with Introduction and Indexes. Tokyo: NIHU Program in Islamic Area Studies, The University of Tokyo. http://www.l.u-tokyo.ac.jp/tokyo-ias/nihu/publications/cers09/cers09_fulltext.pdf Jemeney, İslam (2014). "Tarih-i Reşidi: Tercümeleri ve El Yazma Nüshaları Hakkında".Gazi Türkiyat Türkoloji Araştırmaları Dergisi.Bahar. s. 21-27. 2014. Kelimbetov, Nemat. (2010).Türk Halklarının Ortak Edebî Eserleri (Eseri Çev. Abdulvahap Kara).İstanbul: Selenge Yayınları. Konukçu, Enver (1998). "Haydar Mirza".Türk Diyanet Vakfı İslâm Ansiklopedisi/DİA. c. 17. s.29-30. Muginov, Abdulladzhan Muginovich. (1962).Uygurskih Rukopisey İnstituta Narodov Azii,Moskova: İzdatel’stvo Bostoçnoy Literaturi. Rieu, Charles. (1897).Catalogue of The Persian Manuscripts in The British Museum. I. Volume. Printed by Order of The Trustees. Storey, C. a. (1936).Persian Literature A Bio-Bibliographical Survey. Section II.London: Luzac-Co Sultanov. T. I. (1997). "Turkic Versions of The Târîkh-i Rashîdî in The Manuscript Collection of The Saint. Petersburg Branch of The Institute of Oriental Studies. Manuscripta Orientalia International Journal for Oriental Manuscript Research".Russian Academy of Sciences The Institute of Oriental Studies Saint.Petersburg Branch. Vol. 3/4 s. 17-29. Tamir, Nuray (2014). "Son Dönem Çağatay Türkçesinde Tercüme Faaliyetleri ve Târîh-i Reşîdî Tercümesi”.7. Uluslararası Dünya Dili Türkçe Sempozyumu Bildirileri, Fırat Üniversitesi/ Elazığ 16-18 Ekim2014, II. C. Fırat Üniversitesi Basımevi. s. 645-656. Tamir, Nuray. (2019).Muhammed Sâdık Kâşgarî’nin Târîh-i Reşîdî Tercümesi Defter-i Evvel (İnceleme-Metin-Dizin)(Yayımlanmamış Doktora Tezi). Ankara Hacı Bayram Veli Üniversitesi Lisansüstü Eğitim Enstitüsü. Taştekin, Serap (2010).Bir Tarihçi Olarak Mirza Haydar Duglat.(Yayımlanmamış Yüksek Lisans Tezi). Sakarya Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü. Thackston, W. M. (1996).Mirzâ Haydar Dughlat’s Tarikh-i-Rashidi A History of The Khans of Moghulistan. English Translation-Annotation II-III/ Mirzâ Haydar Duglat, Târîh-i Reşîdî Moğulistan Hanlarının Tarihi. Harvard Üniversitesi, Yakındoğu Dilleri ve Medeniyetleri Bölümü. Togan, Z. V. (1937). Ein Türkisches Werk Von Haydar-Mirza Daughlat,s. 985-989. London: University of London. Togan, Z. V. (1985).Tarihte Usûl.İstanbul: Edebiyat Fakültesi Basımevi. Urunbayeva A., Jalilova R. P. , Epifanova L. M. (1999).A. Muhammed Haidar Dulati. Tarikh-i Rashidi. İntroduction. Translation from Persian.–Sanat-. P. 21
Atıf Bilgileri şişman, rabia şenay. "TÂRÎH-İ REŞÎDÜDDÎN / TÂRÎH-İ REŞÎDÎ".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/tarih-i-residuddin-tarih-i-residi-tees-1709. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].
مشاهده در منبع فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی

تاریخچه رزیدودین / تاریخچه اقامت

نویسنده ميرزا ​​حيدر دوگلات ميرزا ​​محمد حيدر كورگان ب. محمد حسین بن. محمد حیدر بن. امیر کبیر سعید علی بن. امیر احمد بن. حدیداد ب. Emir Bulacı (متولد 905 / 1499-1500 م. 958 / 1551)
تاریخ انتشار 06/06/2022
موضوع ادبیات مکتوب / دیوان ادبیات - vakayinâme
نوع كتاب
زبان فارسی
دیجیتال خیر
نسخه خطی خیر
کتابخانه فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت tarih-i-residuddin-tarih-i-residi-tees-1709
تاریخ قرن شانزدهم
یادداشت‌ها وقایع نگاری به فارسی بین سالهای 1541 تا 1547 توسط سرباز، دولتمرد و مورخ میرزا محمد حیدر نوشته شده است تا تاریخ اجدادش فراموش نشود. از یافته‌های دست‌نوشته‌ها فهمیده می‌شود که این اثر بعداً توسط راوی به چاگاتایی ترجمه شده است (توگان 1937: 985-89).  این اثر که جنبه‌های ناشناخته جوامع آسیای مرکزی و گذشته مردم قزاق را توصیف می‌کند (کلیمبتوف، 2010: 322)، به عبدالرشید، دومین خان سلسله سعیدیه، که به عنوان رهبر مغولان در پذیرش دین اسلام شناخته می‌شود، تقدیم شد (Duglat 2006:9:9:9,11,11:13). 26; Iskakova 2019: 66). ریو (1879: 166) با بیان اینکه این اثر تاریح رشیدی نامیده می شود، با اشاره به عبدالرشید، دلایل احتمالی دیگری را که باعث می شود این اثر شناخته شود را اینگونه توضیح می دهد: «1. به دلیل نام شیخ ارشدالدین که طغلق تیمور را متقاعد کرد که مسلمان شود، 2. زیرا «خانروش، مردم را به سمت راست هدایت می کند» اسلام می‌گوید: نام واقعی نویسنده‌ای که لقب گورگان خان را دریافت کرده است (Esin, 1973: 173) زمانی که به فرمانروای مغول، سعید خان در فرغانه معروف است 2006: 319: «پدر او محمد حسین کورگن» (Konukçu 1998: 30) از بستگان بابیر از مادرش، Hub Nigar Hanım (تامیر 2019: 11) است. بخش اول به تاریخ سلسله چگاتای از آغاز سلطنت طغلق تیمور (748/1347-1348) تا زمان عبدالرشید مسلط کنونی می پردازد. این مکان جایی است که مورخ آنچه را که «تاریخ واقعی» می‌خواند، وقایعی که ندیده است، گردآوری می‌کند. در 951/1544-953/1547 نوشته شده است. نوشتن گذشته تلاشی است که به شجاعت نیاز دارد. نویسنده که نتوانست «استعداد و مهارت کافی» (Duglat 2006: 320) برای این کار بیابد، قسمت دوم را پیش از این نوشته است. قسمت 2. آنها روایاتی هستند درباره هر آنچه نویسنده درباره خود و سلاطین و خان های ازبک ها، چاغاتایی ها و دیگران می بیند و می داند (دوگلات 2006: 163-164). در 948-950/1541-1544 نوشته شده است. این مکان "با تولد شروع می شود"؛ با صحبت در مورد حمله دوم کشمیر در 2 اوت 1541 به پایان می رسد» (2006: 37-38). توگان بیان می کند که روند ناتمام در تاریح رشیدی در اثری به نام تاریح شاه محمود چوراس که به فارسی توسط میرزا شاه محمود چوراس نوشته شده است (1985: 223) ادامه دارد. در اثری که به دلیل گرایش های ادبی به زبان فارسی و به سبک صیقلی نوشته شده است، گاه دوبیتی و گاه نقل قول هایی از قرآن به دلیل تأیید بیان آمده است. نقل قول هایی از منابع معروف نوشته شده توسط مورخان و دانشمندانی که «حکیمان ماوراءالنهر و خراسان و عراق را که تاریخ ممالک خود را نوشته اند» نوشته اند. اینها عبارتند از: «... Zafernâme، Târîh-i Manzum اثر Mevlânâ Abdürrezzak و Mücmeü't-/Câmiü't-Tevârih اثر Hoca Reşidüddin» (Duglat 2006: 320). مثلاً «تاریخ مغولان و خان ​​ها از چنگیز خان تا توغلو تیمورخان» را می گویند. از کتاب ظفرنامه برای موضوعات پس از مرگ تیمور استفاده شده است. یادداشت‌های مسافران برای توصیف کشورهایی که اکسپدیشن در آن‌ها برگزار شده بود و برای اعلام آب و هوا و ویژگی‌های جغرافیایی استفاده می‌شد. از منابع شفاهی برای معرفی «الهام‌بخشان و استادان بیان» محترم آن دوره استفاده شد. این اطلاعات در میان موضوعات نظامی "فشرده" شد. 2010: 54). به عنوان مثال، نویسنده که با «دونکانا» که مردم آن را امام خوانده اند، از طریق مترجم ملاقات کرده است (دوگلات 2006: 584-585)، برداشت های خود را همان طور که بوده می نویسد. نویسنده که منابع را با نگرش پرسشگرانه اسکن کرده است، یافته ها را با توجه خود مقایسه کرده است (Taştekin 2019: 306-307). او ایرادات را، در صورت وجود، به وضوح بیان کرده است، مانند مثال «او آن را از مسافران غیر کنجکاو گردآوری کرد، دلیل ناقص بودن روایات او به همین دلیل است» (دوگلات 2006: 600). اما نگارنده به ترتیبات تاریخی و روابط علت و معلولی بین موضوعات در تالیف پرونده توجهی نکرده است. وی استناد به دانش بزرگان را «منابع معتبر مغولی» دانسته است (1385: 320). تاشتکین استدلال می کند که این نگرش حقیقت را نقض نمی کند، زیرا راوی تاریخ تبارشناسی خود را می نویسد. نویسنده که برای موثق ساختن نوشته های خود از مبالغه پرهیز می کند، از اعتراف به ضعف خود در معنای ادبی ابایی نداشت. این اثر که تصور می‌شود «مشارات خلاقانه‌ای در شکل‌گیری نظریه‌های جدید» ارائه می‌کند (بریل 2019: 118)، حتی امروزه نیز کانون توجه بی‌پایان است، زیرا به روش و سبکی متفاوت از تاریخ‌نگاری متعارف نوشته شده است. نسخه های آن در بسیاری از کتابخانه های جهان ثبت شده است. وقتی فهرست و تحقیق بررسی می شود، گفته می شود که تعداد نسخه های اثر غنی و متنوع است و «بیش از سی» است (Sultanov 1997: 17) 2014: 22). نسخه‌های خطی دیگری به زبان ترکی و فارسی در روسیه - St. کتابخانه پترزبورگ و کتابخانه‌ها و موزه‌های کشمیر و سایر کشورها (2014: 22) یا در مراکزی مانند دانشگاه لاهور پنجاب، دفتر هند، کلکته (Tamir 2019: 17). از جمله نسخه هایی که در اختیار شخصی شخصی در کمبریج است (پروفسور کاول) و دست نوشته های ترکی گمشده در انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارج از کشور (Karatay, 2006: 21-22). یکی از نسخه های خطی ترکی ترجمه ای است که به دستور قاضی کاشغر یونس تکیبک بن اسکندربیک بن امین حجه انجام شده است. تنها نسخه ای از این اثر ترجمه شده توسط (1725-1849) در مؤسسه نسخه های خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در پترزبورگ به ثبت رسیده است (Muginov 1962: 38-39؛ Jemeney 2014: 23). ترجمه ای به زبان چاگاتای متعلق به هاسه محمد شریف است. این اثر سال های 1837-1838 (جلیلوف، کاواهارا، سوادا، شینمن و هوری) را پوشش می دهد. 2008: 3-4). اثر ترجمه ترکی شماره 40-190 تعداد صفحات 146 توسط محمد نیاز بن عبدالغفور از فارسی در موزه قلعه سرخ هند ساخته شده است. تاریخ نسخه آن محمد محتار یارکندی (ح. 1314-1320/ م. تاریخ ترجمه اثر ثبت شده به عنوان 1896-1902) یافت نشده است (Esin 1973: 174) وقایع نگاری که «منبع درجه یک برای تاریخ ماوراءالنهر» تلقی می شود. ترجمه هایی به زبان های دیگر جهان، و بسیاری از بخش های کتاب به طور کلمه به کلمه در روسیه منتشر شده است (بارتولد 1987: 388، ترجمه های قزاقستانی و انگلیسی نیز وجود دارد) N. Elias (Barthold 1987: 388) در این تحقیق، راس بر روی نسخه ای که نویسنده به زبان ترکی نوشته شده است، تکیه کرده است. ساکنان آنجا مغول نامیده می شدند" (1996: 8). ترجمه تاکستون در سری زبان ها و تمدن های خاور نزدیک منتشر شد که یکی از آثار مهم ترکیه بر اساس کار راس است. ترجمه ای است؛ مترجم آن عثمان کاراتای (2006) است. Muhammed Sâdık Kâşgarî برای شرح حال نویسنده، به «Mîrza Muhammed Haydar Köregan, Haydar Mirzâ Duglat» مراجعه کنید.
ISBN 978-9944-237-87-1
Madde Yazarı Doç. Dr. Rabia şenay şişman
Alfabesi Arap
Yapısı Mensur
Niteliği Telif
Kaynakça Barthold. W (1987).İslâm Ansiklopedisi. İslâm Âlemi Tarih, Coğrafya, Etnografya ve Biyografya Lugati.c. 5/1. 2001. s.388. MEB/Milli Eğitim Bakanlığı Devlet Kitapları. Brill, Henry Dickie (2019).The “Grave Task” of Writing Turko-Mongol History: Mirza Haydar Dughlat as a Historian. A thesis presented for The A. B. Degree with Honors in History. Digital Kenyon College.Library and Information Services. https://digital.kenyon.edu/honorstheses/239/ Duglat, Mirzâ Haydar (2006).Tarih-i Reşîdî, Geride Bıraktıklarımızın Hikâyesi. İngilizce çev. E. Denison Ross, Türkçe çev. Osman Karatay. İstanbul: Selenge Yayınları. Elias, N.; Ross, E. Denison (1895).The Tarikh-i Rashidi of Mirza Muhammed Haidar Dughlat, A History of The Moghuls of Central Asia. An English Version Edited with Commentary Notes, and Map by N. Elias, Translated by E. Denison Ross. First published 1895, Second Edition 1898, New imperssion 1972. London: Curzon Press. New York: Barnes and Noble. 1895. Esin, Emel (1973). "Resimli Bir Han Silsilenamesi. Son Çağatay Devrinde Doğu Türkistan’da Resimli Bir Han Silsilenâmesi (Prof. Zeki Velidî Togan’ın İran’da Bulduğu Bir Yazma)".İslâm Tetkikleri Enstitüsü Dergisi. C.V. Cüz. 1-4: 171-203. http://tekesin.org.tr/son-cagatay-devrinde-dogu-turkistandan-resimli-bir-han-silsilenamesi-prof-zeki-velidi-toganin-iranda-buldugu-bir-yazma/ Iskakova, Z. Ye. (2019). "Mîrzâ Muhammad Haidar Dughlat and His “Târîh-i Rashîdî” as a Source For The History of The Kazakh Khanate. IV"Scientific Journals Al-Farabi Kazakh National University. Central Asian Journal of Social Sciences vand Humanities.v.2. No 1 (2016). s.65-69. Jalilov, A. Kawahara, Y. , Sawada, M., Shinmen, Y., Hori, S. (2008).Addendum to Târîkh-i Rashîdî Translation and Annotation with Introduction and Indexes. Tokyo: NIHU Program in Islamic Area Studies, The University of Tokyo. http://www.l.u-tokyo.ac.jp/tokyo-ias/nihu/publications/cers09/cers09_fulltext.pdf Jemeney, İslam (2014). "Tarih-i Reşidi: Tercümeleri ve El Yazma Nüshaları Hakkında".Gazi Türkiyat Türkoloji Araştırmaları Dergisi.Bahar. s. 21-27. 2014. Kelimbetov, Nemat. (2010).Türk Halklarının Ortak Edebî Eserleri (Eseri Çev. Abdulvahap Kara).İstanbul: Selenge Yayınları. Konukçu, Enver (1998). "Haydar Mirza".Türk Diyanet Vakfı İslâm Ansiklopedisi/DİA. c. 17. s.29-30. Muginov, Abdulladzhan Muginovich. (1962).Uygurskih Rukopisey İnstituta Narodov Azii,Moskova: İzdatel’stvo Bostoçnoy Literaturi. Rieu, Charles. (1897).Catalogue of The Persian Manuscripts in The British Museum. I. Volume. Printed by Order of The Trustees. Storey, C. a. (1936).Persian Literature A Bio-Bibliographical Survey. Section II.London: Luzac-Co Sultanov. T. I. (1997). "Turkic Versions of The Târîkh-i Rashîdî in The Manuscript Collection of The Saint. Petersburg Branch of The Institute of Oriental Studies. Manuscripta Orientalia International Journal for Oriental Manuscript Research".Russian Academy of Sciences The Institute of Oriental Studies Saint.Petersburg Branch. Vol. 3/4 s. 17-29. Tamir, Nuray (2014). "Son Dönem Çağatay Türkçesinde Tercüme Faaliyetleri ve Târîh-i Reşîdî Tercümesi”.7. Uluslararası Dünya Dili Türkçe Sempozyumu Bildirileri, Fırat Üniversitesi/ Elazığ 16-18 Ekim2014, II. C. Fırat Üniversitesi Basımevi. s. 645-656. Tamir, Nuray. (2019).Muhammed Sâdık Kâşgarî’nin Târîh-i Reşîdî Tercümesi Defter-i Evvel (İnceleme-Metin-Dizin)(Yayımlanmamış Doktora Tezi). Ankara Hacı Bayram Veli Üniversitesi Lisansüstü Eğitim Enstitüsü. Taştekin, Serap (2010).Bir Tarihçi Olarak Mirza Haydar Duglat.(Yayımlanmamış Yüksek Lisans Tezi). Sakarya Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü. Thackston, W. M. (1996).Mirzâ Haydar Dughlat’s Tarikh-i-Rashidi A History of The Khans of Moghulistan. English Translation-Annotation II-III/ Mirzâ Haydar Duglat, Târîh-i Reşîdî Moğulistan Hanlarının Tarihi. Harvard Üniversitesi, Yakındoğu Dilleri ve Medeniyetleri Bölümü. Togan, Z. V. (1937). Ein Türkisches Werk Von Haydar-Mirza Daughlat,s. 985-989. London: University of London. Togan, Z. V. (1985).Tarihte Usûl.İstanbul: Edebiyat Fakültesi Basımevi. Urunbayeva A., Jalilova R. P. , Epifanova L. M. (1999).A. Muhammed Haidar Dulati. Tarikh-i Rashidi. İntroduction. Translation from Persian.–Sanat-. P. 21
Atıf Bilgileri şişman, rabia şenay. "TÂRÎH-İ REŞÎDÜDDÎN / TÂRÎH-İ REŞÎDÎ".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/tarih-i-residuddin-tarih-i-residi-tees-1709. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید