حسام‌الدین ملا (موسی اکییتزده)

عنوان حسام‌الدین ملا (موسی اکییتزده)
نویسنده Musa Akyiğitzâde (متولد 1865 - متوفی 6 سپتامبر 1923)
تاریخ انتشار: 25/04/2022
موضوع ادبیات ترکی در دوره نوسازی - رمان
نوع كتاب
زبان نامشخص
دیجیتال خیر
نسخه خطی خیر
کتابخانه: فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت husameddin-molla-musa-akyigitzade-tees-1947
تاریخ 1886
یادداشت‌ها رمان موسی آکیگیت زاده به نام حسین الدین ملا. این اثر اولین نمونه از رمان مدرن تاتار محسوب می شود. رمان حسین الدین ملا در سال 1886 به صورت متنی تاتاری با حروف عربی در قازان منتشر شد. این اثر از 13 فصل تشکیل شده است. شخصیت اصلی رمان، حسین الدین، یک جوان تاتار است که پس از تحصیل در استانبول به روستای خود بازگشت. حسین الدین در اتاقی از خانه خود در روستای خود، به نام N.، نه چندان دور از رودخانه idil، که نامش به وضوح در رمان ذکر نشده است، کودکان را به روشی جدید آموزش می دهد. امام روستا، بیکبولات ملا، فردی قدیمی است که از آموزش حسین الدین برای کودکان انتقاد می کند. همانطور که او با تربیت کودکان به روش جدید حسین الدین مخالف است، در هر فرصتی علیه حسین الدین صحبت می کند. زمانی که حسین الدین ملا به شهر رفت و در مهمانسرای بازرگان عباس افندی بیکتیروغلو اقامت کرد، عاشق دختر جوانی شد که در باغ دید. دختر جوان حنیفه، دختر صاحب مهمانخانه است. حنیفه از طریق سوراخی که روی چوب اتاق کوچک همسایه ایجاد کرده بود به گفتگوی حسین الدین با مهمانان مهمانخانه گوش می دهد. او پاسخ حسین الدین را به سوال در مورد گرفتن بسیاری از زنان دوست دارد. حسین الدین نامه ای برای حنیفه زیر سنگی در باغ می گذارد. دو جوان شروع به مکاتبه کردند. علی کاواتوف، برادر همسر بیکبولات ملا، یک تاجر ثروتمند در روستای ن. است و قصد دارد با پسرش سبقت الله ازدواج کند. وقتی بیک‌بولات به مولا می‌گوید که برای سبقت‌الله دنبال دختر می‌گردند، بیک‌بلات می‌گوید مناسب است برادرزاده‌اش دختری از شهر بیاورد، نه از روستا، و اضافه می‌کند که از دختر عباس افندی تعریف کردند. بیکبولات مولا و همسرش که در آغاز تابستان برای طلب حنیفه برای برادرزاده اش سبقت الله رفته بودند، با شادی فراوان مورد استقبال شمسیکامر مادر حنیفه قرار گرفتند. با اینکه حنیفه می گوید که موافق نیست، خانواده اش به حرف او گوش نمی دهند. حنیفه وضعیت را به حسین الدین گزارش می دهد. حسین الدین در شهر از آینیمال هانیم می خواهد که حنیفه را بخواهد. خانواده هانیفه خانم آینه مال را رد می کنند و می گویند که حنیفه را به صبغت الله می دهند. حسام‌الدین که می‌خواهد با حنیفه ازدواج کند، در تلاش است تا کتاب‌های درسی چاپ شده در کریمه را برای خواندن کودکان روستاها به دست آورد. حسام‌الدین ملا روستای خود را ترک می‌کند تا کتاب‌های درسی را که او و ابوذر دولت‌گیلدیف از کریمه آورده‌اند، با کمکی که از افراد ثروتمند شهر جمع‌آوری کرده‌اند، بین بچه‌های روستا توزیع کند. در همین حین مقدمات عروسی هانیفه آغاز می شود. حسام‌الدین ملا از این اتفاقات بی‌اطلاع است، زیرا مدت‌هاست از روستای خود دور بوده است. سوارکاری که از شهر می آید به دسته عروسی که از روستای N. حرکت کرده بودند می گوید که برگردند و حنیفه گم شده است. در رمان با تکنیک فلاش بک به شب قبل برمی گردد و گفته می شود که حنیفه تصمیم ناگهانی گرفت که شبانه خانه را ترک کند و به خانه آینه مال هانیم پناه برد. خانم آینه مال فرار هانیفه از خانه را تایید نمی کند، اما وقتی می گوید که اگر او را پنهان نکند خودش را می کشد، قبول می کند که او را به مدت سه روز در خانه اش میزبانی کند. وقتی حسین الدین به روستای خود باز می گردد، می شنود که حنیفه گم شده است. تنها دلداری او این است که عروسی در کار نیست. او به شهر به خانه Aynicemal Hanım می رود. خانم آینه مال به او چیزی نمی گوید. حسین الدین بدون اینکه چیزی یاد بگیرد می رود. حنیفه بعد از حسین الدین خانه را ترک می کند. حسین الدین وقتی می بیند که این حنیفه است که او را تعقیب می کند بسیار تعجب می کند. آنها با هم به روستای ن. عروسی آنها یک هفته بعد برگزار می شود و والدین هانیفه آنها را می بخشند. حسین الدین پس از دو سال زندگی در روستای N. خانه خود را در اینجا فروخت و به همراه خانواده به تفلیس نقل مکان کرد. مختار یتیم تاجری با نفوذ شد که در تفلیس دارایی بود. مختار گدایی اکنون به مختار افندی همیتوف معروف است. اوست که حسین الدین ملا را به تفلیس فرا می خواند. اگرچه داستان عشق دو جوان در مرکز رمان قرار دارد، اما در ارتباط با این داستان، درگیری‌های روحانیون قدیمی، محافظه‌کار و افرادی که از نوآوری حمایت می‌کنند در مسائل آموزشی، ازدواج با بیش از یک همسر و حق زنان برای حرف زدن در ازدواج مورد بحث قرار می‌گیرد. موضوع دیگری که در رمان حسام الدین ملا به آن پرداخته شده، مراقبت و حمایت از کودکان یتیم است. در رمان مختار یتیم جوانی تنهاست که با گدایی زنده می ماند. حسین الدین ملا و ابوذر دولتگیلدیف او را به پلیس گزارش می دهند و او را زندانی می کنند. قصدشان این است که مختار را از گدایی منصرف کنند. بیکبولات مولا به خاطر ممانعت از رزق و روزی مختار بر آنها عصبانی می شود. مختار پس از صحبت با حسین الدین و ابوذر تصمیم به کار می گیرد. در پایان رمان، مختار یک تاجر ثروتمند در تفلیس است و مدرسه‌ای نیز در اینجا باز کرده و از طلاب حمایت مالی می‌کند. ثروتمندان تاتار که طرفدار نوآوری هستند سهم زیادی در جنبش نوآوری تاتارها دارند. تاتارهای ثروتمند مدارسی را در ولگا-اورال تأسیس کردند و از این مدارس حمایت مالی کردند. در داستان محتار به ثروتمندان تاتار اشاره شده است که طرفدار نوآوری هستند و معتقدند آموزش مهم است. علاوه بر این، مفتی سلیمگیرای نماینده روحانیت آینده‌اندیشی است که از جنبش‌های نوآورانه در رمان دفاع می‌کنند. مفتی سلیمگیرای که در راه بازگشت از سن پترزبورگ به اوفا در کازان توقف کرده بود، از لباس ابوزر دولتگیلدیف متوجه می‌شود که او شاگرد ژیمناستیک است، مفتی سلیم‌گیرای که در کازان توقف کرده بود، می‌فهمد که او شاگرد ژیمناستیک است و به او برای آموختن دانش تبریک می‌گوید. در داستان‌ها و رمان‌های رئالیستی سنتی، ویژگی حضور راوی و مخاطب قرار دادن شنوندگان و خوانندگان در این رمان وجود دارد. در این رمان از نقوش عاشق شدن و مبدل شدن که در داستان های عامیانه و افسانه ها استفاده می شود استفاده شده است. حسین الدین در همان نگاه اول عاشق حنیفه می شود و حسین الدین برای صحبت با حنیفه خود را به عنوان فروشنده در می آورد. رمان حسام‌الدین مولا اثر مهمی است که به درگیری باستانی، اهمیت آموزش به سبک جدید، نظر زنان در تصمیم‌گیری ازدواج، مراقبت از یتیمان و پیوستن مجدد آنها به جامعه می‌پردازد و به جنبش نوآوری تاتارها از طریق ادبیات کمک می‌کند. برای بیوگرافی نویسنده رجوع کنید به “Musa Akyiğit”.فرهنگ نامهای ادبیات ترکی.
ISBN 978-9944-237-87-1
Madde Yazarı Dr. Öğr. Üyesi Ayşen Uslu
Alfabesi Arap
Yapısı Mensur
Niteliği Telif
Kaynakça Akyiğit, Musa (1886).Hüsameddin Molla. Kazan: Üniversite Matbaası. Gaynullin, M. H. (1979).Tatar Megrifetçélék Edebiyatı.Kazan: Tatarstan Kitap Neşriyatı. 45-87. Kerimullin, Ebrar (1964).Tatar Matur Edebiyatı Bibliyografiyasé (1917-1960).Kazan: Üniversite Matbaası. Musin, F. (1985). “Musa Akyégét”. Tatar Edebiyatı Tarihı.C 2. Kazan: Tatarstan Kitap Neşriyatı. 291-302. Remi, İsmail (1992). “Akyégét”.Tatarstan,Sayı:3-4. Kazan. 152-153.
Atıf Bilgileri Uslu, Ayşen. "HÜSAMEDDİN MOLLA (MUSA AKYİĞİTZÂDE)".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/husameddin-molla-musa-akyigitzade-tees-1947. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].
مشاهده در منبع فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی

حسام‌الدین ملا (موسی اکییتزده)

نویسنده Musa Akyiğitzâde (متولد 1865 - متوفی 6 سپتامبر 1923)
تاریخ انتشار 25/04/2022
موضوع ادبیات ترکی در دوره نوسازی - رمان
نوع كتاب
زبان نامشخص
دیجیتال خیر
نسخه خطی خیر
کتابخانه فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت husameddin-molla-musa-akyigitzade-tees-1947
تاریخ 1886
یادداشت‌ها رمان موسی آکیگیت زاده به نام حسین الدین ملا. این اثر اولین نمونه از رمان مدرن تاتار محسوب می شود. رمان حسین الدین ملا در سال 1886 به صورت متنی تاتاری با حروف عربی در قازان منتشر شد. این اثر از 13 فصل تشکیل شده است. شخصیت اصلی رمان، حسین الدین، یک جوان تاتار است که پس از تحصیل در استانبول به روستای خود بازگشت. حسین الدین در اتاقی از خانه خود در روستای خود، به نام N.، نه چندان دور از رودخانه idil، که نامش به وضوح در رمان ذکر نشده است، کودکان را به روشی جدید آموزش می دهد. امام روستا، بیکبولات ملا، فردی قدیمی است که از آموزش حسین الدین برای کودکان انتقاد می کند. همانطور که او با تربیت کودکان به روش جدید حسین الدین مخالف است، در هر فرصتی علیه حسین الدین صحبت می کند. زمانی که حسین الدین ملا به شهر رفت و در مهمانسرای بازرگان عباس افندی بیکتیروغلو اقامت کرد، عاشق دختر جوانی شد که در باغ دید. دختر جوان حنیفه، دختر صاحب مهمانخانه است. حنیفه از طریق سوراخی که روی چوب اتاق کوچک همسایه ایجاد کرده بود به گفتگوی حسین الدین با مهمانان مهمانخانه گوش می دهد. او پاسخ حسین الدین را به سوال در مورد گرفتن بسیاری از زنان دوست دارد. حسین الدین نامه ای برای حنیفه زیر سنگی در باغ می گذارد. دو جوان شروع به مکاتبه کردند. علی کاواتوف، برادر همسر بیکبولات ملا، یک تاجر ثروتمند در روستای ن. است و قصد دارد با پسرش سبقت الله ازدواج کند. وقتی بیک‌بولات به مولا می‌گوید که برای سبقت‌الله دنبال دختر می‌گردند، بیک‌بلات می‌گوید مناسب است برادرزاده‌اش دختری از شهر بیاورد، نه از روستا، و اضافه می‌کند که از دختر عباس افندی تعریف کردند. بیکبولات مولا و همسرش که در آغاز تابستان برای طلب حنیفه برای برادرزاده اش سبقت الله رفته بودند، با شادی فراوان مورد استقبال شمسیکامر مادر حنیفه قرار گرفتند. با اینکه حنیفه می گوید که موافق نیست، خانواده اش به حرف او گوش نمی دهند. حنیفه وضعیت را به حسین الدین گزارش می دهد. حسین الدین در شهر از آینیمال هانیم می خواهد که حنیفه را بخواهد. خانواده هانیفه خانم آینه مال را رد می کنند و می گویند که حنیفه را به صبغت الله می دهند. حسام‌الدین که می‌خواهد با حنیفه ازدواج کند، در تلاش است تا کتاب‌های درسی چاپ شده در کریمه را برای خواندن کودکان روستاها به دست آورد. حسام‌الدین ملا روستای خود را ترک می‌کند تا کتاب‌های درسی را که او و ابوذر دولت‌گیلدیف از کریمه آورده‌اند، با کمکی که از افراد ثروتمند شهر جمع‌آوری کرده‌اند، بین بچه‌های روستا توزیع کند. در همین حین مقدمات عروسی هانیفه آغاز می شود. حسام‌الدین ملا از این اتفاقات بی‌اطلاع است، زیرا مدت‌هاست از روستای خود دور بوده است. سوارکاری که از شهر می آید به دسته عروسی که از روستای N. حرکت کرده بودند می گوید که برگردند و حنیفه گم شده است. در رمان با تکنیک فلاش بک به شب قبل برمی گردد و گفته می شود که حنیفه تصمیم ناگهانی گرفت که شبانه خانه را ترک کند و به خانه آینه مال هانیم پناه برد. خانم آینه مال فرار هانیفه از خانه را تایید نمی کند، اما وقتی می گوید که اگر او را پنهان نکند خودش را می کشد، قبول می کند که او را به مدت سه روز در خانه اش میزبانی کند. وقتی حسین الدین به روستای خود باز می گردد، می شنود که حنیفه گم شده است. تنها دلداری او این است که عروسی در کار نیست. او به شهر به خانه Aynicemal Hanım می رود. خانم آینه مال به او چیزی نمی گوید. حسین الدین بدون اینکه چیزی یاد بگیرد می رود. حنیفه بعد از حسین الدین خانه را ترک می کند. حسین الدین وقتی می بیند که این حنیفه است که او را تعقیب می کند بسیار تعجب می کند. آنها با هم به روستای ن. عروسی آنها یک هفته بعد برگزار می شود و والدین هانیفه آنها را می بخشند. حسین الدین پس از دو سال زندگی در روستای N. خانه خود را در اینجا فروخت و به همراه خانواده به تفلیس نقل مکان کرد. مختار یتیم تاجری با نفوذ شد که در تفلیس دارایی بود. مختار گدایی اکنون به مختار افندی همیتوف معروف است. اوست که حسین الدین ملا را به تفلیس فرا می خواند. اگرچه داستان عشق دو جوان در مرکز رمان قرار دارد، اما در ارتباط با این داستان، درگیری‌های روحانیون قدیمی، محافظه‌کار و افرادی که از نوآوری حمایت می‌کنند در مسائل آموزشی، ازدواج با بیش از یک همسر و حق زنان برای حرف زدن در ازدواج مورد بحث قرار می‌گیرد. موضوع دیگری که در رمان حسام الدین ملا به آن پرداخته شده، مراقبت و حمایت از کودکان یتیم است. در رمان مختار یتیم جوانی تنهاست که با گدایی زنده می ماند. حسین الدین ملا و ابوذر دولتگیلدیف او را به پلیس گزارش می دهند و او را زندانی می کنند. قصدشان این است که مختار را از گدایی منصرف کنند. بیکبولات مولا به خاطر ممانعت از رزق و روزی مختار بر آنها عصبانی می شود. مختار پس از صحبت با حسین الدین و ابوذر تصمیم به کار می گیرد. در پایان رمان، مختار یک تاجر ثروتمند در تفلیس است و مدرسه‌ای نیز در اینجا باز کرده و از طلاب حمایت مالی می‌کند. ثروتمندان تاتار که طرفدار نوآوری هستند سهم زیادی در جنبش نوآوری تاتارها دارند. تاتارهای ثروتمند مدارسی را در ولگا-اورال تأسیس کردند و از این مدارس حمایت مالی کردند. در داستان محتار به ثروتمندان تاتار اشاره شده است که طرفدار نوآوری هستند و معتقدند آموزش مهم است. علاوه بر این، مفتی سلیمگیرای نماینده روحانیت آینده‌اندیشی است که از جنبش‌های نوآورانه در رمان دفاع می‌کنند. مفتی سلیمگیرای که در راه بازگشت از سن پترزبورگ به اوفا در کازان توقف کرده بود، از لباس ابوزر دولتگیلدیف متوجه می‌شود که او شاگرد ژیمناستیک است، مفتی سلیم‌گیرای که در کازان توقف کرده بود، می‌فهمد که او شاگرد ژیمناستیک است و به او برای آموختن دانش تبریک می‌گوید. در داستان‌ها و رمان‌های رئالیستی سنتی، ویژگی حضور راوی و مخاطب قرار دادن شنوندگان و خوانندگان در این رمان وجود دارد. در این رمان از نقوش عاشق شدن و مبدل شدن که در داستان های عامیانه و افسانه ها استفاده می شود استفاده شده است. حسین الدین در همان نگاه اول عاشق حنیفه می شود و حسین الدین برای صحبت با حنیفه خود را به عنوان فروشنده در می آورد. رمان حسام‌الدین مولا اثر مهمی است که به درگیری باستانی، اهمیت آموزش به سبک جدید، نظر زنان در تصمیم‌گیری ازدواج، مراقبت از یتیمان و پیوستن مجدد آنها به جامعه می‌پردازد و به جنبش نوآوری تاتارها از طریق ادبیات کمک می‌کند. برای بیوگرافی نویسنده رجوع کنید به “Musa Akyiğit”.فرهنگ نامهای ادبیات ترکی.
ISBN 978-9944-237-87-1
Madde Yazarı Dr. Öğr. Üyesi Ayşen Uslu
Alfabesi Arap
Yapısı Mensur
Niteliği Telif
Kaynakça Akyiğit, Musa (1886).Hüsameddin Molla. Kazan: Üniversite Matbaası. Gaynullin, M. H. (1979).Tatar Megrifetçélék Edebiyatı.Kazan: Tatarstan Kitap Neşriyatı. 45-87. Kerimullin, Ebrar (1964).Tatar Matur Edebiyatı Bibliyografiyasé (1917-1960).Kazan: Üniversite Matbaası. Musin, F. (1985). “Musa Akyégét”. Tatar Edebiyatı Tarihı.C 2. Kazan: Tatarstan Kitap Neşriyatı. 291-302. Remi, İsmail (1992). “Akyégét”.Tatarstan,Sayı:3-4. Kazan. 152-153.
Atıf Bilgileri Uslu, Ayşen. "HÜSAMEDDİN MOLLA (MUSA AKYİĞİTZÂDE)".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/husameddin-molla-musa-akyigitzade-tees-1947. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید