نویسنده
فضولی (متوفی 888/1483 - ö. 963/1556)
تاریخ انتشار
05/07/2022
موضوع
ادبیات مکتوب / ادبیات دیوان - داستان تمثیلی
نوع
كتاب
زبان
فارسی
دیجیتال
خیر
نسخه خطی
خیر
کتابخانه
فرهنگ لغت آثار ادبی ترکی
شماره ثبت
sihhat-u-maraz-husn-u-ask-ruh-name-munazara-i-ruh-ve-l-cesed-behcetu-l-irfan-fi-ahvali-l-ebdan-
تاریخ
?/?
یادداشتها
اثر تمثیلی، منثور فارسی نوشته فضولی. در Sıhhat u Maraz که با نامهای Ruh-nâme و Hüsn ü Aşk نیز شناخته میشود، سفر روح به سرزمین بدن و موقعیتهایی که با آن مواجه میشود و دگرگونیهایی که در این سفر تجربه میکند، ابتدا در سطح فیزیولوژیکی و سپس در سطح عرفانی و تمثیلی توضیح داده شده است. در اثری که با تمهید و نعت شروع می شود و سبک نثر زیبایی بر آن حاکم است، پس از مقدمه به سراغ موضوع اصلی با توصیفات روح و کشور بدن که محل سفر روح است می رود. الگوی سفر قهرمان روایی، تجربه آغاز/تکامل در این سفر و بازگشت به زادگاهش که عموماً در روایتهای داستانی پیشامدرن دنبال میشود، در «سیحات و ماراز» نیز دیده میشود. قهرمان روایی روه که در دنیای سبروت به دنیا آمده است، دنیای لاهوت را به خانه خود می گیرد و سپس به سوی دنیای ناسوت می رود و به سفری سه مرحله ای می رود. کشور بدن توسط چهار برادر (Ahlât-ı Erbaa) به نامهای Kan، Safra، Balgam و Sevda اداره میشود و این برادران به زیبایی به نام Mizac متصل هستند. روح با میزاک ازدواج می کند و از این ازدواج صاحب پسری به نام سیحات می شود. مرحله اول سفر در جستجوی حُسن توسط روه به همراه پسرش سیحات و همسرش میزاک در سفری به ذهن، جگر و گونول (دنیای ناسوت) در کشور بدن انجام می شود. قلعه دیماغ ده محله دارد و مسئولین امنیت و نظم هر محله را بر عهده دارند. به همین ترتیب، هشت سرباز در شهر جگر و شش سرباز در شهر قلب هستند. محله ها و مقامات در روایت، درست مانند شهرها، حواس، عواطف و اعضای بدن انسان هستند. روح که شهر دلش را دوست داشت و آن را پایتخت خود قرار داد، به شش سرباز رکا، مهاببت و فرح اجازه داد در شهر بمانند و حوف، آداوت و گام را با پیشنهاد پسرش سیحات از شهر تبعید کرد. پس از این حادثه، هاف، آداوت و گلوم شروع به خصومت نسبت به روح و سلامت می کنند. در زمانی که هماهنگی Ahlat-ı Erbaa با یکدیگر به هم میخورد و از روح رنجیده میشوند، حوف، آداوت و گام به شهر گونول حمله میکنند و آن را تصرف میکنند. با کمک عقل، سربازان اندوه در شهر قلب شکست می خورند و از شهر خارج می شوند. او فرصت فرار را پیدا می کند و با ماراز آشنا می شود. ماراز طرف آداوت است و با روح و سلامت دشمنی دارد. ماراز با سوء استفاده از کینه اهلت اربعه باعث بروز بیماری در بدن می شود. روح دوباره از ذهن کمک می خواهد و به لطف گام هایی که تحت هدایت ذهن برداشته می شود، بیماری شکست می خورد. بنابراین، روح شهرهای کشور بدن (فیزیولوژی انسان) را کشف می کند. گرچه روح قهرمان محوری در تمام بخشهای روایت است، اما وزن صیحات و ماراز در داستان نیز در این بخش احساس میشود. در اینجا، داستانی همراه با اطلاعاتی موازی با واقعیت های علمی، از جمله ویژگی های فیزیولوژیکی بدن انسان و بازتاب های درک پزشکی آن دوره وجود دارد. این پذیرش که سلامت جسمی به حالت تعادل (مزاج) از چهار طنز موجود در بدن (خون، صفرا، بلغم و عشق) بستگی دارد، در این قسمت از اثر به چشم می خورد. بعد از این اتفاق روح سالم تر و زیباتر از قبل می شود. با این حال، از آنجایی که در میان دوستان قدیمیاش کسی نیست که بتواند او را درک کند، او به دنبال دوست و شریک گفتگوی جدیدی میگردد. قسمت اول روایت در اینجا به پایان می رسد. قسمت دوم داستان از زمانی شروع می شود که هوسن از ویژگی های روح می شنود و عاشق او می شود. حسن با این باور که روح را عاشق خود می کند، بدون اینکه روح او را ببیند، با کمک طلسم به سرزمین بدن می رود. آنها با سربازان خود به نام های شیوه، ناز، کیریشمه، ایشو و گامزه به محل تحت حاکمیت روح می آیند و در اینجا ساکن می شوند. وقتی عشق می بیند که هر چه عشق در مورد حسین گفته در روح است، با حُسن و عشق به کشور بدن می آیند و از روح پیروی می کنند. عشق به روح هوسن را می ستاید و سپس روح می خواهد حسن را ببیند. عشق آینه صفا را به روح می دهد و می گوید که ابتدا باید از خود جدا شود. وقتی روح در این آینه به خود می نگرد، زیبایی کاملی را که حسن می بیند می اندیشد و عاشق آن می شود. عشق به روح که مدتی خود را با تصویر در آینه دلداری می دهد می گوید که آن آینه را در گنجینه شناخت نگه دارد و اگر می خواهد تصویر را ببیند باید از هایال تصویری بکشد و به آن بسنده کند. به دنبال توصیه، روه برای مدتی تصویری را که توسط هایال ساخته بود تماشا می کند. با این حال، با درک اینکه دیدن در تصویر برای او کافی نیست، روه پا به صحرای Maşukluk می گذارد تا تحت هدایت عشق به جستجوی Hüsn بپردازد. بنابراین، روح که فیزیولوژی بدن را درک می کند، سفر خود را برای جستجوی حسین به عنوان بازتابی از یک درد وجودی آغاز می کند. پس از مشکلات مختلف که هر کدام نامهای نمادین دارند، روه، در سرزمین تاریکی به نام کاکول، با Aşk خشمگین میشود و میپرسد که چرا هنوز نمیتوانند به رتبه Hüsn برسند. از سوی دیگر عشق میگوید که هر مکانی در واقع مکان هوسن است و این حقیقت تحقق نمییابد مگر اینکه Sürme-i Aşinayî در کانون توجه قرار گیرد. سپس صحرای ماسوکلوک را ترک می کنند و به سمت سرزمین مینسترلسی می روند، در شهر بلا با میهنت و سوریتی ملاقات می کنند، در قسمت هیکران صحرای آکز با هایرت و هیرمن دوست می شوند و زمانی که سفرشان در سرزمین مینسترلسی به پایان می رسد، کشوری را می بینند. هنگامی که آنها برمی گردند و متوجه می شوند که اینجا کشور بدن است، روح دوباره عشق را سرزنش می کند، زیرا می بیند که کشور بدن ویران شده است. سپس عشق از او می خواهد که آینه صفا را بیاورد. روه در آینه وضعیت اسفبار خود را می بیند و می پرسد که وضعیت اضطراری قبلی که به نظر او حسین است چه شده است. سپس عشق Sürme-i Aşinâyî را به روح می بخشد. با این آشنایی در چشمانش وقتی در آینه نگاه می کند با زیبایی باشکوهی مواجه می شود. او با دیدن عوالم خدا و خدا به دایره حقیقت می رسد و در می یابد که آنچه در واقع به دنبال آن است از خود جدا نیست. بخش اول اثر که در دو بخش تنظیم شده است به موازات درک پزشکی و فیزیولوژی آن دوره نوشته شده است. اگرچه هیچ سابقه ای مبنی بر آموزش پزشکی فضولی در دست نیست، اما مشاهده می شود که وی دانش کافی از این موضوع را داشته است تا بتواند درک پزشکی عصر خود را به کار منتقل کند. شناخت فیزیولوژی و نیاز به سلامت جسمانی برای تداوم روح، اولین مرحله روایت را تشکیل می دهد. مرحله دوم سفر درونی روح است که بدن خود را برای نیازهای انتزاعی و احساسی خود مانند زیبایی و عشق می شناسد. سفر روح که خود را از طریق بدن کشف می کند به سبک تمثیلی مورد بحث قرار می گیرد. Hüsn در واقع موجودی جدا از روح نیست. با این حال، در ابتدای سفر، روه نمی تواند این را درک کند و فکر می کند که حُسن از او جدا شده است، بنابراین باید با مشکلاتی دست و پنجه نرم کند. تکمیل فرآیند شروع/تکامل توسط Hüsn با درک اینکه او واقعاً از خودش جدا نیست، تحت هدایت Aşk، بخش دوم و عرفانی تر کار را تشکیل می دهد. این سفر انسان را که از عالم ارواح به دنیا میآید و بدن را جای میگیرد، میتوان با هدایت عشق به فناالله و به عبارت دیگر سفر تصوف خواند. اگرچه کتاب «سیحات و مراز» فضولی بازنویسی یا ترجمه هیچ اثری نیست، اما با ابن سینا (متوفی 1037) و سهروردی (متوفی 1234) شروع می شود. تأثیراتی از داستانهای نمادین شرق دارد که از طریق نویسندگانی مانند ع. غزالی (متوفی 1126) و رازی (متوفی 1210) گسترده شد. با این حال، شباهت هایی نیز با آثار Hüsn ü Dil اثر Fttahî-i Nişâbûrî (متوفی 1448؟) و Munisü'l-Uşşâka اثر Shahabeddîn Sühreverdî نشان می دهد. Sıhhat u Maraz همچنین بر کتاب Hüsn ü Aşk شیخ گالیب (متوفی 1799) که پس از او نوشته شده بود، تأثیر گذاشت. کتاب Sıhhat u Maraz اثر فضولی با عنوان Hikâye-i Ruhad توسط مترجمی به نام مصطفی البغدادی که اطلاعات زندگی او مشخص نیست به ترکی ترجمه شده است. نسخه ترجمه در کتابخانه سلیمانیه نسخ خطی اهداهای 1398/1 (نویسنده 2011: 905) ثبت شده است و ترجمه مورد بحث به صورت ترجمه درون زبانی همراه با ترجمه لبیب افندی در اثری با عنوان Fuzuli, Ruhun Yolculuğu Ruhname (Sıhhat u Máşküler Çıçekim Hıçekim) منتشر شده است. Kaçar (2018).Lebîb. Sıhhat u Maraz، ترجمه افندی (متوفی 1284/1867) به ترکی، دو بار در سالهای 1273/1856-57 و 1282/1865-1866 در استانبول منتشر شد. ترجمه اثر مورد انتقاد قرار گرفت زیرا افعال فارسی و برخی حروف اضافه به ترکی ترجمه شد و بقیه کلماتی که فضولی به کار برده بود به متن منتقل شد و ترجمه صحیحی نبود و درک آن از اصل فارسی دشوارتر بود (Gölpınarlı 1940: 7). این ترجمه در سال 1909/1327 در ترابزون توسط کیتاپچی احمد حمدی با مداخلات و تمهیداتی در مورد زبان منتشر شد. ترجمه دیگری از Sıhhat u Maraz متعلق به مترجمی به نام Sadrî-i Vânî است که اطلاعی از وی در دست نیست. صدری وانی «صحات و ماراز» را که اصل فارسی آن را در نزد یکی از دوستانش دید، با عنوان «بهجتول عرفان فی احوالی الابدانا» ترجمه کرد تا به عنوان یادگاری برای دوستانش که از اعضای همان فرقه بودند، بگذارد (Kaçar 2019: 50). اشاره به نواقص ترجمه لبیب افندی و احمد حمدی و به روز نبودن زبان آنها. گلپینارلی در سال 1940 کتاب «سیحات و ماراز» را با ترجمه آن به ترکی با یادداشتهای مشروح بر اساس نسخهای در دانشگاه استانبول منتشر کرد. در سالهای بعد، این اثر توسط حسین آیان (1994، 2012) سادهسازی و توسط کمال کونتاش از فارسی ترجمه و (2017) منتشر شد. این اثر آخرین بار در تهران در قالب نقد و متن با عنوان سفرنامه ای روح یا صیحات و مرازعلی به قلم حسین محمدزاده سیدیک حکیم ملا محمد فضولی در سال 1389 منتشر شده است. برای بیوگرافی نویسنده رجوع کنید به “فوزولی”.فرهنگ نامهای ادبیات ترکی.
ISBN
978-9944-237-87-1
Madde Yazarı
Prof. Dr. Ayşe YILDIZ
Alfabesi
Arap
Yapısı
Mensur
Niteliği
Telif
Kaynakça
Ayan, Hüseyin (1997). “Fuzuli’nin Hüsn ü Aşk (Sıhhat u Maraz)ı”.Selçuk Üniversitesi Türkiyat Araştırmaları Dergisi3: 115-120.
Ayan, Hüseyin (2012).Fuzûlî Rind ile Zâhid Sıhhat ile Maraz. İstanbul: Büyüyen Ay Yay.
Bulut, Gül (2020).Fuzûlî’nin “Sıhhat u Maraz” Adlı Eserinin Tasavvufî Açıdan Tahlili. Yüksek Lisans Tezi. Konya: Necmettin Erbakan Üniversitesi.
Çiçekler, Ahmet Naim ve Mücahit Kaçar (2018).Fuzûlî Ruhun Yolculuğu Ruhnâme (Sıhhat u Maraz-Hüsn ü Aşk). İstanbul: Büyüyen Ay Yay.
Eliaçık, Muhittin (2010). “Fuzuli’nin Sıhhat u Maraz’ında Ahlât-ı Erba’anın İşlenişi ve Bir Tıp Eseri Tercüme-i Hulasa-i Tıb ile Mukayesesi”,Türkiyat Araştırmaları Dergisi27: 131-147.
Eliaçık, Muhittin (2010). “Sıhhat u Maraz’da Ahlât-ı Erba’anın İşlenişi”.Mukaddime1: 125-141.
Fuzuli (1282).Risale-i Sıhhat u Maraz. (çev. Lebîb Efendi). İstanbul: Ceridehane Matbaası.
Fuzuli (2017).Sıhhat u Maraz. (çev. Kemal Küntaş). İstanbul: İbn-i Sina Yay.
Gölpınarlı, Abdulbaki (1940).Sıhhat ü Maraz. İstanbul: İstanbul Üniversitesi Tıp Tarihi Enstitüsü Yay.
Hüseyin Muhammedzade Sıddik (1389).Hekim Molla Mehemmed Fuzuli Sefer-nâme-i Rûh ya Sıhhat u Maraz. Tahran: İntişârât-ı Tekdıraht.
İçli, Ahmet (2013). “Ruh’un Kendine Yolculuğu: Arketipsel Sembolizm Bağlamında Sıhhat u Maraz Üzerine Bir İnceleme”.Turkish Studies8/13: 1017-1030.
Kaçar, Mücahit (2019). “Fuzuli’nin Ruh-nâmesi’nin Bilinmeyen Bir Tercümesi Sadrî-i Vânî’nin Behcetü’l-İrfân’ı”.Divan Edebiyatı Araştırmaları Dergisi, 23: 503-542.
Köprülüzade Mehmed Fuad (1924).Fuzuli- Hayatı ve Eseri.İstanbul: Yeni Şark Kütüphanesi Yay.
Mazıoğlu, Hasibe (1997).Fuzuli Üzerine Makaleler.Ankara: TDK Yay.
Nasih, Muhammed Ali (1309).Sefer-nâme-i Rûh. (Tahran)Mecelle-i ArmağanXI: 418-424, 505-517.
Nuhoğlu, Güller (2021). “Fettâhî’nin Hosn o Dil (Hüsn ü Dil)’i İle Fuzuli’nin Sıhhat ve Maraz’ının Mukayesesi”.Şarkiyat Mecmuası Journal of Oriental Studies38: 89-109
Süleyman Nazif (1926).Fuzûlî –Şair-i Şehîrin Hayat ve Âsârı Hakkında Ba’zı Ma’lumât ve Tedkikât-. İstanbul: Yeni Matbaa. 128-129.
Yazar, Sadık (2011).Anadolu Sahası Klâsik Türk Edebiyatında Tercüme ve Şerh Geleneği. Doktora Tezi. İstanbul: İstanbul Üniversitesi.
Atıf Bilgileri
YILDIZ, Ayşe. "SIHHAT U MARAZ/HÜSN Ü AŞK/ RÛH-NÂME (FUZÛLÎ)".Türk Edebiyatı Eserler Sözlüğü,http://tees.yesevi.edu.tr/madde-detay/sihhat-u-maraz-husn-u-ask-ruh-name-munazara-i-ruh-ve-l-cesed-behcetu-l-irfan-fi-ahvali-l-ebdan-. [Erişim Tarihi: 25 Ağustos 2025].