بسته نامه 7 (ب): مکاتبات مارتا با الیاس
| عنوان | بسته نامه 7 (ب): مکاتبات مارتا با الیاس |
|---|---|
| نویسنده | هیئت آمریکایی; - |
| تاریخ انتشار: | 1873; - |
| محل انتشار | نیویورک، قسطنطنیه (استانبول، ترکیه)، اسمیرنا (ازمیر، ترکیه)، مرعش (ماراش، ترکیه)، کرشان، ینی کاپو (ینیکاپی)، دمشق، قاهره، بیروت، سوریه (بیروت، لبنان)، اسکندریه، سنترویل، باتاویا، تپه توت فرنگی، لندن، بر روی - |
| موضوع | مبلغان؛ - |
| نوع | كتاب |
| زبان | en |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | بله |
| ابعاد فیزیکی | Handwriting; - |
| کتابخانه: | مجموعه تحقیقات نمک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ABARPC007B; - |
| شماره ثبت | 43906 |
| محل کتابخانه | تحقیقات نمک - |
| تاریخ | 1873; - |
| یادداشتها | نامه هایی از مارتا به الیاس، 1869-1873، از قسطنطنیه، نیویورک و آناتولی شرقی. برخی از نامههای 1869 دارای دست خطی متزلزل و متمایل به چپ هستند که نتیجه تلاشهای مارتا برای نوشتن با دست چپ غیر غالب خود پس از آسیب دیدگی در بازوی راست است. او به وضوح از درد و ناراحتی ناشی از آن ناامید است. به عنوان مثال، در پشت یک نامه متزلزل و متمایل به چپ از آوریل، متنی کاملاً متفاوت و راست دیده میشود، که در آن او اشاره میکند که «امروز صبح باید عجله بنویسم و از دست راستم استفاده کنم». در پایان نامه او با این جمله امضا می کند: "دیگر نباید با دست راستم بنویسم." در ماه مه، او دوباره متوجه میشود که دست و بازوی راستش به او آسیب میزند و "من نمیتوانم موهایم را شانه کنم و نه بدوزم." او در مورد مسائل مربوط به فرزندان، تدارکات خانه تکانی و نگهداری از خانه، اخبار دوستان، سلامتی خود صحبت می کند. گهگاه به مسائل مأموریت پرداخته میشود، مانند نامهای بدون تاریخ (اما در میان مکاتبات 1869)، زمانی که مارتا به الیاس مینویسد: «چقدر شرمآور – آن مردم چقدر در مورد کلیسای کوچک Y.K. [Yenikapı] و هر چیز دیگری رفتار میکنند. امیدوارم قبل از این، آنها را شرمنده کنند و من این کارها را از نظر زمان جدید انجام میدهم. غربال کردن.» در 15 مه (1869) او از نیویورک می نویسد: "من اصلاً نیویورک را به عنوان یک اقامتگاه دوست ندارم، اما این نباید بر مسئله وظیفه ما تأثیر بگذارد. ما می توانیم اینجا خوشحال باشیم ... [نامه قطع شده]." در 29 ژوئن او از "کشتی بخار ارین" در مسیر قسطنطنیه به او نامه می نویسد. نامه بعدی از «در کشتی بخار روسی در سواحل جنوبی آسیای صغیر»، 27 ژوئن 1871 است. تا 10 ژوئیه او در آناتولی، در کرشان و مراش است. 24 ژوئیه 1871: "من خیلی آرزو داشتم دوباره برای یک کوه سواری طولانی مدت دوباره سوار اسب شوم؛ و برخی از آن کوه هایی که از آنها گذشتیم شوخی نیست." در نوامبر 1872 الیاس در رودس است و مارتا گزارش می دهد که مبلغانی از بلغارستان به قسطنطنیه آمده اند. 19 نوامبر 1872، از «اتاق خودمان در خانه»: «ما، در خانهمان اینجا، به یکدیگر یادآوری کردیم که امروز تولد شماست - امروز شصت و دو! - و من چند ماه دیگر. ما واقعاً به سرعت به سمت هفتاد سالگی میرویم! زیرا سالها خیلی سریع میگذرند، و اگر چنین نشانههایی نداشتیم، فکر میکنم که باید سالهای سختی را میتوانستیم بگذرانیم تا این تولد را سپری کنیم. برخی غمگینها در زمانهای ما، اما ما شادیها را هم دیدهایم، هم خودمان و هم فرزندانمان.» فوریه 1873: "اینجا در خانه واقعاً راحت هستیم. همه خواسته های ما برآورده می شود، و وقتی چنین طوفان زمستانی امروزی می آید و باد شمالی می وزد، خوب است که احساس کنیم چوب خشک زیادی در زیر پوشش وجود دارد و سقف خوبی بالای سرمان وجود دارد، و در این روزهای مصیبت در دریا، خوب است که احساس کنیم هیچ کدام از آنها عمیق نیست." می 1868، مارتا در کشتی بخار آغیا سوفیا، «در سواحل آفریقا، در نزدیکی الجزیره» مشاهدات خود را از مسافران همسفران خود، یک زوج انگلیسی به نام نیکلسون، اعضای انجمن دوستان می نویسد: «این «دوستان» در راه خود، افراد بسیار غیور هستند و خیلی کم می خواهند که به آنها کمک کنند. جهان خارج از انگلستان – اما چیزی که حتی آنها هم فاقد دانش هستند کاملاً توسط غرور ملی ساخته شده است.» - |