آلبوم هشتم R Lambert Playfair: KCMG، راهنمای الجزایر و انجمن بریتانیا
| عنوان | آلبوم هشتم R Lambert Playfair: KCMG، راهنمای الجزایر و انجمن بریتانیا |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 1863 |
| نوع | سند |
| زبان | ara,deu,eng,fra |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه دانشگاه سنت اندروز |
| شماره ثبت | alma991017094840808966 |
| محل کتابخانه | دانشگاه سنت اندروز |
| تاریخ | 1863 |
| یادداشتها | آلبومی با برچسب "آلبوم هشتم" بخشی به نامههای مربوط به خانواده سلطان زنگبار، بخشی به نامهها، که بسیاری از آنها کاملاً مختصر از افراد سلطنتی یا دیگر شخصیتهای برجسته است، تا حدودی برای تبریک به رابرت لمبرت پلیفیر به خاطر اعطای جایزه KCMG خود و تا حدودی درباره انتشارات او برای شرکت انتشاراتی، جان موری. صفحات آغازین این آلبوم مربوط به سید بورگش بن سعید، سلطان زنگبار [تانزانیا] (1888-1835)، با عکسی از او و امضا نامه، و به ویژه خواهرش، سعیده سلیمه [شاهزاده سلمه] است که با یک تاجر آلمانی به نام اچ رویت مسیحی به هامبورگ گریخت. عکسهایی از آقا و خانم روته (حدود 1868) و برشهایی در مطبوعات درباره کتاب او «خاطرات یک شاهزاده خانم عرب» که در دوران بیوهاش نوشته شده بود، همراه با نامههایی به RLP درباره تلاش بیثمر او برای آشتی با برادرش و پروژه در سال 1884 برای ترک آلمان و اقامت در الجزایر وجود دارد. در مرحله دوم، این کتاب را میتوان به درستی یک آلبوم خودکار نامید که همانطور که هست، حاوی نامههایی (عمدتاً از نظر محتوایی ناچیز) توسط بریتانیاییها و دیگر شخصیتهای سلطنتی و دیگر افراد متمایز اجتماعی است که عمدتاً به RLP به عنوان سرکنسول الجزایر ارسال شده است. بنابراین نامههای کوتاهی در سال 1895 از هنری باتنبورگ (شوهر دختر ملکه ویکتوریا، بئاتریس)، یک عکس بدون تاریخ از، و مقالهای نوشته بهادر شاه، آخرین پادشاه دهلی [هند] و نامهای در سال 1863 توسط مهاراجه برتپور وجود دارد. یادداشتهای کوتاهی از آرشیدوک لوئیس سالواتوره، از مارکس لورن (شوهر دختر ملکه ویکتوریا، لوئیز) به تاریخ 1893 و نامه و عکسی از آرشیدوک لئوپولد بایرن در سال 1876 وجود دارد. بازیابی هدایایی که ملکه به دختر خدایش، ویکتوریا کارت، در سال 1884 به دست طلبکاران عمویش میافتاد. همچنین نامهای از یکی از خانمهای ملکه ویکتوریا وجود دارد که در آن از پذیرش ملکه از RLP "مصائب جهان مسیحیت" و ذکر مراسم عروسی سلطنتی در آینده خبر میدهد. بخش سوم و اصلی این آلبوم به انتصاب RLP در KCMG در سال 1886 داده شده است. نامه های تبریک فراوانی به سر لمبرت (همانطور که او انتخاب کرده بود) از اعضای خانواده، دوستان قدیمی، همکاران و آشنایان از طیف وسیع اجتماعی و جغرافیایی و همچنین اطلاع رسانی و عدم پذیرش پیش نویس ها به او ارسال شده است. مینیاتوری با تصویری جذاب و دستی از آن مدال. این آلبوم همچنین حاوی مکاتباتی کوتاه (و نسبتاً تیز) در سال 1886 بین RLP و ناشر، جان موری در مورد «راهنمای الجزیره» است که در آن اولی از کیفیت پایین نقشههای تولید شده برای کتاب توسط ناشر و دومی از ضرر مالی شرکت به دلیل اصرار RLP بر اثر فوقالعادهای شکایت میکند. نامههای بعدی بازیابی روابط خوب را نشان میدهد، با این حال، موری نوشت: «با این حال، اعتماد دارم که نمیتوان چیز دیگری در این مورد گفت و صمیمانه امیدوار هستم که آنچه گذشت، ممکن است جز ابری گذرا باشد که در غیر این صورت خوشایندترین ارتباط باشد». نامههای بعدی از جان موری و پسرانش، جان و هالام نشان میدهد که روابط آنها با RLP دوباره بسیار صمیمانه شده است و موری نسخه سوم راهنمای RLP به الجزیره را در سال 1889 ارائه کرد. در مورد همین موضوع، دو نامه از توماس کوک، آژانسهای مسافرتی، در پاسخ به راهنمای RLP وجود دارد یا در کتابی که به شکایات RLP مراجعه میکند. الجزیره به جای کار خود به دلیل اختلاف آنها با ناشر RLP، جان موری. مصالحه حاصل شد و توماس کوک موافقت کرد که از این پس کتاب راهنمای RLP را در الجزیره ذخیره کند. موضوع اصلی دیگری که در این آلبوم به آن پرداخته می شود، ریاست RLP در نشست بخش جغرافیایی انجمن بریتانیا در لیدز در سال 1896 است. موضوعی که او برای بخش خود انتخاب کرد، دریای مدیترانه بود و برش های مطبوعاتی و نامه های مربوط به آدرس ریاست جمهوری او - "یک تور تاریخی-جغرافیایی در سواحل مدیترانه بسیار مورد استقبال قرار گرفته است." در انتهای جلد فهرست اسامی ساده وجود دارد. صفحه 3 (1): نامه ای عربی خطاب به سرهنگ پلیفیر از سیده سلمه بنت سعید آل سعید، که به امیلی روت (1844–1924) نیز معروف است. شاهزاده خانم زنگبار و همسر تاجر آلمانی رودلف هاینریش روته (1839-1870) این نامه را در روز مرگ شوهرش (06/08/1870) نوشت و خاطرنشان کرد که او سه روز پس از تصادف درگذشت. امیلی در حین سوگواری برای مرگ رودولف، نگرانی خود را در مورد آینده خود و سه فرزندش ابراز می کند و نامه را با تأیید امید خود به خدا، دوستان و عزیزانش به پایان می رساند. او اگرچه به مسیحیت گرویده است، قسمت آخر قرآن 2: 156 را نقل می کند، «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (در حقیقت ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم)، آیه ای که به طور سنتی مسلمانان در زمانه اندوه به آن اشاره می کنند. صفحه 3 (3)، 1: نامه سید برغش بن سعید البوسعیدی، سلطان دوم زنگبار (ح. 1870-1888)، به کلنل پلیفیر. مورخ 14 ربیع الاول 1288 هجری قمری (3 ژوئن 1871). نوشته و امضای سلطان با مهر او. صفحه 3 (3)، 2: نامه خطاب به رابرت پلیفر، نوشته سید برغش بن سعید البوسعیدی، سلطان دوم زنگبار (ح. 1870-1888) با دست خود. مورخ 14 صفر 1284 هجری قمری (17 ژوئن 1867). صفحه 3 (3)، 3: نامه خطاب به رابرت پلیفیر، نوشته سید برغش بن سعید البوسعیدی، سلطان دوم زنگبار (ح. 1870-1888) با دست خودش. مورخ 14 ربیع الاخر 1284 هجری قمری (15 اوت 1867). صفحه 5: دستوری به زبان فارسی از بهادرشاه، آخرین پادشاه دهلی (ح. 1837-1857)، عریضه ای از کنیز/کنیز به نام پیاری بیگم صادر شد. این برگه دارای دستی ناخوانا و مداددار به زبان فارسی و حاشیهنویسی مورب انگلیسی است که روی آن نوشته شده است: «بهادر شاه [آخرین؟] پادشاه دهلی، فرمان صادر شده در دادخواست Peearee Begum». مورخ 7 [؟] ربیع الاول 1270 هجری قمری (8 دسامبر 1853). |
| Seviye | Item |
| Referans Numarası | msdep14/6/18 |