پیام - محمد بن عبدالله الوردی - ادریس السراج - دعاوی البلاد الحارث.
| عنوان | پیام - محمد بن عبدالله الوردی - ادریس السراج - دعاوی البلاد الحارث. |
|---|---|
| نویسنده | محمد بن عبدالله الوردی |
| نویسنده اورجینال | محمد بن عبد الله الورادي |
| تاریخ انتشار: | 12/06/1867 — 09/02/1284 |
| محل انتشار | مکنس، فاس - محمد بن عبدالله الوردی |
| موضوع | دعاوی حقوقی گاوآهن کشور |
| نوع | سند |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display2817 |
| محل کتابخانه | مکنس، فاس |
| تاریخ | 12/06/1867 — 09/02/1284 |
| یادداشتها | صلوات خداوند بر مولایمان محمد و آل اوست، بنده بالاترین مقام الهی، جسورترین فقیه، حکیم ترین عالم، پارسا، شادترین حاکم، سر ادریس السراج. درود و رحمت خدا بر شما در پیشگاه پروردگار ما که خداوند او را پیروز گرداند. و سپس به اطلاع شما می رسانیم که جناب عبدالجبار وازانی جنادی شبانه قاطری از خانه اش غارت کردند و به والی بنی ورد عرضه کردند و رشوه را به دو نفر از بنی ورد که ظلم کردند و به ناحق شهادت دادند که پسری به دنیا آمده است. او با الورادی و برادر زنش سی محجوب عبدالهادی، اصالتاً الورادی، ملاقات کرد و غارت کنندگان قاطر را به آنها نشان داد و الوازانی را به قصد دستگیری به صاحبان خانه لطبی تقدیم کرد، و چون او را شمرد، دو مرد را به دام انداختند و یک مرد را پشت سر آنها بردند. فرزندان لطبى و يكى از سي محمد بن أبوى مذكور به ناحق و ستمگرانه و بن ابو مذكور. در اینجا او به ناحق در زندان زاویه نگهداری می شود، این بار به مدت شش ماه، همانطور که قبلاً ذکر شد، همه آنها و سپس فرزندان الاطباء. آنها به دو حیوان رسیدند و آنها را از دست وازنی مذکور دور کردند تا اینکه در میان آنها زخمی شد. مردی از اشراف بنی جند مجروح شد و آنان را نزد امیر محمد والی مکنس فرا خواند، زیرا فرزندان لطب در هنگام شخم زدن در آنجا مشغول شخم زدن بودند. او آنها را بیش از دو ماه در بندر پسران عطابی در زندان مکنس دستگیر کرد تا این که مجروح فوق الذکر زخم بر آتاما را گرفت و پس از فروختن تمام محصولات خود و هیچ چیزی آنها را از زندان آزاد کرد. مجروح مذکور پس از تبرئه واقعی از شما شکایت کرد و من دستور دستگیری و زندانی کردن مردی را دادم که از فلان گذشت و با قحطی در خانه های ما رها شد و فرزندانش چادر فروختند به بربرها. ما به تو نوشتیم که خدا از تو راضی باشد و فرمان تو را بر ما ساقط کردند و تو او را عزل کردی. حالا دوست داریم حرف این آقا را در این موضوع قبول نکنید. و اگر در آنچه ذکر کرد دروغ بگوییم از اهل القلیه و اهل سیدی علی خواسته می شود که شما را از آنچه ذکر کرده است آگاه کنند. و اما قاطر او، سی محمد بن أبوی یاد شده، در اینجا به ناحق و ناحق و قهراً در دست وزینی مذکور است. محبت و سلام پروردگارمان در 9 صفر سال 1284 محمد بن عبدالله الوردی رضی الله عنه. |
| Kişi Adları | محمد بن عبو |