محدودیت - بیماری
| عنوان | محدودیت - بیماری |
|---|---|
| موضوع | بیماری |
| نوع | سند |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display3955 |
| یادداشتها | الحمدلله وقتی از من پرسید بر ذهن شهودی که ذوقی سبکتر است با سخنان اهل ذوق از عاشقانی که در غبار زیر ظرفها جان باختند. و اما عاشقان امروز ما به دلیل غلبه شهوات و بیماری ذائقه ها در زمره فاسقان به حساب می آیند. بسیار است که می گویند: «عمداً من را افکنده است» و غیره، سه آیه حلالیت می طلبد، پس من به او پاسخ دادم که گفت: «وَ إِذا بِهُمْ بِهُمْ وَ أَعْمَلُونَ». نامه های خالی از پالایش و سوزنده گله ها. گفتار او «عمداً مرا انداخت»، یعنی عمداً مرا به آنجا انداخت (قطع عضو) تا اینکه مرا با دیدنش غافلگیر کرد. و قول او که «جوانی من غلبه کرد و بعد جوانی من شد» یعنی شدّت جوانی من تبدیل شد و مانند آخر روز که ظاهر شد و جوانی خود را آغاز کرد و مانند سپیده دم شد. و قول او «با چشم روشن» و غیره کنایه از تیراندازی است و این که چشم است، زیرا پرتاب آن شدیدتر از پرتاب تیر است، زیرا تأثیر معنی قویتر از تأثیر پیر در ذات شریف و خوش ذوق است، و گفتار او «ولی او شلیک می کند» و غیره. دشوار است. از او فرار کرد و گفت: نه، اما او چیزهای گرانبها را می اندازد. او خود را با "ارزشمندی" بیان کرد، که ثبات در حالت ترس و اضطراب است، زیرا پسر با آن از دیگران متمایز می شود. سپس گفتن «بیمار» به گوش او، از گفتارشان: «شتر چون ارباب راضی است اگر بعد از سختی راضی شود» و گفتن «تکریم از او» و غیره. حسن ذاتی که صبر است و نه در عاریه حسن اتفاقی که خودنمایی و آراستن به لباس است به گفته شیخ شمس الدین از میله های عاریه نوری در آن بود و یقین داشتم که در عشق دیگری گرفتار بودم و حواسم به خاموش کردن خروجی و آن هم منحرف می شد و در آن می شد. گفت: من در عشق چیز دیگری از او پرت شدم و به قلبم گفتم: این زینب است. |