پیام - محمد الصفار - بازار الزوایه
| عنوان | پیام - محمد الصفار - بازار الزوایه |
|---|---|
| نویسنده | محمد الصفار |
| محل انتشار | کوه زرهون - |
| موضوع | گوشه و کنار بازار |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display4414 |
| محل کتابخانه | کوه زرهون |
| یادداشتها | حمد و ستایش مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما محمد و آل و اصحاب او و مولای ما فقیه برجسته و مولای من محمدصفار و پس از انجام آنچه از جانب خداوند بر آن واجب شده ایم، در کمال علم به کمالات ما نباشید. آقا، خداوند عزّ و جلّ او را جاودانه گرداند، زیرا که ما از متولیان مولای خود، پیش پرداختی از قبیل جارو و قطعات آن را خریده بودیم، چنانکه معلوم است محدودیت پدرشوهرش، مولای ما امام، روحش را مدتی عنایت فرماید. سه سال به مدت نود هزار مثقال، و سرور ما، خدای متعال وجودش را ماندگار کند، به کارگرانش نوشت که ما را در کنترل آنچه به ما دادهاید حمایت کنند تا هیچ کس دیگری از آن خلاص نشود. به دستور مولای رحمه الله عمل کردند. سپس در آن مانند تاردا و کوه زرهون و اطراف آن، دیگران را گماشتیم تا آنچه را که از آن برای ما ظاهر میشد بخرند و از کسانی که میخواستند بدون اجازه ما آن را دفع کنند، جلوگیری کردیم. اینک مانند تردا و کوه زرهون و اطراف آن، مردم به خرید و فروش در آن پرداختند و خرید آن را ممنوع کردند. و نمايندگان ما آن را دفع كردند و مدعي است كه آقاي ما رضوان الله تعالي فرجه الشريف آن را به آنها سپرد و خريد و فروششان در آن زياد شد تا اينكه باعث شد در بازار نانوايان در ادريسيه زاويه فروخته شود، چنانكه در قرعه اي نشان دادم و مردم آن نظارت را انكار كردند و ديگران فقط پس از آنكه قبلاً در هتل الب فروخته شده بود، در هدو فروخته شد. الزاویه و نه جای دیگر و موضوع به همین حالت باقی ماند. سیستم خرید و فروش در الکانتراده در همه مغازه هایش ناکارآمد بود و استاد ما که خدا او را حمایت کند، به این موضوع و صلح نگاه گسترده تری داشت. |