پیام - احمد کانون، عبدالله بن احمد - عبدالله بن احمد، ادریس السراج - شکایت مغازه ها از اجاره

عنوان پیام - احمد کانون، عبدالله بن احمد - عبدالله بن احمد، ادریس السراج - شکایت مغازه ها از اجاره
نویسنده احمد کانون، عبدالله بن احمد
نویسنده اورجینال أحمد كنون، عبد الله بن أحمد
تاریخ انتشار: 04/05/1867 — 29/12/1283
محل انتشار - احمد کانون، عبدالله بن احمد
موضوع مغازه ها از اجاره شکایت دارند
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display2050
تاریخ 04/05/1867 — 29/12/1283
یادداشت‌ها حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما محمد و آل و یارانش، بهترین و کامل ترین فقیه، باشکوه ترین رئیس جمهور، سیدی عبدالله بن احمد. درود و رحمت خدا بر شما در پیشگاه پروردگار ما که خداوند او را پیروز گرداند. و آنچه از کمال تو لازم است این است که حاج هانو را در ندایی که لغزش کرده است حمایت کنی و در آن با عزت بایستی، چون خداوند متعال در آن مظلوم و مورد حمله قرار می گیرد، و حاج هانو در آن هنگام که دعوت از نظر ظلم بر او مقرر شد. من از تذلغ برای ما بهره بردم و در آن بر او ظاهر شد که مخصوصاً این است که حاج مهدی به او اجازه داده بود که بر بقال ها مالیات وضع کند، زیرا او امینی بیش از وزن سنگ بود، پس چنین کرد و نزد او آورد. از او خواستیم. درباره چیزی از آنها به او گفت که ما آن را می پردازیم و با هم شهادت می دهیم و بر سر آن اختلافی بین آنها پیش آمد تا اینکه تذلغت از موضوع طلعت الحاج مهدی به ما شکایت کرد و استاد ما اجازه داد تا آن را به متولیان پرداخت کنند و آنگاه گران ترین دکان تزیین بود. برای بقالی، پس از بقالی در آن خرید و فروش بهره برد، پس حاج مهدی از او ضامن خواست، پس ابوعنان دو ضمانت به او داد و مهدی ضمانت نداد و به من اقرار کرد که در نزد اوست. سپس پس از مدتی بقال با بدهی فرار کرد، پس به حاج مهدی مصمم شد که العباق برای بچه های تازی یک لاستیک به مبلغ ریال داده و مبلغ اضافی را از هر کس که آن را پرداخت کرده است، می گیرد. بعد حاج مهدی از قضیه شکایت کرد، آقا ما برای جمع آوری لاستیک ها نزد ارباب حساب بیرون آمدند. پس همه چیز را رها کرد و علی ذلغات را هدایت کرد و تصمیم گرفت زینت مغازه را بفروشد که الابق گرانترین آن بود و آن چیزی که زیاد می دهد بدهی آفاق است و برای ما سنگین نیست، پس به درب خانه من موش آمد و من با او رسیدم به درب خانه من که چه حاجی دیدیم. در ذهن در ملکوت تاریخ به بقال ها دستور داد و آنها را بر واجب اختیار کرد، با این تفاوت که اولین چیزی که فروخته می شود زینت دکان است و همچنین تکلیف دیگری از جانب پروردگارش بر آن است و اگر آنها واجب بودند آیا جز فرشته چیزی هست؟ بدهی را از طرف هر که بوده می پردازد، پس نتیجه گرفته شد که مثل دکان و انبار است. Either he fled or he lost, for the least of them. از طرف کسی که فرار کرده یا ضرر کرده بدهی را می پردازد. این شریک این یکی را خرید و او را کور کرد یا قرض گرفت. و سلام و واجب هایی که قبل از حاج هانو انجام دادند به سه نفر نگاه کردند جز محبت برادر به برادر در آن ضعیف و عافیت او. خداوند شما را شفا دهد و درود بر شما باد. موضوع برای شما آسان خواهد شد. در ذهن شما خواهد بود. الحمدلله دوستدار و بنده بزرگوار ما فقیه جناب ادریس السراج، خداوند شما را حفظ کند و درود و رحمت خدا بر شما باد. به حق بهترین پروردگارمان که خداوند او را پیروز گرداند. و بعد نگاه کنید که حاج احمد کانون در مورد السوسی چه آورده است که می خواهد حاج مهدی او را به ناحق و تجاوزکارانه بر خود بگیرد. خداوند ما و او را ببخشد. سپاس خداوندی را که تو را شایسته حق قرار داد و از اهل آن قرار داد. و بر او خواستیم که عقل خود را به سؤال بسپاری تا هر صاحب حقی حق خود را بگیرد، زیرا شک نداریم که اگر به سؤال فکر کنی جز به حق قطعی نمی شود. این اعتقاد ماست و در سال 29 حج به پروردگارمان و به عشق و آرامش عادت کرده ایم. 83                   عبدالله بن احمد رضی الله عنه
Kişi Adları الحاج المهدين السوسي
مشاهده در منبع بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود

پیام - احمد کانون، عبدالله بن احمد - عبدالله بن احمد، ادریس السراج - شکایت مغازه ها از اجاره

نویسنده احمد کانون، عبدالله بن احمد
نویسنده اورجینال أحمد كنون، عبد الله بن أحمد
تاریخ انتشار 04/05/1867 — 29/12/1283
محل انتشار - احمد کانون، عبدالله بن احمد
موضوع مغازه ها از اجاره شکایت دارند
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display2050
تاریخ 04/05/1867 — 29/12/1283
یادداشت‌ها حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما محمد و آل و یارانش، بهترین و کامل ترین فقیه، باشکوه ترین رئیس جمهور، سیدی عبدالله بن احمد. درود و رحمت خدا بر شما در پیشگاه پروردگار ما که خداوند او را پیروز گرداند. و آنچه از کمال تو لازم است این است که حاج هانو را در ندایی که لغزش کرده است حمایت کنی و در آن با عزت بایستی، چون خداوند متعال در آن مظلوم و مورد حمله قرار می گیرد، و حاج هانو در آن هنگام که دعوت از نظر ظلم بر او مقرر شد. من از تذلغ برای ما بهره بردم و در آن بر او ظاهر شد که مخصوصاً این است که حاج مهدی به او اجازه داده بود که بر بقال ها مالیات وضع کند، زیرا او امینی بیش از وزن سنگ بود، پس چنین کرد و نزد او آورد. از او خواستیم. درباره چیزی از آنها به او گفت که ما آن را می پردازیم و با هم شهادت می دهیم و بر سر آن اختلافی بین آنها پیش آمد تا اینکه تذلغت از موضوع طلعت الحاج مهدی به ما شکایت کرد و استاد ما اجازه داد تا آن را به متولیان پرداخت کنند و آنگاه گران ترین دکان تزیین بود. برای بقالی، پس از بقالی در آن خرید و فروش بهره برد، پس حاج مهدی از او ضامن خواست، پس ابوعنان دو ضمانت به او داد و مهدی ضمانت نداد و به من اقرار کرد که در نزد اوست. سپس پس از مدتی بقال با بدهی فرار کرد، پس به حاج مهدی مصمم شد که العباق برای بچه های تازی یک لاستیک به مبلغ ریال داده و مبلغ اضافی را از هر کس که آن را پرداخت کرده است، می گیرد. بعد حاج مهدی از قضیه شکایت کرد، آقا ما برای جمع آوری لاستیک ها نزد ارباب حساب بیرون آمدند. پس همه چیز را رها کرد و علی ذلغات را هدایت کرد و تصمیم گرفت زینت مغازه را بفروشد که الابق گرانترین آن بود و آن چیزی که زیاد می دهد بدهی آفاق است و برای ما سنگین نیست، پس به درب خانه من موش آمد و من با او رسیدم به درب خانه من که چه حاجی دیدیم. در ذهن در ملکوت تاریخ به بقال ها دستور داد و آنها را بر واجب اختیار کرد، با این تفاوت که اولین چیزی که فروخته می شود زینت دکان است و همچنین تکلیف دیگری از جانب پروردگارش بر آن است و اگر آنها واجب بودند آیا جز فرشته چیزی هست؟ بدهی را از طرف هر که بوده می پردازد، پس نتیجه گرفته شد که مثل دکان و انبار است. Either he fled or he lost, for the least of them. از طرف کسی که فرار کرده یا ضرر کرده بدهی را می پردازد. این شریک این یکی را خرید و او را کور کرد یا قرض گرفت. و سلام و واجب هایی که قبل از حاج هانو انجام دادند به سه نفر نگاه کردند جز محبت برادر به برادر در آن ضعیف و عافیت او. خداوند شما را شفا دهد و درود بر شما باد. موضوع برای شما آسان خواهد شد. در ذهن شما خواهد بود. الحمدلله دوستدار و بنده بزرگوار ما فقیه جناب ادریس السراج، خداوند شما را حفظ کند و درود و رحمت خدا بر شما باد. به حق بهترین پروردگارمان که خداوند او را پیروز گرداند. و بعد نگاه کنید که حاج احمد کانون در مورد السوسی چه آورده است که می خواهد حاج مهدی او را به ناحق و تجاوزکارانه بر خود بگیرد. خداوند ما و او را ببخشد. سپاس خداوندی را که تو را شایسته حق قرار داد و از اهل آن قرار داد. و بر او خواستیم که عقل خود را به سؤال بسپاری تا هر صاحب حقی حق خود را بگیرد، زیرا شک نداریم که اگر به سؤال فکر کنی جز به حق قطعی نمی شود. این اعتقاد ماست و در سال 29 حج به پروردگارمان و به عشق و آرامش عادت کرده ایم. 83                   عبدالله بن احمد رضی الله عنه
Kişi Adları الحاج المهدين السوسي
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید