پیغام - محمد الخمسی - الطیب المقری - فروش خانه دعاوی قضایی

عنوان پیغام - محمد الخمسی - الطیب المقری - فروش خانه دعاوی قضایی
نویسنده محمد الخمسی
نویسنده اورجینال محمد الخمسي
تاریخ انتشار: 03/08/1947 — 16/09/1366
محل انتشار - محمد الخمسی
موضوع فروش خانه دعوی
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display15727
تاریخ 03/08/1947 — 16/09/1366
یادداشت‌ها الحمدلله یگانه جناب پاشا، کاملترین، بهترین عالم، سرچشمه ادب و اشراف، شجره نجیب و نیکوکار، فقیه، مهربان، فرزند وزیر، بزرگترین ضرر، آقا حاج محمد مقری. درود و رحمت خدا بر شما باد، به صلاح پروردگارمان که خداوند او را حمایت کند. پس از آن تقاضای حقیرانه خود را به شما تقدیم می کنم. لطفا ما را در تحقق آن یاری کنید و برای اجرای آن تلاش کنید. زیرا از زمان وفات آن رحمه الله مصمم شدم برای سکونت مکانی به حساب خود و مستاجرانم بخرم. در چند روز گذشته آن را خریدم و مقداری از قیمتی که به خریدار بدهکار بود پرداخت کردم. از آنجایی که وضعیت مالی استادم پایین است، تصمیم گرفتم یکی از املاک پدرشان را به دلیل بی پولی و وضعیت نامناسب به آنچه خریدم بفروشم. مهلت تعیین شده برای داشتن کلید فروشگاه و پرداخت مابقی قیمت تمام شده بود. سپس از ساکن فروشگاهی که قصد فروش آن را داشتم برای تخلیه آن شکایت کردم تا به دلیل خالی بودن قیمت آن گران و گران شود. برای آن حکم به من داده شد و مهلت خروج شش ماه بود که بیشتر آن گذشته بود. با توجه به اتمام مهلت و مهلت مقرر، مابقی قیمت را از خریدار خواستیم و من چیزی برای پرداخت ندارم. از این رو به خاطر اخلاق و فضل و کرامتی که به او عطا کردی و چون معتقدم این افتخار توست که در کنار فرزند صالحت که خود را گمان پدرش را از دست نداده است، به سوی تو خواهد آمد (بهتر). من با مبلغ سیصد هزار فرانک، 300000 تسویه حساب کرده ام. امیدوارم در راه پیشرفت و احسانی که منجر به حکم آمدن نزد من می شود، جناب عالی پاشا، با یقین کامل، تمام تلاش خود را برای به دست آوردن پرونده فوق الذکر من به کار خواهید بست و من را از این مشکلی که قابل حل نیست به گونه ای که غیر از شما راضی نیستید، نجات دهید. سپس در مورد مرد سخاوتمندی که پرونده من را دارد بسیار فکر و اندیشه کردم و درخواست خود را به او عرض کردم، اما جز تو کسی را نیافتم. خواهش می کنم به ما کمک کن تا به خاطر عزتت در من بستگانم که در بهشت ​​کار می کنم (قطع عضو) کنیم. من به یک دلالی دیگر برای صلوات پرداختم و او از آنچه در حال حاضر درخواست دارم حمایت کرد و در نهایت افتخار می کنم که او را ببوسم. با دستان سخاوتمندتان زندگی پربرکت و بهروزی کامل را برایتان آرزومندم و همیشه در پناه عنایت خداوند متعال، مهر و محبت کامل و سلامت باشید. آزاد شده در شانزدهم رمضان سال 1366 فرزند عزیز و صالح شما محمد الخمسی رحمت الله علیه.
مشاهده در منبع بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود

پیغام - محمد الخمسی - الطیب المقری - فروش خانه دعاوی قضایی

نویسنده محمد الخمسی
نویسنده اورجینال محمد الخمسي
تاریخ انتشار 03/08/1947 — 16/09/1366
محل انتشار - محمد الخمسی
موضوع فروش خانه دعوی
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display15727
تاریخ 03/08/1947 — 16/09/1366
یادداشت‌ها الحمدلله یگانه جناب پاشا، کاملترین، بهترین عالم، سرچشمه ادب و اشراف، شجره نجیب و نیکوکار، فقیه، مهربان، فرزند وزیر، بزرگترین ضرر، آقا حاج محمد مقری. درود و رحمت خدا بر شما باد، به صلاح پروردگارمان که خداوند او را حمایت کند. پس از آن تقاضای حقیرانه خود را به شما تقدیم می کنم. لطفا ما را در تحقق آن یاری کنید و برای اجرای آن تلاش کنید. زیرا از زمان وفات آن رحمه الله مصمم شدم برای سکونت مکانی به حساب خود و مستاجرانم بخرم. در چند روز گذشته آن را خریدم و مقداری از قیمتی که به خریدار بدهکار بود پرداخت کردم. از آنجایی که وضعیت مالی استادم پایین است، تصمیم گرفتم یکی از املاک پدرشان را به دلیل بی پولی و وضعیت نامناسب به آنچه خریدم بفروشم. مهلت تعیین شده برای داشتن کلید فروشگاه و پرداخت مابقی قیمت تمام شده بود. سپس از ساکن فروشگاهی که قصد فروش آن را داشتم برای تخلیه آن شکایت کردم تا به دلیل خالی بودن قیمت آن گران و گران شود. برای آن حکم به من داده شد و مهلت خروج شش ماه بود که بیشتر آن گذشته بود. با توجه به اتمام مهلت و مهلت مقرر، مابقی قیمت را از خریدار خواستیم و من چیزی برای پرداخت ندارم. از این رو به خاطر اخلاق و فضل و کرامتی که به او عطا کردی و چون معتقدم این افتخار توست که در کنار فرزند صالحت که خود را گمان پدرش را از دست نداده است، به سوی تو خواهد آمد (بهتر). من با مبلغ سیصد هزار فرانک، 300000 تسویه حساب کرده ام. امیدوارم در راه پیشرفت و احسانی که منجر به حکم آمدن نزد من می شود، جناب عالی پاشا، با یقین کامل، تمام تلاش خود را برای به دست آوردن پرونده فوق الذکر من به کار خواهید بست و من را از این مشکلی که قابل حل نیست به گونه ای که غیر از شما راضی نیستید، نجات دهید. سپس در مورد مرد سخاوتمندی که پرونده من را دارد بسیار فکر و اندیشه کردم و درخواست خود را به او عرض کردم، اما جز تو کسی را نیافتم. خواهش می کنم به ما کمک کن تا به خاطر عزتت در من بستگانم که در بهشت ​​کار می کنم (قطع عضو) کنیم. من به یک دلالی دیگر برای صلوات پرداختم و او از آنچه در حال حاضر درخواست دارم حمایت کرد و در نهایت افتخار می کنم که او را ببوسم. با دستان سخاوتمندتان زندگی پربرکت و بهروزی کامل را برایتان آرزومندم و همیشه در پناه عنایت خداوند متعال، مهر و محبت کامل و سلامت باشید. آزاد شده در شانزدهم رمضان سال 1366 فرزند عزیز و صالح شما محمد الخمسی رحمت الله علیه.
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید