قراردادهای حقوقی - دعوا، سرقت، کلیک - نقره
| عنوان | قراردادهای حقوقی - دعوا، سرقت، کلیک - نقره |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 27/12/1871 — 14/10/1288 |
| موضوع | دعوی دزدی - نقره کلیک کنید |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display14152 |
| تاریخ | 27/12/1871 — 14/10/1288 |
| یادداشتها | الحمدلله پس از اعتراف سیدی محمد بن السید حماد صنعت جاز به اینکه مادرش زینت دختر حاج قدور بن کیران از مردم جواهرات و دو همسر و سکه نقره و زندانش مرجان با دو سکه نقره مستتار و دو ستاره نقره ای و دو ستاره نقره ای استتار گرفته است. آن را با مردم در میثقال توانا در دومین و سی و چهار مثقال قدیمی گرو گذاشت. او حضور یافت و در آن عیساوی بن الحاج ادریس بن کیران بود. او با آن موافقت کرد و آنها شهادت دادند. احکامی دارد که او را واجب می کند که عدّه را از طرف عمه خود به جا آورد تا زمانی که برای دفع این فساد و حفظ مال مردم آن را از او وصول کند، با اقرار به اینکه از مال پاک و خالص خود این کار را انجام داده است و جواهرات شرح داده شده نزد امینی باقی مانده است که در اختیار صاحب آن است تا زمانی که در اختیار صاحب آن باشد. خدا حفظش کنه و چون پسر آن زن به حبس افتاد و در مورد مذکور ذکر شد و پسر برادر زن مذکور از او درخواست کرد که از عدّه او چه چیزی بر او واجب شده بود، بین آنها قرارداد بسته شد که او بپردازد. فرزند مذکور متعلق به پسر عمویش است، از عدّه ای که از دست او خارج شده، صد مثقال در موارد فردی و سی مثقال از قدیم، و در مابقی برای خدای تعالی و پدر زن با عموی خود برابر است. از عیسوی مذکور شهادت دادند که تمام عدّه ای را که برای آن مقرر شده بود به طور کامل و با تفتیش و اقرار به او داده بود و عمه و فرزندش و پدرش را که خامی مذکور است از باقیمانده ای که به طور کامل بخشیده شده بود تبرئه کرد تا از آنها نخواهند. آنها همچنین شهادت دادند که پسر این مبلغ را از پول خود پرداخت کرده است. با اخلاص برای او و اینکه متعهد بود قبل از اینکه سرنوشت او را بدانند از طرف او جبران کند، از کسانی که فرزند آن زن را میشناختند کاملاً به او گواهی دادند و برخی از آنها در زندان بودند و از آنها خبر داشتند. در چهاردهم شوال سال دویست و هشتاد و هشت و هزار نفر از بنده پروردگارش الحمدلله ناظر شاگرد آقای محمد فتح بن الحاج علی الترنباتی شهادت داد که از دست حاج جلالی ابوخبزه تمام مچ پا را برگرداند و بعد از آن دو مچ پای او را برگرداندند و بعد از آن دو مچ پای او را برگرداندند. همانطور که سیدی محمد بن الترنباتی شهادت داد، آنها را در حضور فرزند آن زن در اطراف خود شناسایی کرد. حاج الطیب الجیشی گفت که در اواسط جوهر تمام صندوق های شما را از دست شخصی که ذکر کرده است به خاطر این که مال او بوده در اختیار او قرار داده است و از جمله اینکه با رضایت پسر مذکور یک قبض تصرف، تصرفی کامل و عینی در مورد او رهن کرده است. حاج فضول بن سیدی محمد العامری نیز شهادت داده است که از دست کسی که ذکر کرده دو بلوط طلا را تصرف کرده است زیرا به اعتراف وی ملکی کامل و محسوس از او بوده است، همچنان که شریف سیدی محمد بن شریف سیدی ادریس الادریسی از دست آن شخص که از او نام برده است شهادت داده است. مالکیت السید الطاهر نیز از شاگرد محمد البری شهادت داد که از دست شخصی که تمام چربی مرجانی را که از طرف سید عبدالوهاب بن السید محمد بنیس برای او توصیف کرده بود، به دست آورده است. حاج علال بن السید مکی نیز شهادت داد که همه برملوس های باقی مانده در اطراف او با رضایت پسر در همه آنها تصرفی کامل و حضوری از دست کسی که ذکر کرده بود به دست آورده بودند. السید احمد بن الحاج عبدالوحید حلو نیز مواد خامی را که در اختیار داشت مشاهده کرده و در گزارش پسر مذکور شخصاً آن را در اختیار خود نشان داده است. از این رو، هر یک از نامبردگان شهادت دادند که زن مذکور را قبول نداشت، مگر آنچه را که به دست آورده بود، و او را تبرئه کردند، و او از این امر کاملاً تبرئه شد. آنها از سرنوشت او خبر داشتند. به تمام وحرف بر آنان شهادت داد و در نیمه شوال سال دویست و هشتاد و هشتاد و دویست هزارم حق که سه مرتبه به آن دست یافت. الجلالی جبران کرد. می دانستند. |