پیام - بلکاسم - ادریس السراج - دزدی گوسفند، شکایت، عشایر
| عنوان | پیام - بلکاسم - ادریس السراج - دزدی گوسفند، شکایت، عشایر |
|---|---|
| نویسنده | بلکاسم |
| نویسنده اورجینال | بلقاسم |
| تاریخ انتشار: | 20/04/1865 — 24/11/1281 |
| محل انتشار | - بلکاسم |
| موضوع | قبایل شکایت دزدی گوسفند |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display3521 |
| تاریخ | 20/04/1865 — 24/11/1281 |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداست و صلوات خداوند بر استاد ما محمد و خاندان استاد پاشا الاسعد فقیه سیدی ادریس السراج باد. خداوند به شما امنیت و آرامش عنایت فرماید و خداوند شما را با وجود پروردگارمان رحمت کند. بعد از آن آقا، سخاوت داشته باشید که گوسفندان اهل سیدی عبدالله الخیاط، به اندازه سیصد و هشتاد و دو نفر از آنها گرسنه بودند و صاحبانشان دیروز آن را به دست آوردند، و چون به آن دست یافتند، در این باره با فقیه سیدی محمد الصفاریت مشورت کردم و آن حضرت به مولای ما پیروز شد. وقتی این خبر به مولای ما رسید، به فقیه گفت: بگو غنیمت را کامل کنند تا یک سر هم باقی نماند. وقتی فقیه بیرون آمد و متصدی آنها را خطاب قرار داد تا اینکه در حضورش حاضر شد، سخنان مولای ما را به او گفت، پس از او خواست که پنجشنبه آینده را به تعویق بیندازد. مولای ما گفت که اهل سیدی عبدالله الخیاط بر آنچه که از دستشان رفته بود سوگند یاد می کنند و هر وقت او را قسم می دادند دستگیر می شدند و المطیری اسب آنها را که در اختیار داشتند طلب می کرد، فقیه به او گفت: تا چیزی برایت باقی نماند. و سپس آن را برای شما خواهند آورد. و اما ملاقات زرحنه با بنی معیر و مجات همه دیروز به دست فقیه حضور یافتند و او از زرحنه سخنانشان را پرسید، پس آنچه گفته بودند به او گفتند. افساری را که داشت بیرون آورد و برای بنی معطر خواند و به آنها گفت: چه می گویید؟ جمع آن را انکار کردند، پس به زرحنا گفت: باید این را ثابت کنی. به او گفتند: آیا زرهنه کسی است که راه را می بندد و دزدی می کند؟ فقیه به بنی معطر گفت پس اسم را شلوغ کردند. وسایلت را بیاور زرهنی ها را شبانه به مجالس آنها فرستادم. تا زمانی که شما را مطلع نکنیم متوجه خواهیم شد که آیا آنها اقرار می کنند یا تکذیب می کنند. خبر را به فقیه برگرداندم و گفتم این موضوع را برای ما محفوظ بدار تا عید فرا رسد و چشم زهرهنی ها به هم برسند. و وقتی ملاقات کردید، موضوع و نظر شما را خواهند داشت. و اما سران سگروشن دیروز شکایت کردند و فقیه گفت این دعوت چگونه است؟ پس به او گفتم: آنچه زرهنی ها داشتند به آنها دادند و آنچه را که برایشان مانده بود جمع کردند. آيت حسين با آنان بود و به آنان گفتند: ما مال آنچه به دست آورده ايم، هستيم. امین با شماست و شما با ما سخن می گویید و ما ما را از همه چیز آگاه می کنیم. دید شما گسترده تر است. درود بر شما در 24 قعده الحرام سال 12814، بنده شما حاج بلکاسم رضی الله عنه توفیقش دهد. |
| Kişi Adları | الفقيه محمد الصفار |