پیام - الطیب بن ابراهیم القلایی - ادریس السراج - اسبها - شکایت زندان پارسیان
| عنوان | پیام - الطیب بن ابراهیم القلایی - ادریس السراج - اسبها - شکایت زندان پارسیان |
|---|---|
| نویسنده | الطیب بن ابراهیم القلایی |
| نویسنده اورجینال | الطيب بن إبراهيم القليعي |
| تاریخ انتشار: | 19/07/1872 — 13/05/1289 |
| محل انتشار | - الطیب بن ابراهیم القلایی |
| موضوع | اسب - شکایت زندان فارس |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display6588 |
| تاریخ | 19/07/1872 — 13/05/1289 |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خداوند بر مولا و پروردگار ما محمد و یارانش، شادترین پیشوا، باشکوه ترین شوالیه، سیدی ادریس. درود و رحمت خدا بر شما باد به صلاح پروردگارمان که خداوند او را پیروز گرداند. و آنگاه سخاوتمند باش که پسر عموی ما جیلانی صاحب کتاب از اسبی که بر آن سوار بودند نزد پسر حاج بوعذا مولای من ابوبعزا بن حاج الطیب شکایت کرد و او به جستجوی آن رفت تا به قبیله زمور رسید و آن را با صد نفر جست و جو کرد. ثمن مذکور را تا پرداخت و همراهی کرد و سفر کرد و آنگاه نزدیک شد و آن دو که به سوی او میرفتند با او روبرو شدند و او را دستگیر کردند و درهمهای یاد شده او را گرفتند و دستش را پشت سر او نهادند و با طناب او را بستند و به طرف ادریسیه زاویه بردند، چنانکه گویی روحی را برای آنان در زندان انداخته است. چون خبر دادند، هیبتی در مدشر شد و خواست که حاکم بزرگ بیفتد، به برادرانم گفتم: وقتی شما را محدود کرد، بنشینید که خداوند بر کارگر و هر که از شما ننشیند، برکت می دهد. ما او را به گوشه ای می بریم و اکنون برادرمان را تحت مراقبت خدا و تو قرار می دهیم. به خدا سوگند اگر موفق نشدیم، این متهمان محاکمه می شوند، اما پنهانی، و انشاءالله شب را بر این اسب می گذراند، زیرا درگیری بین برادران من و برادران مکی بن ادریس رخ داد. ولى الحمدلله كه تو را داروى مسلمانان كرد و ظالم را از مظلوم دور كرد. و اینک پسر عمویم که تماس گرفت و همچنان به شما گفت که چه اتفاقی بر او افتاده است و به عشق مولای ما در سیزدهم جمادی الاول سال 1289 شیخ الطیب بن ابراهیم قلاعی رضایت همگان را اعلام کرد. |
| Kişi Adları | الجيلاني، كريم علمك بان ابن عمنا الجيلاني، المكي بن إدريس |