پیام - محمد الحمیان - ادریس السراج - الحمر (الاغ) قبایل زندانی
| عنوان | پیام - محمد الحمیان - ادریس السراج - الحمر (الاغ) قبایل زندانی |
|---|---|
| نویسنده | محمد الحمیان |
| نویسنده اورجینال | محمد الحميان |
| تاریخ انتشار: | 03/08/1871 — 16/05/1288 |
| محل انتشار | - محمد الحمیان |
| موضوع | هیمارها (خرها) قبایل زندانی هستند |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display15048 |
| تاریخ | 03/08/1871 — 16/05/1288 |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما و مولای ما محمد و آل و اصحابش و عشق ما و رهبر و شادترین و برجسته ترین عالم سیدی ادریس، درود و رحمت خدا بر شما باد، به بهترین وجه مولای ما پیروز باد. و آنگاه به شأن استاد ما باشد که مسئله اسیران در آنجا پسر عموی ما آقا محمد و همراهان اوست، در مورد حمیار ولد عبیده این است که پسر عموی ما دستمال پاک جنادی بافنده در کنار خود را در موسم نوزاد داد و بعد از آن فرار کرد. سابقه با پسر عموی ما با پدرش رحمه الله. روزی به جای ما خدمت کرد و پسر عموی ما او را مانند حائق دستگیر کرد و حاج کثیر بین آنها افتاد تا اینکه در حرم آل طاهر حاضر شدیم و به پسر عبیده گفت: من قاسم هستم. روزی صحابی سیدی محمد که الحیلی است نزد من آمد و به من گفت: با من به مدشر بیا تا تو را از شر الاغ حفظ کنم. پس با حیلی نزد مهدی فوق الذکر آمدم و شما را از الاغ ها آگاه کردم. چون آنچه شد، بر پای جد ایستادم و شخصی را به دست عبیده نزد جروان فرستادم و آن گروه از طاهر مذکور متولد شد و پسرش سفید حسن، برادران بشری، الطاهر مذکور از کشور جروان آمد، و او را جز مضارک حاضر نمی کنند. او از گروه در دوربرگردان فوق می شنود. آیا پسر عموی ما با کسانی که با او هستند به سراغ آنها می آید یا نه؟ سپس رسولی که مسلمان شد در شعبه با مردی ملول برخورد کرد که حضور یافت و با حجاب برای او شهادت داد. هنگامی که نان را چنانکه ذکر شد پوشاندیم، خادمان را نزد جروان به میدان مذکور فرستادند تا جمع شدند و البشار مذکور در صورتجلسه گروه خود شهادت داد. پس ابن عبید با ما در خیمه اردو زد و دوازده مثقال با ما مهمانی کرد و ما به آن ظلم و خصومت شهادت دادیم و اینک خدا را دیدم و درهمها را به آنها برگرداندم و از الاغها اطلاعی ندارم و همینطور گروهش می گویند که ما این شهادت را به او خیانت کردیم تا این که به خدا قسم با یک داور پس از این نان به شهادت خود نشناختیم. پسر عموی نامبرده و کسی که تهمت دزدی یا غیر آن داشته باشد و ما تا به حال خبر بدی از آنها نشنیده ایم و خداوند نماینده آنچه می گوییم است و این چیزی است که باید گزارش شود. پروردگارا و با عشق و درود ابدی در شانزدهم جمادی الاول سال 1288 عزیزان شما غلامان و فقیرانی هستند، به غفران او محمد الحمیان صلی الله علیه و آله و سلم به وسیله او امین مکی بن الطاهر به فضل و رحمت من و مکی از حب و جلال من و مکی بن مایه توفیق عنایت فرماید. ای استاد، رهایی همه را که حقیقت آنها برای تو برعکس شده است و هیچ قدرت و برادری جز به خدا و صلح نیست. |