پیام - محمد الحفیان الحمدوچی - ادریس السراج - شکایت از فساد و فصول
| عنوان | پیام - محمد الحفیان الحمدوچی - ادریس السراج - شکایت از فساد و فصول |
|---|---|
| نویسنده | محمد الحفيان الحمدوشي |
| نویسنده اورجینال | محمد الحفيان الحمدوشي |
| تاریخ انتشار: | 02/07/1871 — 13/04/1288 |
| محل انتشار | مکنس - محمد الحفيان الحمدوشي |
| موضوع | شکایت از فساد فصول |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display6576 |
| محل کتابخانه | مکنس |
| تاریخ | 02/07/1871 — 13/04/1288 |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خداوند بر مولای ما محمد و آل و یارانش، عشق ما، رهبر، شادترین و با شکوه ترین عالم، سیدی ادریس، درود و رحمت و برکات خداوند بر شما باد، به خیر و صلاح استاد ما. و آنگاه سخاوت داشته باشید که عده ای از عموزاده های ما در امر ما به شما پاسخ داده اند و مشغول کاوش شده اند و دلیل آن این است که در موسم باری از گاو برای اهل مکنس آورده شد سیدی عبدالکریم الوزانی که نامه ای با دو ریال فرستاد که آن را منتشر کرد. او به قصد ذبح آن در مرقد سیدی علی بن حمدوچه قربانی کرد. خداوند از آن بهره مند شود. امضای پسرعموهایمان بود. قربان اهل مکنس را رها کن تا آن را به نیت سیدی عبدالکریم ذبح کنی. سپس، گوساله فوق الذکر در سوراخی در شیشه دراز کشید. صبح که شد، به دنبال گاو نر آمدیم، اما آن را پیدا نکردیم. پسرعموهای ما که برای شما می آمدند برخاستند و جارو به پاشا قائد محمد رساندند و از طرف ما از او شکایت کردند. فرقه حمدوچی را با جارو نفرین کردند و ما را به چیزی که نداشتیم آغشته کردند. من امضا کردم به خدا سوگند که معبودی جز او نیست، نه از او شناختی دارم و نه خبری از او نوشته ام. امروز دورهمی در ربیع نازل شده است. مولایم علی ما را کشاند و من به آنها گفتم: جدا نشوید، اجازه دهید با آن نزاع را اصلاح کنیم، چنان که مولای ما هنگامى که امر گنبد را در دست ما وزارت قرار داد، چنانکه مىدانید، فرمان داد و پس از آن که مولایمان به ما دستور داد بر ربیعه بایستیم، به ربیعه یا هیچ یک از آن نزدیك نشویم، در گذشته به ربیع نزدیک نشدیم و به هیچ یک از آن اعتنا نکردیم، و تا به حال به دست آنان نبودیم. و من فهمیدم که هر که نزد ولی فقیه آمد، از بزرگواران بود، مگر اینکه آنها مانند این عباس باشند، و من بدون او با او ایستاده ام، و این همه به دلیل عدم قضاوت ما نسبت به آنها و غفلت ما نسبت به آنهاست، و من هم از مولایمان بیایم نامه ای به نیت تبرک مولایمان صلی الله علیه و آله در ضیافت خجسته و بر این امر واجب است و ما هم چنانکه از ما می دانید در سیزدهم ربیع الثانی سال 1288 همواره در محبت و سلام هستیم. |
| Kişi Adları | عبد الكريم الوازاني |